پری ناز افتادگان

سلام

این هم عکس پری ناز خانوم

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

دانلود رایگان کتاب سووشون

 
soshoon

سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسنده نامدار چند دهه گذشته است. نویسنده در این رمان زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به زیبایی به نگارش درآورده است. کاربرد برخی واژه‌های عامیانه شیرازی در متن گیرایی داستان را صد چندان کرده است. یکی از ویژگی‌های سووشون ساختار ساده و بیان روان آن است.

تاریخ انتشار : ۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
نويسنده كتاب : سیمین دانشور
تعداد صفحات : 306
تعداد بازدید : 468
تعداد نظرات : بدون نظر
منبع مطلب : ای افــ دانلود
نويسنده مطلب : احسان
حجم دانلود : 3.5 مگابایت
برچسب مطلب :
, , , , , , , , , , , ,

پیامک روز معلم

اس ام اس مخصوص تبریک روز معلم
اس ام اس مخصوص تبریک روز معلم
اندیشه ام از تو سبز و آباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده



در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من


آموزش عشقم از همین مکتب توست
اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من
چون عامل دردم این غم و این تب توست


با این گچ عشق تخته ی جانم زن
خطّی ز کلام خود به ایمانم زن
صد درس در این کلاست آموخته ام
یک درس ز عشق جان ویرانم زن



بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد

اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .



ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

روزت مبارک



آموزگارم ، تو باغبانی

می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی

با درسهایت دیو جهالت از من گریزد

اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی

من غرقه بودم در بحر غفلت

دستم گرفتی  ای ناجی من،

من همچو قایق ، تو بادبانی

 بر خوان ِ دانش من میهمانم

 تو ای معلم ، خود میزبانی

کار تو باشد، ارشاد انسان

همکار ِ  خوب ِ  پیغمبرانی



ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

روزت مبارک



 معلم هدفت عشق است و ایثار

هزاران خفته از عشق تو بیدار

روزت مبارک


دبیر عزیزم . یاد تو همیشه در ذهنم .عشق تو در قلبم و عطر مهربانت همیشه در وجودم

 جاری است ، روزت مبارک . . .




تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست . معلمی هنر است ،

عشقی است آسمانی  . . .

روزت مبارک



با یاد معلم شهید ، استاد مرتضی مطهری روز معلم را گرامی می داریم .



1000 گل سرخ تقدیم به معلم عزیزم  که به من درس صبر و وفاداری آموخت .

 و مرا در سرزمین دانش بارور ساخت . روزت مبارک . . .



ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )

 هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .



سپاسگزر همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را . . .



نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم . نمی دانم چگونه شما را

 توصیف کنم ، معلمی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ، چقدر زیبا واژه ها را آسمانی

می کنید . شاگرد کوچک شما....



روز معلم یادآور شکوه و عظمت زنان و مردان پاکباخته ای است که در طول تاریخ در عرصه ی تعلیم و تربیت زیباترین جلوه های عشق و ایثار را به نمایش گذاشته اند .



معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .

                                                                                          استاد شهید ، مرتضی مطهری



اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .

                                                                                            معلم شهید ، دکتر شریعتی


یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید ؛ فیلسوف فرزانه آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم گرامی و جاودانه باد



دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان

وزیر اموزش و پرورش اعلام کرد:
معلمینی که چون شمع می سوزند
تا پایان سال ۸۸ گازسوز خواهند شد



مخصوص دبیر شیمی !

مهر شما ، گرافیت وجود مرا الماس کرد . من از با شما بودنم چیزی فراتر از استوکیومتری

 زندگی و مولاریته شادیها آموختم . امیدوارم کلویید زندگی تان شفاف و معادلات زندگیتان

 موازنه شده و محلول زندگیتان از عشق و محبت فراسیر شده باشد . با بیشترین درصد

 خلوص دوستتان دارم و با بالاترین غلظت مولال ، روزتان مبارک !



سلامی برگرفته از آیه شریفه ی (سلام من قول رحیم) نثارتان باد این مناسبت را غنیمت

شمرده روزتان را تبریک عرض مینمایم . . .



معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت .

خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود . دانای عشق روزت مبارک . . .



ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )

 هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .



معلم با تو من یاد گرفتم که چگونه زنده باشم و چگونه زندگی کنم . . .

روزت مبارک . . .


سلامت گفتم پیامم دادی ، پیامت چراغ راه زندگیم شد و مرا به سرزمین نور و آگاهی

 هدایت کردی ای آینیه تمام نمای عشق و محبت و ایثار هرروزت مبارک باد . . .



فروغ صبح دانایی انیس روز نادانی چگونه پاس دارم تورا اینک که می دانم خدا هم نیز چون

 من تورا بسیار دوست می دارد من هم چون خدایم تو را دارم

با سپاس بی حد ... روزت مبارک



معلم باغبان باغ عشق است معلم قافله سالار عشق است
 

پیام تبریک استاد بی همتای آواز ایران، استاد شجريان به اصغر فرهادی...

پیام تبریک استاد بی همتای آواز ایران، استاد شجريان به اصغر فرهادی... 

دهم اسفند ۱۳۹۰

 

جناب اصغر فرهادی


در این زمانه استعداد کش هنر ستیزی که همه درها به روی هنرمندان و نویسندگان و سینما گران آزاد اندیش جز یک در بسته است شما و همکارانتان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید و جایزه ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردم خود به ارمغان آوردید.
جناب فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار مفیدتر بود.
درود به شرفت  درود به پشتکار و شهامتت. مفتخرم به یکایک همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم بردار آقای محمود کلاری آفرین و تبریک بگویم.


سرفراز و برقرار باشید

محمدرضا شجریان

شب یلدا

شب یلدا

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.

هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.

هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود

حافظ در شب یلدا

معمولاً در شب يلدا رسم بر اين است كه صاحب‌خانه، ديوان حافظ را به بزرگتر فاميل كه سواد دارد، مي‌دهد. سپس هر يك از ميهمانان نيت كرده و بزرگِ مجلس، اين جمله را مي‌گويد و تفعلي به گنجينه حافظ مي‌زند: «اي حافظِ شيرازي/ تو محرم هر رازي/ بر ما نظر اندازي/ قسم به قرآن مجيدي كه در سينه داري...» يا هر چيزي شبيه به اين. اين رسم يكي از رسوم پرطرفدار شب يلداست كه امروزه با فن‌آوري روز نيز به‌روز شده. به طوري كه در بعضي خانواده‌ها به جاي كتاب حافظ، از فال‌نامه، نرم‌افزار تفعل مجازي در رايانه، پایگاه هاي اينترنتي ویژه فال، نرم‌افزارهاي ويژه تلفن همراه، سامانه پیام کوتاه یا پیامک و... براي انجام اين رسم استفاده مي‌كنند كه سرگرمی خوبی برای خانواده ها در این شب بلند سال است.

 

پبشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است.

این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی.

یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است(زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمد). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند .

شب یلدا آیین مهر

جشن یلدا در ایران امروز

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

 

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.

میراث خبر، گروه فرهنگ، کیان مهر احمدی_ «ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

لازم به ذکراست یلدا در سرزنیم های فلات ایران روسیه و دیگر کشورها با پیشینه ی تاریخی برگزار میشود

قسمت آخر سريال عشق ممنوع

سلام من كه عاشق اين فيلمم ولي آخرش واقعا بد تموم ميشه خوب به هر حال اين هم خلاصه قسمت آخر سريال به همراه عكس هاش راستي نظر يادتون نره

مهند وسمر رابطه عاشقانه ای را اغاز میکنند .و در قسمت های پایانی مهند برای لاپوشانی این رابطه به نهال (دختر عدنان) ابراز علاقه می‌کند. عدنان که از تمایل دخترش برای ازدواج با مهند آگاه است، موافقتش را اعلام می‌کند و تاریخ عروسی مشخص می‌شود. اما در قسمت پایانی راننده شخصی عدنان که شاهد رابطه پنهانی سمر و مهند بوده، همه چیز را برای عدنان بازگو می‌کند. با خبر دار شدن عدنان، سمر که از مشکلات روحی شدیدی رنج می‌برد خودکشی می‌کند. مهند بر سر قبر سمر حاضر میشود و میگویید که واقعا عاشق سمر بوده و برای همیشه به دور دستها میرود در حالی که از همه کارهای خود پشیمان است و عدنان و فرزندانش زندگی جدیدی را  اغاز میکند.

 

7 آبان زادروز کورش بزرگ گرامیباد

کوروش بزرگ از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو
برای دیگر کاربردها، کوروش (ابهام‌زدایی) را ببینید. کوروش بزرگ شاه پارس، شاه انشان، شاه ماد، شاه بابل، شاه سومر و اکد
شاه چهارگوشهٔ جهان نقش برجسته کوروش در پارک سیدنی استرالیا دوران ۵۵۹–۵۲۹ پیش از میلاد.[۱] (۳۰ سال) تاجگذاری انشان، پارس زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد زادگاه انشان، پارس مرگ ۵۲۹ پیش از میلاد محل درگذشت به احتمال زیاد پاسارگاد آرامگاه پاسارگاد پیش از کمبوجیه دوم پس از کمبوجیه یکم همسر کاساندان دودمان هخامنشیان پدر کمبوجیه یکم مادر ماندانا فرزندان کمبوجیهبردیاآتوساآرتیستونرکسانا [نمایش] ن • ب • وجنگ‌های کوروش بزرگ پارس (۵۵۲ پ.م) – هیربا (۵۵۲ پ.م)مرز پارس (۵۵۱ پ.م)پاسارگاد (۵۵۰ پ.م)پتیرا (۵۴۷ پ.م) – تیمبرا (۵۴۷ پ.م)ساردیس (۵۴۶ پ.م) – اوپیس (۵۳۹ پ.م) کوروش، ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان: ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.[۲] دربارهٔ کوروش تمام مورخین توافق دارند که شاهی بود با عزم، عاقل و مهربان که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل می‌شد و برخلاف پادشاهان آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود.[۳] جنگ و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد و رفتار او با پادشاهان مغلوب لیدیه و بابل سیاست تسامح او را بخوبی نشان می‌دهد.[۴] با پادشاهان مغلوب به اندازه‌ای مهربانی می‌کرد که آنها دوست کوروش شده و در مواقع مشکل به او یاری می‌نمودند. با مذهب و معتقدات مردم کاری نداشت بلکه برای جذب قلوب ملل آداب مذهبی آنها را محترم می‌داشت. شهرها و ممالکی که در تحت تسلط او در می‌آمدند، هیچگاه معرض قتل و غارت واقع نمی‌شدند. [۵] آنچه درباب وی برای مورخ جای تردید ندارد، قطعاً این است که لیاقت نظامی و سیاسی فوق‌العاده در وجود او، با چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود که در تاریخ پادشاهان شرقی پدیده‌ای به‌کلی تازه به شمار می‌آمد.[۶] کوروش از ذکر عناوین و القاب احتراز داشت، در کتیبه‌هایی که از او مانده، این عبارت ساده خوانده می‌شود، من کوروش شاه هخامنشی هستم. حال آنکه شاهان دیگر خود را خدا می‌خواندند.[۷] ایرانیان کوروش را پدر[۸] و یونانیان او را سرور و قانون‌گذار می‌نامیدند[۹] و به وی به چشم یک فرمانروای آرمانی می‌نگریستند.[۱۰] یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار به شمار می‌آوردند،[۱۱] ضمن آن‌که بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.[۱۲] محتویات ۱ واژهٔ کوروش ۲ تبارنامه کوروش بزرگ ۳ زادگاه و افسانهٔ زایش کوروش بزرگ ۴ همسر و فرزندان ۵ غلبه بر مادها ۶ تسخیرامپراتوری لیدی و آسیای صغیر ۶.۱ اتحاد سه دولت لیدی، بابل، مصر ۶.۲ شرح وقایع ۷ تسخیر بابل نو ۷.۱ آزادسازی اسیران یهودی در بابل ۷.۲ منشور حقوق بشر کوروش ۸ روایت‌های مختلف دربارهٔ مرگ کوروش ۹ ذوالقرنین ۱۰ یادمان‌ها ۱۱ پیوند به بیرون ۱۲ نگارخانه ۱۳ جستارهای وابسته ۱۴ پانویس ۱۵ منابع واژهٔ کوروش [ویرایش] نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است: پارسی باستان: Kūruš در کتیبه‌های عیلامی: Ku-rash درکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ash در زبان یونانی باستان: Κῦρος آمده‌است. در زبان عبری: کورِوش Koresh در زبان لاتین: سیروس Cyrus(که به انگلیسی «سایروس» خوانده می‌شود.) تبارنامه کوروش بزرگ [ویرایش] تبارنامه کلی هخامنشیان       هخامنش شاه پارس                                                                                         چا ایش پیش شاه پارس                                                                                                     آریارامن فرماندار پارس   کوروش یکم شاه انشان                                                                                   آرسام فرماندار پارس   کمبوجیه اول فرماندار انشان                                                                                   ویشتاسپ شاهزاده   کوروش دوم شاه ایران                                                                                                                                     داریوش یکم شاه ایران   کمبوجیه دوم شاه ایران   بردیا شاهزاده   آرتیستون شاهدخت   رکسانا شاهدخت   آتوسا ملکه       تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان (انزان) و عیلام (شمال خوزستان کنونی)، حکومت کرده بودند. کوروش دربارهٔ خاندانش، بر سفالینهٔ استوانه‌ای شکلی، محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. اینکه چه وقایعی روی داده که پارس‌ها عیلام را تسخیر نموده و شاخه‌ای از سلسلهٔ هخامنشی را در آنجا برقرار کرده‌اند، معلوم نیست. احتمال می‌رود که پس از آنکه آشور بنی پال در سال ۶۴۵ پیش از میلاد، دولت عیلام را منقرض کرد، پارس‌ها از فرصتی که در اثر جنگ بین آشور و ماد بدست آمده بود، استفاده کرده، پادشاهی جدیدی را در انشان تأسیس کرده‌باشند.[۱۳] هخامنش سر سلسلهٔ این دودمان است که در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد، میزیسته‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت پارس و انشان (انزان) رسید. بعد از فوت او سلسلهٔ هخامنشی دوشاخه شده و کوروش یکم شاه انشان و عیلام و آریارامن شاه پارس شد. سپس پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه یکم شاه انشان و عیلام و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند.[۱۴] کمبوجیه یکم با شاهدخت ماندانا، دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد، ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود. داریوش بزرگ در کتیبه بیستون نیز این مطلب را تأیید می‌کند، زیرا شاه مزبور می‌گوید، من نهمین شاه از سلسلهٔ دوگانهٔ هخامنشی هستم. (با حذف ویشتاسپ چون پدر داریوش بزرگ به عنوان شاه حکمرانی نکرده‌است.)[۱۵] زادگاه و افسانهٔ زایش کوروش بزرگ [ویرایش] تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتسیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ‌نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و حسن پیرنیا و پرسی سایکس، افسانه زایش کوروش بزرگ را از هرودوت برگرفته‌اند. همسر و فرزندان [ویرایش] مشهور است که نام همسر کوروش کاساندان بوده و وی از تبار هخامنشیان می باشد.کوروش کاساندان را بسیار دوست می‌داشت و پس از مرگش در سراسر امپراتوری کوروش، مراسم سوگواری برپاکردند.[۱۶] بیشتر کسانی که به کاساندان به عنوان همسر کوروش معتقدند به گفته هرودوت استناد می‌کنند.بنا به گفته کتزیاس، کوروش با دختر آستیاگ ازدواج کرده‌است . این بدان معناست که همسر کوروش، خالهٔ وی بوده و شاید همین مورد باعث شده‌است، برخی کوروش بزرگ را به ازدواج با محارم متهم کنند. اما باید توجه داشت که فقط کتزیاس به این مورد اشاره کرده‌است. گزنفون دیگر مورخ یونانی معتقد است کوروش با دختر سیاکسار پسر آستیاگ ازدواج کرده‌است. [۱۷] در کتیبه بیستون - که به دستور داریوش یکم نگاشته شده است - بیان می‌شود که کمبوجیه و بردیا فرزندان کوروش؛ از یک مادر هستند.[۱۸] پس از مرگ کوروش، فرزند ارشد او کمبوجیه دوم به سلطنت رسید. نام پسر کوچکتر کوروش بردیا بود. کوروش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا (به اوستایی هئوتسه به معنی خوش اندام)، رکسانا (روشنک یا به اوستایی رئوخشنه) و آرتیستونه (آرتوستونه) بود.[۱۹] آتوسا بعدها با داریوش بزرگ ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.[۲۰] غلبه بر مادها [ویرایش] گسترهٔ امپراتوری هخامنشیان در زمان کوروش بزرگ پدران کوروش که از چند نسل قبل از وی در انشان پادشاه بودند، در طلوع قدرت ماد نسبت به پادشاه آن قوم اظهار تبعیت می‌کردند. کوروش وقتی در سال ۵۵۹ پیش از میلاد در انشان به سلطنت نشست، خیلی زود ضعف و انحطاط دولت ایشتوویگو (آستیاگ یا آژی‌دهاک) را دریافت و همین نکته او را به فکر توسعهٔ قدرت و خیال کسب استقلال انداخت. وجود نارضایتی‌های بسیار در طبقات مختلف، اعلام این طغیان را برای کوروش ممکن کرد. طوایف پارس و متحدان آنها که از طرز فرمانروایی پادشاه ماد ناراضی بودند، بزودی با کوروش همدست شدند. در سال ۵۵۰ پیش از میلاد با قوت یافتن کوروش، ضرورت سرکوبی او قطعی‌تر گشت اما لشکری هم که خود ایشتوویگو جهت دفع او آورد، در نزدیک پاسارگاد بر پادشاه خود شورید و او را تسلیم کوروش کرد.[۲۱] نابونید پادشاه بابل در لوحه‌های بدست آمده، این واقعه را اینطور نوشته‌است، ایشتوویگو قشونی جمع کرده به جنگ کوروش رفت ولیکن قشون او یاغی شده و شاه را گرفته، تسلیم کوروش نمود. پس از آن کوروش همدان را تسخیر کرد و طلا و نقره و ثروت زیادی بدست او آمد و تمام این غنائم را به انشان برد.[۲۲] پیوستن نیروهای ماد به کوروش نشان می‌دهد که جنگجویان ماد کوروش را همچون بیگانه‌ای تلقی نمی‌کردند و بخاطر انتساب وی از طریق مادرش ماندانا به خاندان ماد، سلطنت پادشاهی ماد را بنوعی حق و میراث او می‌دیده‌اند. کوروش بعد از اسارت ایشتوویگو، با پدربزرگ خود با احترام رفتار کرده و حتی او را، در دنبال تسخیر سارد، بر لشکری که سواحل آسیای صغیر را مسخر کرد، فرماندهی داد.[۲۳] تسخیرامپراتوری لیدی و آسیای صغیر [ویرایش] کشور باستانی لیدی و پایتخت آن سارد اتحاد سه دولت لیدی، بابل، مصر [ویرایش] تسخیر ماد باعث تشویش دول همجوار و غیر همجوار گردید. سه دولت نامی آنزمان یعنی لیدی، بابل و مصر داخل مذاکره شدند که در مقابل کوروش اتحاد سه گانه‌ای تشکیل دهند. بدین ترتیب کرزوس، پادشاه لیدی، نابونید، پادشاه بابل نو و آماسیس دوم، پادشاه مصر علیه کوروش هم پیمان شدند.[۲۴] شرح وقایع [ویرایش] پادشاه لیدی، کرزوس بود. خواهر وی آریه نیس، با آستیاگ ازدواج کرده و ملکهٔ مادها بود. کرزوس علاقهٔ فراوانی به توسعهٔ قلمرو خود داشت ولی دو سبب خاص او را در هجوم به کوروش تشویق می‌کرد، یکی به واسطهٔ اعتمادی بود که به نظر پیش‌گویان معبد، جهت پیروزی خود داشت و دیگری آنکه می‌خواست انتقام شوهر خواهر خود، آستیاگ را از کوروش بگیرد.[۲۵] پس از سقوط دولت بزرگ ماد، کرزوس در اندیشه فرو رفت که باید به جنگ تدافعی اکتفا کند یا به کوروش حمله برد، بالاخره بعد از مشورت با غیب‌گوها تصمیم به حمله گرفته‌شد و بنای تجهیزات را گذارده و با اسپارت داخل مذاکره شد و موافقت آنها را جلب کرد.[۲۶] دولت بابل و مصر نیز چون از بزرگ شدن پارس سخت بیمناک بودند، مشغول به تجهیز کردن خود و آمادگی برای جنگ نمودند. سرانجام در سال ۵۴۹ پیش از میلاد، پادشاه لیدی به ایران حمله برده و ارتفاعات کاپادوکیه را که در قدیم پایتخت دولت قوی هیتی‌ها بود، اشغال کرد. در پائیز آن سال جنگ سختی مابین لشکر لیدی و پارس روی داد. پادشاه لیدی به تصور اینکه پارس‌ها جرئت تجاوز را در موقع زمستان، بخاک لیدی نخواهند داشت، قشون خود را مرخص کرد با این نیت که سال بعد قشون متحدین بابل و مصر هم خواهند رسید و کار پارس را خاتمه خواهند داد لیکن قشون ایران که تازه نفس و جوان بودند و تازه لذت فتوحات را کشیده بودند، از سرمای زمستان باکی نداشته تا سارد پایتخت لیدی پیش روی کردند و شاه لیدی، کرزوس مجبور شد، در نزدیکی پایتخت با آنها نبرد کند. دولت اسپارت که متحد لیدی بود، نتوانست به موقع قشونی برای کمک به لیدی بفرستد و در نهایت پایتخت لیدی سارد، به تصرف قشون ایران درآمد.[۲۷] قبل از سقوط سارد کوروش به یونانی‌ها تکلیف کرده‌بود که با او متحد شوند ولی آنها نپذیرفتند بنابراین پس از تسخیر لیدی دست کوروش باز بود که کار مستعمرات یونانی در آسیای صغیر را یکسره کند. در سال ۵۴۵ پیش از میلاد کوروش توانست، تمامی آسیای صغیر را به تصرف خود درآورد.[۲۸] تسخیر بابل نو [ویرایش] کوروش در بابل گرفتن بابل کار بسیار مشکلی بود زیرا استحکام برج و باره‌های این شهر مشهور بود. با وجود این در بهار ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش قصد تسخیر آن را نمود و از دجله عبور کرد. در بابل بعد از بخت النصر سه نفر پادشاهی کردند تا اینکه روحانیون تاجری به نام نبونعید بر تخت نشست. راجع به تسخیر بابل دو روایت موجود است: یکی از هرودوت و اسیران یهودی در بابل و دیگری مبنی بر اطلاعاتی که از کاوش‌های باستان‌شناسی در بابل و تحقیقات پیرامون آن بدست آمده‌است. بنا بر روایت هردوت، تسخیر بابل از این‌گونه بوده‌است که پادشاه بابل در نزدیکی آن شهر با لشگر ایران جنگ کرد و شکست خورد و با عدهٔ زیادی از لشگر خود به داخل بابل پناه برد. گرفتن شهر با حمله محال بود و با محاصره هم خیلی طول می‌کشید زیرا بابلی‌ها در اراضی وسیعی که در درون شهر بابل بود، کشت و زرع می‌کردند و به اندازهٔ کافی آذوقه داشتند، بنابراین کوروش دستور دارد مسیر رودخانهٔ فرات را عوض کنند. پس مجرای قدیم خشک شد و لشگر کوروش از آن راه وارد بابل شد و به این ترتیب بدون جنگ بابل در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به تصرف لشگر کوروش درآمد. اما برابر اسنادی که از کاوش‌های باستان‌شناسی بابل به دست آمده، تسخیر بابل به علت خیانت سرداران بابلی بوده‌است. نبونعید مجسمه رب النوع اور را به بابل آورده، پیروان بل مردوک رب النوع بابلی‌ها را از خود رنجاند. این‌ها با کوروش همدست شدند و او وقتی که رود دیاله (رود سیروان) و دجله نسبتاً کم آب بود، مسیر این دو رود را عوض کردند و از این طریق به داخل شهر وارد شدند.[۲۹] بنا بر هر دو روایت کوروش در معبد بزرگ بابل بر طبق مراسم مذهبی بابلی‌ها تاجگذاری کرد و احترام زیادی به مذهب بابلی قائل بود.[۳۰] آزادسازی اسیران یهودی در بابل [ویرایش] پس از تسخیر بابل تمامی سرزمین‌هایی که مطیع آن بودند به اطاعت کوروش درآمدند. از آن جمله می‌توان فلسطین و شهرهای فینیقیه را نام برد. کوروش دستور آزادی تمامی اسیران یهودی در بابل را که توسط بخت النصر به بابل آورده شده بودند صادر کرده و اجازه داد که یهودیان به فلسطین مراجعت کرده و معابد قدیم خود را که خراب شده بود، تعمیر نمایند.[۳۱] لازم به تذکر است که نام کورش در کتاب مقدس عهد عتیق در نوزده آیه ذکر شده و در چند آیه مورد ستایش قرار گرفته‌است. در کتاب اشعیای نبی در باب ۴۵ آیهٔ اول کوروش را «مسیح» یعنی نجات‌دهنده خوانده و چنین می‌نویسد: « خداوند به مسیح خود یعنی کوروش که دست او را گرفتم تا به حضور وی امت‌ها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود، چنین می‌گوید که من پیش روی تو خواهم خرامید و مکان‌های ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنج‌های ظلمت و خزائن مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی که من، یهوه، که تو را به اسمت خوانده‌ام خدای اسرائیل می‌باشم. به خاطر بندهٔ خود یعقوب و برگزیدهٔ خویش اسرائیل، هنگامی که مرا نشناختی تو را به اسمت خوانده‌ام و ملقب ساختم. من یهوه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نیست. من کمر تو را بستم، هنگامی که مرا نشناختی. تا از مشرق آفتاب و مغرب بدانند که سوای من احدی نیست. پدید آوردندهٔ نور و آفرینندهٔ ظلمت.(آیهٔ ۸) [۳۲]  » در مورد رهایی قوم یهود از اسارت بابل، در کتاب دوم تواریخ ایام، باب ۳۶ آیات ۲۲ و ۲۳ چنین نوشته شده‌است: « خداوند روح کوروش پادشاه پارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را مرقوم داشت، کوروش پادشاه پارس چنین می‌فرماید. یهوه خدای آسمان‌ها تمامی ممالک زمین را به من داده‌است و او مرا امر فرمود که خانه‌ای برای وی در اورشلیم که در یهود است، بنا نمایم.[۳۳]  » مانند همین مضمون نیز در کتاب عزرا باب اول آیات اول تا چهارم آمده‌است. اشعیای نبی نیز در باب ۴۴ آیه ۲۸ چنین می‌نویسد: « (خدا) دربارهٔ کوروش می‌گوید: که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به انجام خواهد رسانید و (خدا) دربارهٔ اورشلیم می‌گوید بنا خواهد شد و دربارهٔ هیکل که بنیاد نو، نهاده خواهد گشت. [۳۴]  » منشور حقوق بشر کوروش [ویرایش] نوشتار اصلی: منشور حقوق بشر کوروش بزرگ منشور حقوق بشر کوروش بزرگ در موزه بریتانیا. معاون دبیر کل سازمان ملل متحد، شاشی تارور، در مقابل نمونه بدلی استوانه کوروش، نیویورک استوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده‌است که در تاریخ ۱۸۷۸ میلادی، در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل، کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود را با اهالی بابِل، پس از پیروزی شرح داده‌است. این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به بسیاری از زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد. نمونهٔ بدلی این استوانه، در مقر اصلی سازمان ملل، در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. این منشور ارزشمند در شهریور ماه سال ۱۳۸۹ طی مراسمی رسمی از طرف موزه بریتانیا به ایران قرض داده شد، که آن را برای بازدید عموم در موزهٔ ایران باستان در معرض نمایش قرار دادند و در تاریخ ۲۷ فروردین سال ۱۳۹۰ به لندن بازگردانده شد.[۳۵][منبع زده شده یافت نمی شود] روایت‌های مختلف دربارهٔ مرگ کوروش [ویرایش] آرامگاه کورش بزرگ نوشتار اصلی: مرگ کوروش بزرگ مرگ کورش در سال سی‌ام سلطنت او در حدود سال ۵۲۹ پیش از میلاد اتفاق افتاده‌است. روایات مختلفی دربارهٔ مرگ کوروش وجود دارد. هرودوت می‌نویسد، راجع به در گذشت کوروش روایات مختلف است اما من شرحی را که بیشتر در نظرم معتبر می‌نماید نقل می‌کنم. کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ماساگت (ماساژت) قومی از سکاها که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند، به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد، میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش (تومیریس) ملکهٔ سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کوروش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدیه و دایی مادر کوروش که تا پایان عمر، به عنوان یک مشاور به کوروش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. کوروش نظر کرزوس را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. نخست عده‌ای از جنگاوران ماساگت‌ها به رهبری سپارگاپیس فرزند ملکه، به دسته‌ای از سربازان لشکر کوروش که از بقیه جدا افتاده‌بودند، حمله کرده و همه را به خاک هلاکت انداختند. بعد از آن پیروزی آنها بر سفرهٔ طعام بازمانده از لشکر کوروش نشسته و با اشتیاق فراوان انقدر خوردند و نوشیدند که مست و بیهوش شدند. پارسیان در این هنگام وقت را غنیمت شمرده بر سر آنها ریختند و سپارگاپیس را اسیر کردند. سپارگاپیس وقتی به هوش آمد و خود را اسیر دید، از کوروش استدعا کرد که غل و زنجیر از او بردارند. کوروش این تقاضا را اجابت کرد. وقتی دستان او آزاد شد، از شدت ننگ و عار خود را درجا کشت. بعد از جنگی بین دو سپاه درگرفت که از جهات شدت و خشونت در میان سایر اقوام سابقه نداشت و عاقبت ماساگت‌ها غلبه کردند و خود کوروش نیز کشته‌شد.[۳۶] بروسوس (مورخ کلدانی) در ۲۸۰ پیش از میلاد آورده‌است که کوروش در جنگ با طوائف داهه (دها، یکی از عشایر سکایی) کشته شده‌است. از قول کتزیاس پزشک دربار هخامنشی آمده‌است که کوروش در اثر جراحاتی که در جنگ با دربیک‌ها (به انگلیسی: Derbike) به او وارد آمده‌بود، کشته شده‌است. آنها فیل‌هایشان را رها کردند، اسب کوروش رم کرده و کوروش بر زمین افتاد. یکی از سربازان هندی که با دربیک‌ها متحد بودند، زوبینی به ران او انداخته‌است و کوروش را به خیمه‌اش بردند و او در اثر این زخم بعد از سه روز درگذشته‌است. [۳۷] اینکه هر سه قوم یاد شده، در بالا از طوایف سکاها بوده‌اند، نشان می‌دهد که آخرین جنگ‌های کوروش با طوایف سکاها بوده‌است اما بعید به نظر می‌رسد که وی در این جنگ‌ها کشته شده‌باشد. مخصوصاً در روایت هرودوت بسیار بعید می‌رسد که باقیماندهٔ سپاه شکست خورده توانسته باشند، جسد بدون سر او را برای دفن به پاسارگاد بیاورند.[۳۸] بر طبق روایت‌های گزنفون و استرابون این جنگ‌ها به کشته شدن کوروش منجر نشده‌است و وی به مرگ طبیعی وفات یافته‌است. در هر حال راجع به پایان کارش، هیچ روایتی را از روی قطع بر روایت دیگر، نمی‌توان ترجیح داد.[۳۹] استرابون جغرافیدان معروف می‌نویسد، سنگی بر آرامگاه بود که بر روی آن نوشته شده‌بود: « ای رهگذر! من کوروش پسر کمبوجیه هستم. من شاهنشاهی پارس را بنیاد گذاشتم و فرمانروای آسیا بودم. بر این گور رشک مبر.[۴۰]  » ذوالقرنین [ویرایش] نقش برجسته انسان بالدار در پاسارگاد نوشتار اصلی: ذوالقرنین درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده‌است. کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی، چین شی هوان، یکی از ملوک حمیر گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی، دربارهٔ آنها بررسی‌هایی انجام شده‌است. ابوالکلام آزاد با تفسیر آیات ۸۲ تا ۹۵ سوره کهف دلایل استواری آورده‌است که ذوالقرنین موصوف، کوروش هخامنشی می‌باشد.[۴۱] شماری از فقیه‌های معاصر شیعه نیز کوروش را «ذوالقرنین» می‌دانند. علامه طباطبایی، صانعی و مرتضی مطهری از معتقدان این نظر هستند.[۴۲] در کتاب تفسیر نمونه، نوشتهٔ ناصر مکارم شیرازی نوشته‌شده، از آن جهت به کوروش، ذوالقرنین می‌گفتند که شرق و غرب مال او بود. یادمان‌ها [ویرایش] ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، خیابان کوروش کبیر تهران به «خیابان شریعتی» تغییر نام یافت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، محله کورش اهواز به «کوی ملت» تغییر نام یافت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، فروشگاه کورش به «فروشگاه قدس» تغییر نام یافت. در دیگر نقاط جهان خیابان کورش نام یکی از خیابان‌های مرکزی شهر اورشلیم، پایتخت کشور اسرائیل است.[۴۳] خیابان کورش نام یکی از خیابان‌های مرکزی شهر لندن، پایتخت کشور انگلستان است.[۴۴] پیوند به بیرون [ویرایش] مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به کوروش بزرگ در ویکی‌گفتاورد موجود است. در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با کوروش بزرگ موجود است. تصاویر مرتبط با کوروش (مجسمه کوروش، منشور کوروش، درفش کوروش) تصاویری از آرامگاه کووش بزرگ دانشنامه‌ٔ بریتانیکا مستند کوروش بزرگ سایت خبری کوروش بزرگ سلف:ایشتوویگو (آستیاگ) شاه مادکرزوس شاه لیدیهنبونعید پادشاه بابل نو کوروش بزرگشاهنشاه هخامنشیزمان حکمرانی ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد. جانشین:کمبوجیه دوم نگارخانه [ویرایش] عبارت «من کورش هستم، شاه هخامنشی» که به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد حک شده‌است

امروز با حافظ

اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیز است

 

به بانگ چنگ مخور مِی؛ که مُحتَسب تیز است

صُراحی‌ای و حریفی گَرَت به چنگ افتد

 

به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است

در آستین مُرَقّع پیاله پنهان کن

 

که همچو چشم صُراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می

 

که موسم وَرَع و روزگار پرهیز است

مجوی عیشِ خوش از دور باژگون سپهر

 

که صافِ این سرِ خُم جمله دُردی آمیز است

سپهر برشده پرویزنی‌ست خون افشان

 

که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ

 

بیا! که نوبت بغداد و وقت تبریز است

نمیشی عشق سابق، پس بیا و اتفاقی باش

فقط یک پلک با من باش، نمی خوام از کسی کم شی
ازت تصویر می گیرم که رویای یه قرنم شی
فقط یک پلک با من باش، بگم سرتاسرش بودی
به قلبم حمله کن یک بار، بگم تا آخرش بودی
نمیشی عشق سابق، پس بیا و اتفاقی باش
یه فصل رو که نمی مونی، تو یه لحظه اقاقی باش
نمیشه با تو که خوبی به ظاهر هم کمی بد شد
به آدم های شهرت هم علاقه مند باید شد
دارم یه قصه می سازم از این تنهایی بی تو
بیا بشکن روایت رو، تو نقش تازه ظاهر شو
کجای نقطه ی پایان می خوای تو فال من باشی
نخواستم بگذرم از تو، که تو دنبال من باشی
اگه قلبت یه جا دیگه ست، با چشمات صحنه سازی کن
اگه گیری نمی تونی، توی دو نقش بازی کن

تبريك روز مادر ....تقديم به مامان هاي گل

▓▒░♥♥♥به بهشت نميروم اگر تو آنجا نباشي مادر. ♥♥♥ █▓▒░
روزت مبارك

--------------------------------------------------------------------------------

در زيباترين واژه بر لبان آدمي واژه مادر است. زيباترين خطاب مادر جان است.
مادر واژه ايست سرشار از اميد و عشق. واژه اي شيرين و مهربان كه از ژرفاي جان بر مي آيد. روزت مبارك مادر

--------------------------------------------------------------------------------

زن هستي ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــدا عشق مظهر است بعد از خـدا به سجده بوَد زآنكه مادر است

--------------------------------------------------------------------------------

به ياد مي آورم لحظه هاي فراز را كه صداي او اعتبارم مي بخشيد و لحظه هاي نشيب را كه اعتمادم به ياد مي آورم افراي افراشته اي را به ياد مي آورم مادرم را ...

-------------------------------------------------------------------------------

آسودگي از محن ندارد مادر. آسايش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خويش ورنه غم خويشتن ندارد مادر

--------------------------------------------------------------------------------

مادر اي لطيف ترين گل بوستان هستي
تو شگفتي خلقتي
تو لبريز عظمتي
تو را دوست دارم و مي ستايمت!
دست بر دعا بر مي دارم و از خداي يگانه برايت بركت,رحمت و عزت مي طلبم.

--------------------------------------------------------------------------------

مادراي معني ايثار تو گل باغ خدايي
توي روزگار غربت با غم دل آشنايي
مينويسم ازسرخط مادر اي معني بودن
مينويسم تا هميشه توئي لايق ستودن

--------------------------------------------------------------------------------

آسماني پر از ستاره، دشتي پر از گل،
تقديم به آني كه بهشت زير پايش جا دارد
به مادرم...
كه مهرش تا ابد در دلم جاي دارد.

-------------------------------------------------------------------------------

تو بهترين گل، ميان شهر گلهايي
تو رنگ آفتابي،
شب كه مي رسد، مثل ستاره،
گوئيا مهتابي
مادر خوبم، روزت مبارك

--------------------------------------------------------------------------------

*;%'*
*%;;%'*
*;%*;%'*.
*;*;%;*%*,
)i(
( )
مادرجون اين دسته گل تقديم شما.

--------------------------------------------------------------------------------

روز زن مبارك باد...
با دادن يك هديه خود را يك سال بيمه بدنه و اعصاب كنيد

--------------------------------------------------------------------------------

مادرجون اين دسته گل تقديم تو،به شرط اونكه تو خودت گل باشي و من خاك زير پات

-------------------------------------------------------------------------------

مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شه . اما روز پدر جوراب فروشي ها .حالا مي دوني شباهتشون چيه ؟ پول هر دو از جيب بابا مي ره !!!

--------------------------------------------------------------------------------

مادر:
كاشكي مي شد بهت بگم
چقدر صدات و دوست دارم
لالايي هات و دوست دارم
بغض صدات و دوست دارم

--------------------------------------------------------------------------------

شد جهان پرشور و غوغا
صفحه ي گيتي مصفا
بيت احمد طور سينا
پا نهد زهـــرا به دنيا

--------------------------------------------------------------------------------

ننه جون خيلي آقايي.... از ته دل دوستتتتتتت دارم!!!

--------------------------------------------------------------------------------

مادر،
اي لطيف ترين گل بوستان هستي،
اي باغبان هستي من،
گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي كه به آرامي سيرابم كند.
گاهِ پروريدنم آغوشي گرم كه بالنده ام سازد

روزت مبارك مادر

دنياي اين روزاي من

دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شده

انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده

دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده

تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده

هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم

آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم

هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم

آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم

در حسرت فرداي تو تقويممو پر مي كنم

هر روز اين تنهاييو فردا تصور مي كنم

هم سنگ اين روزاي من حتي شبم تاريك نيست

اينجا به جز دوري تو چيزي به من نزديك نيست

هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم

آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم

هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم

آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم

دنياي اين روزاي من همقد تن پوشم شده

انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده

دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده

تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده

آهنگ جديد مهين : بچه هاي البرز

متن آهنگ:


وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره
اگه باز به زخم رستم سهراب قصه بمیره، سهراب قصه بمیره
وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجر ضحاک
اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیافته رو خاک
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهادو ببینه
دیگه از غرور این خاک چی می مونه چی می مونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه می خونه
کاشکی از بغض دماوند خون نشه قلب ستاره
کاش نیاد روزی که مهتاب توی کوچه پا نذاره
کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن
کاش فرشته های عاشق توی آسمون نمیرن، توی آسمون نمیرن
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهادو ببینه
دیگه از غرور این خاک چی می مونه چی می مونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه می خونه
غم سردارای جنگل به دل خزر می مونه
دوباره خروش کارون قلب شب رو می سوزونه
چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره
قلعه ها می ریزن اما بغض بابک نمی میره
دیگه از غرور این خاک چی می مونه چی می مونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه می خونه

روز جهاني صليب سرخ ( 18 ارديبهشت)

روز جهانی صلیب سرخ

18 اردیبهشت/8 مه

" صلیب سرخ " نام سازمانی بین المللی است كه درنتیجه ی مساعی فردی به نام " ژان هانری دونان "DunantJean Henry )1910-1828) وبه منظور تخفیف آلام انسانی ، و حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی ، بر طبق موافقتنامه ی ژنو درسال 1864 تشكیل شد .

عنوان سازمان بین المللی كه برای تخفیف آلام انسانی ، حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی، بر طبق موافقتنامه ژنو در سال 1864 و خاصه در نتیجه ی مساعی شخصی به نام " ژن هانری دو نان "Jean Henry Dunant( 1910- 1828) سوئیسی تشكیل یافت ، صلیب سرخ نامیده شد.

در سال 1862، دو نان ، كتاب" خاطره ای از سولفرینوSolferino " ( دهكده ای در شمال غربیMantua واقع در شمال ایتالیاست كه در1859 صحنه جنگ خونینی ، بین قوای اتریش و متحدان فرانسوی و ساردنی ، رخ داد كه جمعاً حدود 50 هزار نفر تلفات به بار آورد ) را منتشر كرد و خواستار تشكیل جمعیتهای امدادی داوطلب برای تسكین آلام این گونه آسیب دیدگان از جنگ شد. او پیشنهاد كرد خدمت به زخمیهای نظامی ، فعالیتی بی طرف محسوب شود . " انجمن امور عام المنفعه ی ژنو" با علاقه ی وافر از پیشنهاد وی استقبال كرد . در نتیجه ، یك كنفرانس بین المللی با شركت نمایندگان 16 كشور در ژنو تشكیل گردید و موافقتنامه 1864 برای بهبود وضع مجروحان و رنجوران نظامی میدان جنگ تدوین شد و به امضای نمایندگان دوازده دولت از كشورهای شركت كننده رسید كه در آن بی طرف شمردن متصدیان خدمات پزشكی نیروهای مسلح، رفتار انسانی با زخمیها، و بی طرفی غیر نظامیانی كه داوطلبانه به كمك زخمیهای جنگ می شتابند و نیز علامتی بین المللی به منظور مشخص ساختن اعضا و وسایلی كه در این راه به كار می روند پیش بینی شده بود.

به افتخار ملیت دونان ، صلیبی سرخ با زمینه ای سفید به تقلید از پرچم سویس كه صلیبی سفید در زمینه ی قرمز به عنوان نماد و علامت آن انتخاب شد.

در سال 1963، در 88 كشور جهان ، جمعیتهای ملی صلیب سرخ به وجود آمد. همچنین دو گروه بین المللی دیگر نیز كه مركزشان در ژنو واقع بود تشكل شد كه یكی كمیته ی بین المللی صلیب سرخ تأسیس 1863، مركب از 25 نفر از بزرگان سوئیس بود كه هنگام جنگ به عنوان میانجیهای بی طرف خدمت می كردند و دیگری اتحادیه جمعیتهای صلیب سرخ تاسیس 1919 كه هدف از آن  كمكهای متقابل ، همكاری و توسعه فعالیتهای مربوط ، خاصه در زمان صلح بود.

در فاصله ی سالهای جنگ جهانی اول ( 18-1914) ، با یاری سازمانهای صلیب سرخ كشورهای جهان، صدها هزار نفر در دوران دشوار اقامت اجباری در كشورهای متخاصم ، با دریافت اخبار از خانه و مسكنشان دلشاد می شدند؛ علاوه بر این ، مبادله ی بیماران و اسرا از بزرگترین اقداماتی بود كه به ابتكار كمیته بین المللی صلیب سرخ به نتیجه رسید. در پایان جنگ، رئیس صلیب سرخ" هنری دیویسن" از چهار دولت بزرگ درگیر جنگ یعنی انگلیس، فرانسه، ایتالیا و ژاپن دعوت به عمل آورد تا به كار سازمانهای صلیب سرخ در زمان صلح سامان دهند . مقدمات كار فراهم شد و در ماه آوریل 1919، كنفرانس بزرگی با شركت معروفترین پزشكان ممالك مختلف در شهر " كان" واقع در فرانسه تشكیل شد تا اساس كار صلیب سرخ در زمان صلح مشخص شود. درهمین كنفرانس بزرگ بود كه پایه لیگ یعنی " اتحادیه بین المللی صلیب سرخ" ریخته شد و این اتحادیه در 5 مه 1919، در پاریس شروع به كار كرد. اتحادیه صلیب سرخ ها كه در پایان اولین سال تاسیس خود 26 عضو بیشتر نداشت ، اكنون یكصد عضو دارد. هر جمعیت ملی صلیب سرخ برای اینكه بتواند عضو اتحادیه بشود باید هم به وسیله دولت خود به رسمیت شناخته شود و هم به وسیله اتحادیه . هدفهای این جمعیت  گذشته از مأموریتهای زمان جنگ، عبارت است از تامین سلامتی و بهداشت، جلوگیری از بیماریها و كاهش رنج بشر به طور كلی.

فعالیت صلیب سرخ بین المللی از پایان جنگ جهانی دوم توسعه فراوانی یافت. در كشورهای اسلامی به جای صلیب سرخ، هلال احمر به عنوان نماد سازمان به كار گرفته شد و در ایران جمعیت شیر و خورشید سرخ فعالیت داشت. لیكن پس از انقلاب، ایران نیز علامت جمعیت هلال احمر را برای این فعالیت برگزید.

دولت ایران قراردادی را كه در تاریخ 8 دسامبر 1949، در هفدهمین كنفرانس بین المللی صلیب سرخ در "استكهلم" تنظیم شد، درتاریخ 30 آذر 1334، امضا كرد و به عضویت كنوانسیون ژنو پذیرفته شد.

وقتی سخن از پیشاهنگان این سنت خیر در میان است، باید قبل از همه از " بانوی فانوس به دست" یعنی فلورانس نایتینگل (Florence Nightingale) نام برد. این زن نیكوكار در سال 1820 درشهر فلورانس ایتالیا متولد شد، اما همه ایام جوانی را در انگلستان به سر برد. هجده سال بیشتر نداشت كه متوجه شد برای كار بزرگی آفریده شده است. خود او گفته است:" خداوند درهفتم فوریه 1838، مرا به خدمت خود برگزید." وی ابتدا خواست در بیمارستان یكی از ولایات شمالی انگلیس مشغول كار شود، اما وضع پرستاری و پرستاران در آن وقت چنان بدنام بود كه مادرش راضی به این كار نشد. وی ناچار مدتی در انگلستان و سایر نقاط اروپا به تحصیل و مطالعه در وضع پرستاران و بیماران پرداخت و چون در سال 1853 به انگلستان بازگشت ، ریاست بیمارستان كوچكی را كه مخصوص زنان بود به او سپردند. نایتینگل بی درنگ به تربیت پرستار مشغول شد؛ اما نبرد كریمه كار او را ناتمام گذاشت . ماجرای جنگهای شبه جزیره كریمهCrimean war (56-1953) بدین شرح بود كه نیكلای اول تزار روسیه در سال 1854، برای بسط نفوذ خود درعثمانی به ولایتهای والاشیValachie و مولداویMoldavie واقع در شبه جزیره بالكان لشكر كشید. دولتهای انگلیس ، فرانسه و ساردنی كه مخالف پیشرفت روسیه به سوی مدیترانه بودند، به كمك دولت عثمانی وارد جنگ شدند. این جنگ دو سال طول كشید و به سبب اینكه میدان نبرد بیشتر در شبه جزیره كریمه واقع شده بود به جنگهای كریمه معروف شد. شكست روسیه دراین جنگ چنان سنگین بود كه نیكلای اول از فرط تأثر در سال 1855، جان سپرد.

در سال 1854، جنگ كریمه ورد زبان اروپاییان بود.انگلیسیها و فرانسویها و تركان عثمانی متفقاً با روسها می جنگیدند، و برای سربازان زخمی وسیله پرستاری نداشتند. از طرفی تیفوس هم میدانهای جنگ را فرا گرفته بود. در این هنگام ، وزیر جنگ انگلستان كه دوست فلورانس بود به او نامه ای نوشت و خواهش كرد به  شبه جزیره كریمه برود و كار پرستاری از زخمیها را سرو سامان بدهد. با وجود مخالفت اداره طب لشكری كه می گفت این نوع كارها مناسب زنان نیست و با وجود تاخیر و تردید اولیای امور، فلورانس به میدان جنگ شتافت و با مهربانی و مهارت خود هزاران سرباز را از مرگ نجات داد.

شبها چراغ به دست درمیدانهای جنگ به دنبال زخمیها می گشت. در كریمه دیگر سخن از ملیت خاصی نبود صحبت از نوع بشر بود كه در معرض مرگ قرار می گرفت. در اندك زمانی، پرستاری ده هزار سرباز بیمار به عهده او محول شد. پس از سه ماه و با 20 ساعت كار شبانه روزی ، شماره كشته شدگان از 42% به 2% تقلیل یافت. این پیشرفت ثمره نظم ، ترتیب ، پاكیزگی ، حسن اداره ، رعایت قواعد صحت ، و سرانجام عشق فلورانس نایتینگل به كار بود.

12 ارديبهشت روز بزرگداشت مقام معلم

12 ارديبهشت

روز بزرگداشت مقام معلم

مبارك باد

صدور مجوز آلبوم ( مرغ خوشخوان) در پرده اي از ابهام

استاد محمدرضا شجریان shajarian

آلبوم «مرغ خوشخوان» استاد محمدرضا شجریان که در روزهای پایانی سال ۸۸ برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد ارسال شد، هنوز موفق به دریافت مجوز نشده است.
به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی «مرغ خوشخوان» اثریست که در سال ۸۷ در سالن وزارت کشور برای سه هزار نفر اجرا شده، اما گویا انتشار آلبوم آن اجرای زنده، پس از این مدت هنوز سرنوشت روشنی ندارد.
بخش دوم کنسرت «رندان مست» که «مرغ خوشخوان» نام نهاده شده است برای گرفتن مجوز در روزهای پایانی سال ۸۸ به وزارت ارشاد فرستاده شد اما اکنون با گذشت بیش از یک سال نه خبری از ارائه‌ مجوز است و نه وزارت ارشاد صدور مجوز برای این آلبوم را کأن لم یکن اعلام می‌کند.

به گزارش ایلنا محمدعلی رفیعی، مدیر برنامه‌های محمدرضا شجریان، در این زمینه می‌گوید: اواخر سال گذشته بود که بخش دوم کنسرت استاد در سال ۸۷ را برای انتشار در قالب یک آلبوم به وزارت فرهنگ و ارشاد فرستادیم اما اکنون هرچه پیگیر می‌شویم، به نتیجه نمی‌رسیم و با تنها جوابی که مواجه می‌شویم این است: «باهاتون تماس می‌گیریم».
وی افزود: در چنین شرایطی که برای گرفتن مجوز یک آلبوم با مشکلات فراوان مواجه هستیم، دیگر برای گرفتن مجوز کنسرت استاد شجریان هم اقدامی نکرده‌ایم.
وی درباره‌ فرآیند دریافت مجوز برای استاد محمدرضا شجریان پیش از موضع‌گیری‌ وی درباره حوادث سال گذشته اینگونه سخن گفت: قبلا پروسه‌ گرفتن مجوز در بدبینانه‌ترین حالت؛ یک تا دو ماه طول می‌کشید اما امروز یک سال است که برای مجوز یک آلبوم که قطعات آن پیش از این در وزارت کشور روی صحنه اجرا شده، اقدام کرده‌ایم و با این حال بی‌ثمر بوده است.
رفیعی خاطرنشان کرد: با اوصافی که برای دریافت مجوز برای آلبوم‌های استاد شجریان پیش ‌روی ما نهاده شده، ما مجبوریم آثارمان را در خارج از کشور منتشر کنیم و حق کپی رایت آن را نیز دریافت کنیم

كنسرت سيمين غانم

 کنسرت سیمین غانم ۵، ۶ و ۷ خردادماه در سالن آمفی تئا‌تر شهید رجایی قزوین برگزار می‌شود. آرمین امین بیطرف تهیه‌کننده کنسرت غانم در قزوین اعلام کرد: کنسرت سیمین غانم در قزوین به مناسبت ولادت حضرت فاطمه و برای بانوان برگزار خواهد شد. 

سیمین غانم در این اجرا برای اولین‌بار در قزوین آهنگ‌هایش را همچون گل گلدون من، آمد نوبهار، سلامی چه بوی خوش آشنایی، رقص باران، پرنده، قلک چشمات، مرد من، صبوری و.... اجرا خواهد کرد. 

اعضای این کنسرت سیمین غانم (خواننده) ؛یلدا صمدی (پیانو) ؛ سارا احمدی (دف) و آزاده شمس (ویلن) می‌باشند. 

طبق اعلام بیطرف؛ در سال ۱۳۹۰ این کنسرت دومین کنسرت سیمین غانم خواهد بود و پس از آن احتمالا در تاریخ ۲۶ و ۲۷ خرداد ماه نیز به مناسبت ولادت حضرت علی(ع) و روز پدر این گروه در کرمان اجرا خواهند داشت. 

موسسه فرهنگی هنری «ترانه عارف» برگزارکننده برنامه‌های کنسرت غانم است. 

بنا بر این گزارش، همچنین در نمابری که طی چند روز گذشته از سوی بنیاد رودکی ارسال شده است از ۲۱ تا ۲۳ اردیبهشت نیز سیمین غانم در تهران در تالار وحدت تهران برنامه دارد.

برای او ...

 تو دیونه  رفتی

یه شب بی نشونه

تو خواستی که قلبم پریشون بمونه

واست گریه من دیگه بی امونه

دل از درد عشقت یه دریای خونه

می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنینم چگونه چگونه

منم از سبزه سبزم ولی خسته خسته

من از شهر عشقم ولی دل شکسته

می گفتم یه ابری یه همرنگ بارون

یه بارون رحمت باسه سبززارون

می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنینم چگونه چگونه

می خواستم بگم من که عاشق ترینم

تو فرصت ندادی تو فرصت ندادی

حقیقت چه تلخه چه تلخه شکستن

حقیقت همینه که رفتی تو بی من

می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنینم چگونه چگونه

13 به در !

سیزده‌به‌در در سیزدهمین روز فروردین ماه و آخرین روز از نوروز برگزار می‌شود. در ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده است.در ایران باستان عدد سیزده همچنین روز سیزدهم (سیزده فروردین) نحس و بدشگون شمرده می‌شد به همین دلیل مردم در این روز به دامن طبیعت پناه می‌برند. یرانیان برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانه خود کنار جویبارها و سبزه ها می‌‌روند و به شادی می‌‌پردازند. با اینکه اعتقاد عمومی بر نحس بودن روز سیزده است ولی در برخی از آثار پیشینیان آن را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحه ۲۶۶ آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن در برابر سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمه(سعد) به معنی فرخنده آمده است. بعد از اسلام چون سیزده تمام ماه‌ها را نحس می‌‌دانستند، سیزده عید نوروز را نیز نحس شمرده‌اند. در نظر ایرانیان باستان سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده می‌‌شود مربوط به فرشته بزرگ و ارجمندی است که «تیر» نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می‌‌گویند. فرشته مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌‌رفتند و شادی می‌‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دوره نوروز را به پایان میرسانیدند. سبزه گره زدن افسانه آفرینش در ایران باستان و مسئله نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته‌های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایه همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایه ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌‌کنند و علف گره می‌‌زنند. این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده « اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند ». چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود می‌‌دانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب می‌‌آورند. شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسم های کاتارها (بازماندگاه مانویان در اروپا، که ترکیبی از اندیشه‌های زردشتی، فلسفه باستان و مسیحیت دارند) هست این پرسش را به ذهن می‌‌رساند که آیا هر دو ریشه مشترک باستانی ندارند؟ کاتارها در روز عید پاک (که برخی از سال ها به روز سیزده فروردین نزدیک است) از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار می‌‌گذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ میبرند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. سه شباهت، یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتند از: 1- آغاز محاسبه هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربیعی است. 2- در روز سیزده و عید پاک کاتارها به صحرا و دامان طبیعت می‌‌روند. 3- بازی و سرگرمی کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال. شباهت دیگر دروغ های روز اول آوریل، با شوخی های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است (و سه سال با 12 فروردین). در همه شهرها و روستاها و عشیره‌های ایران، سیزدهمین روز فروردین باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسی روز سیزده را بدر کرد. خانواده ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و نیز آجیل ها و خوردنی های سفره هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت می‌‌روند و سبزه هفت سین را با خود برده و به آب روان می‌‌اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده است. گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است. این باور، معروف است که « سبزه گره زدن » دختران « دم بخت »، شگونی برای ازدواج و همسر یابی، می‌‌باشد. در فرهنگ اساطیر برای رسم های سیزده بدر، معنی های تمثیلی آورده : شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشه‌های تیره و پلیدی، روبوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانهً فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزه‌های تازه رسته - نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا « ناهید » و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ویژه اسب دوانی - یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.

این باور همگانی چنان است که اگر خانواده‌ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، « برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده » به باغ یا گردشگاه عمومی می‌‌رود. با دگرگونی های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیله‌های آمد و رفت سریع السیر، وسیله‌های ارتباط جمعی و ... به ناگزیر شهرداری های شهرهای بزرگ، دشواریهای آمد و رفت را پیش بینی می‌‌کنند. فراوانی اتومبیل و دیگر وسیله‌های آمد و رفت موتوری و نیز وسعت خانه سازی ها و شهرسازی ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتری را برای « سیزده بدر » پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بیابند.

تاریخچه هفت سین در ایران باستان

 

یکی از مقدمات اصلی نوروز ایرانیان "سفره هفت سین" است که ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده می شود، این سفره از سابقه تاریخی برخوردار بوده و هر یک از اجزای آن نیز به نیت خاصی بر سفره نوروزی جای می گیرند .برخى پژوهشگران، ریشه تاریخى این جشن را به "جمشید پیشدادى" نسبت مى دهند و نوروز را "نوروز جمشیدى" مى خوانند.

این گروه معتقدند که جمشید شاه بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم از شگفتى دیدنش جشن گرفتند و آن روز را "نوروز" خواندند.

فردوسى شاعر بزرگ پارسى گوى نیز در شاهنامه پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت مى دهد:



به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روى زمین
بزرگان به شادى بیاراستند
مى و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار



اما عاملى که "نوروز" را از دیگر جشن هاى ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، "فلسفه وجودى نوروز" یعنی زایش و نوشدنى است که همزمان با سال جدید در طبیعت نیز دیده مى شود.

یکى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آیین هاى گروهى است، گردهم آمدن هایى که به نیت نیایش و شکرگزارى و یا سرور و شادمانى شکل مى گیرند.

بر همین اساس جشن ها و آیین هاى جامعه ایران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسیم بندى کرد: جشن ها و مناسبت هاى دینى و مذهبى، جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره اى.

جامعه ایران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نیرو دهنده به روان انسان توجه ویژه اى داشت. آنها بر اساس آیین زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ویژه تیرگان، مهرگان، سده و اسپندگان (اسفندگان) را همراه با شادى و سرور و نیایش برگزار مى کردند. در این بین نوروز بنا به اصل تازگى بخشیدن به طبیعت و روح انسان همچنان پایدار ماند. گرچه با توجه به قانون تغییر پدیده هاى فرهنگى، نوروز نیز ناگزیر نسبت به گذشته با دگرگونى هایى همراه است.

به هرحال در آیین هاى باستانى ایران براى هر جشن "خوانى" گسترده مى شد که داراى انواع خوراکى ها بود. خوان نوروزى "هفت سین" نام داشت و مى بایست از بقیه خوان ها رنگین تر باشد.

هفت سین رازآلوده ترین و فلسفی ترین سنت در بین سلسله آئین های نوروزی است.
عدد هفت در نزد ایرانیان قدیم مقدس بوده است و به خاطر ستارگان هفت گانه یعنی : "زهره ، مشتری ،عطارد ،زحل ،مریخ ، زمین و خورشید" عدد هفت را گرامی می داشتند.

از نظر زرتشتیان تقدس هفت از آیین مهر یا میترائیست , در این آئین هفت مرحله وجود داشت برای اینکه انسان به مقام عالی برسد.

همچنین اسناد تاریخی از برپایی سفره "هفت سین " به یاد "هفت امشاسپند" خبر می دهند.زرتشتیان معتقدند که عقل مقدس یعنی اهورا مزدا که به او سپند مینو نیز میگویند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان " دارد که این امشاسپند با سپند مینو تشکیل "هفت سپند "را میدهند.

خانواده های ایرانی سبزه را برخوان( سفره هفت سین) می نهد تا موجب فراوانی در سال نو شود رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان و نماد جاودانگی می باشد .


سمنو : از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه میشود و نماد خوبی یرای زایش و باروری گیاهانو نیز خیر و برکت است.
سنجد : نماد عشق و دل باختگی است .
سماق : چاشنی زندگی و محرک شادی در زندگی است.
سیر : برای آن نقش محافظت کننده از شر قائل بودند.
سرکه : نمادی از شادی چرا که در دوران باستان میوه درخت تاک را میوه شادی می پنداشتند.
سیب سرخ : نماد سپندارمزد امشاسپند و نماد باروری است.
آئینه : نماد روشنایی است و باید در بالای سفره قرار گیرد, از آئینه به عنوان نشانه راستی نیز یاد شده است.
آب : نماد خورداد امشاسپند و نماد روشنایی و پاکی.
سکه : نمادی از شهریور امشاسپند ودارایی میباشد.
برخی بر این باوراند که آب و سرکه بهتر است در کنار هم قرار گیرندو سکه را درون ظرفی از آب قرار میدهند.
آفرینگان یا شمعدان :نماد اردیبهشت امشاسپند.
شمع : نماینده آتش است.
ماهی : نماد زندگی و نیک بختی است و به عنوان نشانه اسفند ماه در سفره گذاشته میشود.
گل : نمادی از دوستی است.
کتاب مقدس : کتاب خود نمادی از دانایی است.بر این اساس هر خوانواده ایرانی بنا به مذهب خود,کتاب مقدسی را که قبول دارند بر سفره می گذارند.
عود : نمادی از ثروت خانواده است که از هند آورده شده است و گاهی به جای آن از اسپند استفاده میشود.
نان ،پنیر ،سبزی ،نقل ،شیرینی و آجیل و جز آن بر خوان مینهند که همگی نمادی از داده های اهورایی می باشد.

منو حالا نوازش کن

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست

شاید این آخرین بار که این احساس زیبا هست

من و حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست

نبینم این دمه آخر تو چشمات غصه میشینه

همه اشکات و میبوسم میدونم قسمتم اینه 

تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم

کنارت اونقدر آرومم که از مرگم نمی ترسم

تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه

خودت پلکام و میبندی و این قصه تموم میشه

هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست

نبینم این دمه اخر تو چشمات غصه میشینه

همه اشکات و میبوسم میدونم قسمتم اینه

حال امروز من از زبان فريدون مشيري

ر کن پیاله را کین جام آتشین 

دیری است ره به حال خرابم نمی برد! 

 

این جامها که در پی هم می شود تهی 

دریای آتش است که ریزم به کام خویش  

گرداب می رباید و آبم نمی برد! 

 

من با سمند سرکش و جادویی شراب 

تا بیکران عالم پندار رفته ام  

 

تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم 

تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی  

تا کوچه باغ خاطره های گریز پا 

تا شهر یادها 

دیگر شراب هم  

جز تا کنار بستر خوابم نمی برد! 

 

هان ای عقاب عشق 

از اوج قله های مه آلود دوردست! 

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من 

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد! 

 

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!  

در را ه زندگی  

با این همه تلاش و تمنا و تشنگی  

با این که ناله می کنم از دل که : 

آب......... آب..........!  

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد  

پر کن پیاله را !  

 

                                      فریدون مشیری

اس ام اس تبریک سال نو

 

 

بر سفره هفت سین بهارانه نشستیم

در محفل گل ها چو پروانه نشستیم

سال نو و آینده و لطف و کرمِ  یار

در لحظه تحویل به شکرانه نشستیم

 

 

http://up.funshad.com/images/xrxxn0mwmn7i4z6re6js.jpg

 

 

00: 04

.

.

.

00 : 03

.

.

.

00 : 02

.

.

.

00 : 01

.

.

.

00 : 00

.

.

.

>>>> BOOM <<<<

.

.

.

Eidetoon Mobarak

 

 

http://up.funshad.com/images/xrxxn0mwmn7i4z6re6js.jpg


 

 

سال 1390 را پیشاپیش تبریک می گویم.
.
.
.
ستاد دوراندیشان

 

 

http://up.funshad.com/images/xrxxn0mwmn7i4z6re6js.jpg

 

 

سلام به قاصدكهای خبر رسان كه محكوم به خبرند

و سلام به شقایقهایی كه محكوم به عشقند

و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند

عید نوروز مبارک

 

 

http://up.funshad.com/images/xrxxn0mwmn7i4z6re6js.jpg

 

با تو از خاطره ها سرشارم

جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد

با تو تا اخر خط بیدارم.

 

 

http://up.funshad.com/images/xrxxn0mwmn7i4z6re6js.jpg

 

 

سال 1390 ,سال خرگوش مبارک باد

تبلیغات در ویکیو» بازگشایی سامانه اعلام حساب خانوار از 20 اسفند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، بهروز مرادی مدیرعامل سازمان هدفمندی یارانه ها اعلام کرد: پایگاه اینترنتی رفاهی به نشانه www.refahi.ir برای ثبت شماره حساب متقاضیان جدید دریافت یارانه‌ها از20اسفند فعال می‌شود.مرادی گفت: با دریافت شماره حساب افراد متقاضی، در نخستین پرداخت سال1390، مبالغ یارانه ها به حساب‌ آنان واریز خواهد شد.

وی با بیان این که قانون هدفمندی یارانه‌ها با دقت زیادی اجرا می شود، افزود: شمار خانوارهای متقاضی دریافت یارانه‌ها که به نفرات‌شان اضافه شده و آمارشان ثبت نشده باشد، در مجموع به نیم درصد هم نمی رسد.

مرادی با بیان اینکه برای این افراد هم تمهیداتی اندیشیده شده است، گفت: در ایامی که سامانه رفاهی بازگشایی می شود، تغییرات صورت می گیرد و اطلاعات کامل آنان نیز مبنای پرداخت قرار می‌گیرد.

مدیرعامل سازمان هدفمندی یارانه ها با اشاره به این که برخی هموطنان قصد دارند داوطلبانه مبلغ یارانه های واریز شده به حساب‌های‌شان را بازگردانند، افزود: بر اساس مراجعات حضوری و تماس های تلفنی، شمار قابل توجهی از هموطنان با اعلام انصراف از دریافت یارانه، اعلام شماره حساب برای عودت یارانه های واریزی مرحله اول و دوم خود را خواستار شدند؛ شماره حساب 0109200920006بانک ملی برای این اقدام خداپسندانه هموطنان اختصاص یافته است.

به گفته وی، بازگرداندن مبلغ یارانه به این شماره حساب از طریق همه بانک های سراسر کشور امکان پذیرست.

امروز با پروين اعتصامي

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی




روزی گذشت پادشهی از گذرگهی   فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم   کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست   پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت   این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است   این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است   آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن   تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود   کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست

برنامه‌هاي كنسرت يادبود محمد نوري تشريح شد

در دومين نشست خبري كنسرت يادبود محمد نوري كه صبح امروز ـ هشتم اسفندماه ـ در خانه هنرمندان ايران برپا شده بود، مهران فرهادي ـ برگزار كننده اين مراسم عنوان كرد: مراسم يادبود «محمد نوري» بايد در يك سالن ملي با شأن اين نوع موسيقي اجرا شود و به همين دليل اجراي مراسم از برج ميلاد به تالار وحدت انتقال يافت و تاريخ‌هاي آن نيز تغيير كرد.



او خاطرنشان كرد: اجراي ويژه هنرمندان در اين مراسم روز جمعه 20 اسفندماه ساعت 18 در تالار وحدت برگزار مي‌شود. مراسم رونمايي از تنديس جايزه محمد نوري، برنامه‌اي در قالب يك اركستر سمفونيك كوچك با مرور بر شش دهه آثار ماندگار نوري ، پخش يك فيلم مستند، تعدادي ويدئو كليپ و پيوندي از اجراهاي ويدئويي به همراه اجراهاي صحنه‌اي نيز در اين برنامه درنظر گرفته شده است. همچنين به هنرمنداني كه با استاد نوري رابطه تنگاتنگ داشته‌اند جوايزي اهدا خواهد شد.


او همچنين از حضور مهران مديري، خشايار اعتمادي و محمد مهرابي در اين مراسم خبر داد و افزود:در بخش ديگري از اين مراسم نيز محمد سرير( مديرعامل خانه موسيقي) كه سابقه همكاري با نوري را داشته به ياد او برنامه‌اي اجرا خواهد كرد.


فرهادي در ادامه با اشاره به اولين دوره جايزه محمد نوري و برگزاري آن طي سالهاي آينده، توضيح داد: از سال آينده جايزه سال محمد نوري در سه بخش ترانه‌سرايي، آهنگسازي و خوانندگي برگزار خواهد شد.


محمد سرير نيز در اين نشست با اشاره به تغييرات فرهنگي و اجتماعي كشور و قدم نهادن به عرصه جهاني شدن و يافتن زبان بين‌المللي موسيقي ادامه داد: ريشه‌هاي خاص فرهنگي در موسيقي ايراني اهميت دارد و با وجود وارد شدن به هنر و ادبيات نو بايد پايه‌هاي اصلي فرهنگ ايراني در اين هنر حفظ شود.


او افزود: در جريان تازه‌اي كه در هنر موسيقي شكل گرفته، خوانندگاني در دهه‌هاي 20 و 30 پيدا شدند كه علاوه بر نگاه نو به موسيقي بر ادبيات نيز تسلط داشتند. زنده‌ياد محمد نوري از جمله اين هنرمندان است كه علاوه بر شكل خاص موسيقي‌اش بر موسيقي آوازي كه پيوند بسيار عميقي با فرهنگ خاص ايراني دارد،تكيه داشت.


سرير در پايان سخنانش با اشاره به نقش ارزنده شاعراني چون حميد مصدق، حسين منزوي، فروغ فرخزاد و ... در ماندگاري آثار مرحوم نوري بيان كرد: ما تلاش مي‌كنيم به هنرمندان جواني كه تربيت يافته مكتب محمد نوري هستند اهميت زيادي داده شود تا ماندگاري اين مكتب حفظ گردد.

تور بزرگ كنسرت گروه شمس از امروز 8 اسفند ماه آغاز شد

كنسرت گروه موسيقي شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري و خوانندگي عليرضا قرباني از بابلسر شروع شد، پس از آن گروه شمس در تاريخ 11 تا 13 اسفندماه در تهران و در سالن ميلاد نمايشگاه بين المللي تهران به اجراي کنسرت مي‌پردازند و در ادامه اين تور به آمريکا و کانادا خواهند رفت. اين کنسرت در دو بخش بر اساس ساخته هاي کيخسرو، تهمورس و سهراب پورناظري برگزار مي شود و عليرضا قرباني به همراه دوازده هنرمند اشعاري از بزرگاني همچون حضرت مولانا،سلمان ساوجي ،پرتوکرمانشاهي و...را اجرا خواهد کرد. در اين کنسرت کيخسرو پورناظري(تنبور و تار)، تهمورس پورناظري(تنبور و تار)، سهراب پورناظري(تنبور و کمانچه)، پوريا پورناظري(تنبور)، نگار خارکن(کمانچه)، حسين رضايي-نيا(دف)، همايون نصيري(سازهاي کوبه‌اي)، مهيار طريحي(سنتور و سنتور باس)، ندا خاکي(تنبور)، سحر افشار(تنبور)، بابک غسالي(بربت)، خورشيد دادبه(تنبور)، نيکناز مير قلمي(تنبور)، علي جوادي(تنبور)، علي لاله‌وند(تنبور) به اجراي برنامه خواهند پرداخت. علاقمندان براي خريد اينترنتي مي تواند به سايت www.iranconcert.com و يا با مراجعه به مراكزي همچون فروشگاه ققنوس( تجريش 22728007-22738007)، مرکز فروش سيمرغ (ونک 88203031 تحويل در محل)، فروشگاه دارينوش(قلهک 22000400 -2000600)، شرکت سل فا(سهروردي 88757092-88757091)، فروشگاه سياه و سفيد( انقلاب 66952497-66971603)، فروشگاه نگين(شهرک غرب 88246159-88084276)، فروشگاه پرشيا( وليعصر 83880؟) و فروشگاه پاژ(پاسداران 22587846) بليت خود را تهيه کنند. همچنين دانشجويان مي‌توانند از تخفيف ويژه اين کنسرت استفاده کنند. دانشجويان مي‌تواند براي كسب اطلاعات بيشتر با شماره ‎22223513 تماس بگيرند. کنسرت گروه موسيقي شمس از 11 تا 13 اسفندماه توسط شرکت فرهنگي هنري ترانه شرقي در دو سانس 18 و 21:30 تهران برگزار مي شود.

جشنواره موسيقي فجر

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،‌ جشنواره بيست ‌و ششم موسيقي فجر به دبيري حسن رياحي فردا در 10 تالار شهر تهران و استان‌هاي شيراز،‌ بوشهر، گرگان، كرج و زنجان افتتاح مي‌شود. 
در اولين روز اين جشنواره در تالار وحدت ساعت 18:30 فرهنگ شريف، ‌مجيد ناظم‌ پور و جواد بطحايي و ساعت 21 اركستر سمفونيك تهران به رهبري شهرداد روحاني، ‌در سالن رودكي در ساعت18:30 گروه لاوينا به سرپرستي فرشاد فولادوند و آنسامبل جوان به رهبري ميلاد عالمي و در ساعت 21 كوارتت زهي تهران به رهبري شاهين فرهت،‌ در سالن فرهنگسراي نياوران در ساعت 18:30 گروه آواي مهرباني به سرپرستي سهيلا پورگرامي و در ساعت 21 گروه موسيقي تلفيقي وصال از هند، در سالن اصلي تئاتر شهر ساعت 20 گروه موسيقي خنيا به سرپرستي عليرضا وكيلي منش،‌ در تالار انديشه ساعت 18:30 اركستر پارس ناصر نظر، در سالن سوره حوزه هنري ساعت 19 گروه موسيقي دوسار به سرپرستي عليرضا گلشن و نوآوا به سرپرستي ناصر نكويي،‌در ايوان شمس ساعت 20 گروه آوازي سونات به سرپرستي محسن بافنده و گروه كر آواز دختران به سرپرستي شهلا ميلاني،‌ در سالن ارسباران ساعت 19 گروه فغان به سرپرستي ميلاد علي‏پور و در برج ميلاد ساعت 21 گروه داركوب به سرپرستي همايون نصيري و خوانندگي حامد بهداد به اجراي برنامه مي‌پردازند. 
به گزارش فارس،‌ به دنبال برگزاري نشست‌هاي تخصصي در هر دوره جشنواره، امسال نيز سالن پژوهشكده فرهنگ و هنر ميزبان اين بخش خواهد بود و فردا موضوع « موسيقي و مديريت رسانه در ايران» با حضور پژوهشگران بررسي مي‌شود. 
شایان ذکر است که بيست و ششمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر 2 تا 8 اسفند ماه سال جاری برگزار مي‌شود.

كنسرت شجريان در دبي برگزار شد.

محمد رضا شجریان به همراه گروه شهناز شب 28 بهمن در تالار مرکز تجاری دوبی به ا جرای برنامه موسیقی پرداختند.

به نقل از ایسنا در این برنامه بخشی از آلبوم رندان مست آقای شجریان به سرپرستی مجید درخشانی  و اجرای گروه شهناز برای مخاطبان نواخته  و خوانده شد.

بر اساس این گزارش محمدرضا شجریان و گروه همراه چند روز قبل تهران را برای اجرای کنسرت به مقصد دوبی و اجرا در سالن شیخ‌راشد ترک کرده بودند و این اجرا نیز تنها اجرای گروه بود.

گزارش‌ها از استقبال خوب مخاطبان از این کنسرت حکایت می‌کند.

روز عشق ايرانيان سپندارمذگان 2


اینک زمین را می‌ستاییم؛

زمینی که ما را در بر گرفته است.

ای اََهوره‌مَزدا !

زنان را می­ستاییم.

زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند

و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم.

اوستا – یسنا ۳۸ – بند ۱

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از 3 قرن پس از میلاد- که از 20 قرن پیش از میلاد- روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از ولنتاین فرنگی! این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.

در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.

گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ واژه­ «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردن

اس ام اس مخصوص ولنتاین

اس ام اس مخصوص "روز ولنتاین"

نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست




اس ام اس ويژه روز ولنتاین

قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!


اس ام اس ويژه روز ولنتاین

اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
ولنتاینت مبارک !




اس ام اس ويژه روز ولنتاین

يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي
ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .



SMS VALENTINE





عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم


SMS VALENTINE


زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست





SMS VALENTINE

عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي




SMS VALENTINE

بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم




SMS VALENTINE

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند




SMS VALENTINE

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!




SMS VALENTINE

دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست





SMS VALENTINE

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!







SMS VALENTINE

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک




SMS VALENTINE

اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي.اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد




SMS VALENTINE

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.




SMS VALENTINE

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...





SMS VALENTINE

هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...




SMS VALENTINE

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.




SMS VALENTINE

حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...






SMS VALENTINE

کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی



اس ام اس مخصوص ولنتاین

موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم






اس ام اس ويژه روز ولنتاین

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز ولنتاینت مبارک



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

گرتواين دنيا کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست که اون مال تو باشه، مهم اينه که باشه. نفس بکشه، زندگي کنه و از زندگيش لذت ببره



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد



sms valentine


اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من





sms valentine

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني




sms valentine


عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم



اس ام اس ويژه روز ولنتاین

دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند....



اس ام اس مخصوص ولنتاین

آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد





اس ام اس مخصوص ولنتاین

فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست



اس ام اس مخصوص ولنتاین

شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايین، ميدونی چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پایينه