پری ناز افتادگان
این هم عکس پری ناز خانوم

این هم عکس پری ناز خانوم


سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسنده نامدار چند دهه گذشته است. نویسنده در این رمان زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسیها را به زیبایی به نگارش درآورده است. کاربرد برخی واژههای عامیانه شیرازی در متن گیرایی داستان را صد چندان کرده است. یکی از ویژگیهای سووشون ساختار ساده و بیان روان آن است.






























پیام تبریک استاد بی همتای آواز ایران، استاد شجريان به اصغر فرهادی...
دهم اسفند ۱۳۹۰
جناب اصغر فرهادی
در این زمانه استعداد کش هنر ستیزی که همه درها به روی هنرمندان و نویسندگان و سینما گران آزاد اندیش جز یک در بسته است شما و همکارانتان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید و جایزه ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردم خود به ارمغان آوردید.
جناب فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار مفیدتر بود.
درود به شرفت درود به پشتکار و شهامتت. مفتخرم به یکایک همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم بردار آقای محمود کلاری آفرین و تبریک بگویم.

سرفراز و برقرار باشید
محمدرضا شجریان
شب یلدا دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد. خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میكند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد و آنرا گرامی و فرخنده میداشتند. در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمههای آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكیهای فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند. بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار میكنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد. نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند (كه هنوز هم حامیان سرمایهداری لجام گسیخته اندیشههای عدالتجویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود میدانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرم روز» یاد میكرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است. هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز میكوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده میكتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف میشود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد میكند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است. امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود. هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار میشود دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد. خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میكند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد و آنرا گرامی و فرخنده میداشتند. در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمههای آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكیهای فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند. بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار میكنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد. نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند (كه هنوز هم حامیان سرمایهداری لجام گسیخته اندیشههای عدالتجویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود میدانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرم روز» یاد میكرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است. هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز میكوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده میكتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف میشود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد میكند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است. امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود. هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار میشود حافظ در شب یلدا معمولاً در شب يلدا رسم بر اين است كه صاحبخانه، ديوان حافظ را به بزرگتر فاميل كه سواد دارد، ميدهد. سپس هر يك از ميهمانان نيت كرده و بزرگِ مجلس، اين جمله را ميگويد و تفعلي به گنجينه حافظ ميزند: «اي حافظِ شيرازي/ تو محرم هر رازي/ بر ما نظر اندازي/ قسم به قرآن مجيدي كه در سينه داري...» يا هر چيزي شبيه به اين. اين رسم يكي از رسوم پرطرفدار شب يلداست كه امروزه با فنآوري روز نيز بهروز شده. به طوري كه در بعضي خانوادهها به جاي كتاب حافظ، از فالنامه، نرمافزار تفعل مجازي در رايانه، پایگاه هاي اينترنتي ویژه فال، نرمافزارهاي ويژه تلفن همراه، سامانه پیام کوتاه یا پیامک و... براي انجام اين رسم استفاده ميكنند كه سرگرمی خوبی برای خانواده ها در این شب بلند سال است. پبشینهٔ جشن یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی. یلدا برگرفته از واژهای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است(زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمد). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند . جشن یلدا در ایران امروز جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند. یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود. میراث خبر، گروه فرهنگ، کیان مهر احمدی_ «ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. » لازم به ذکراست یلدا در سرزنیم های فلات ایران روسیه و دیگر کشورها با پیشینه ی تاریخی برگزار میشود
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.
مهند وسمر رابطه عاشقانه ای را اغاز میکنند .و در قسمت های پایانی مهند برای لاپوشانی این رابطه به نهال (دختر عدنان) ابراز علاقه میکند. عدنان که از تمایل دخترش برای ازدواج با مهند آگاه است، موافقتش را اعلام میکند و تاریخ عروسی مشخص میشود. اما در قسمت پایانی راننده شخصی عدنان که شاهد رابطه پنهانی سمر و مهند بوده، همه چیز را برای عدنان بازگو میکند. با خبر دار شدن عدنان، سمر که از مشکلات روحی شدیدی رنج میبرد خودکشی میکند. مهند بر سر قبر سمر حاضر میشود و میگویید که واقعا عاشق سمر بوده و برای همیشه به دور دستها میرود در حالی که از همه کارهای خود پشیمان است و عدنان و فرزندانش زندگی جدیدی را اغاز میکند.





|
اگر چه باده فرحبخش و باد گلبیز است |
|
به بانگ چنگ مخور مِی؛ که مُحتَسب تیز است |
|
صُراحیای و حریفی گَرَت به چنگ افتد |
|
به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است |
|
در آستین مُرَقّع پیاله پنهان کن |
|
که همچو چشم صُراحی زمانه خونریز است |
|
به آب دیده بشوییم خرقهها از می |
|
که موسم وَرَع و روزگار پرهیز است |
|
مجوی عیشِ خوش از دور باژگون سپهر |
|
که صافِ این سرِ خُم جمله دُردی آمیز است |
|
سپهر برشده پرویزنیست خون افشان |
|
که ریزهاش سر کسری و تاج پرویز است |
|
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ |
|
بیا! که نوبت بغداد و وقت تبریز است |
▓▒░♥♥♥به بهشت نميروم اگر تو آنجا نباشي مادر. ♥♥♥ █▓▒░
روزت مبارك
--------------------------------------------------------------------------------
در زيباترين واژه بر لبان آدمي واژه مادر است. زيباترين خطاب مادر جان است.
مادر واژه ايست سرشار از اميد و عشق. واژه اي شيرين و مهربان كه از ژرفاي جان بر مي آيد. روزت مبارك مادر
--------------------------------------------------------------------------------
زن
هستي ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر
صفا و لطف خـــدا عشق مظهر است بعد از خـدا به سجده بوَد زآنكه مادر است
--------------------------------------------------------------------------------
به
ياد مي آورم لحظه هاي فراز را كه صداي او اعتبارم مي بخشيد و لحظه هاي
نشيب را كه اعتمادم به ياد مي آورم افراي افراشته اي را به ياد مي آورم
مادرم را ...
-------------------------------------------------------------------------------
آسودگي از محن ندارد مادر. آسايش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خويش ورنه غم خويشتن ندارد مادر
--------------------------------------------------------------------------------
مادر اي لطيف ترين گل بوستان هستي
تو شگفتي خلقتي
تو لبريز عظمتي
تو را دوست دارم و مي ستايمت!
دست بر دعا بر مي دارم و از خداي يگانه برايت بركت,رحمت و عزت مي طلبم.
--------------------------------------------------------------------------------
مادراي معني ايثار تو گل باغ خدايي
توي روزگار غربت با غم دل آشنايي
مينويسم ازسرخط مادر اي معني بودن
مينويسم تا هميشه توئي لايق ستودن
--------------------------------------------------------------------------------
آسماني پر از ستاره، دشتي پر از گل،
تقديم به آني كه بهشت زير پايش جا دارد
به مادرم...
كه مهرش تا ابد در دلم جاي دارد.
-------------------------------------------------------------------------------
تو بهترين گل، ميان شهر گلهايي
تو رنگ آفتابي،
شب كه مي رسد، مثل ستاره،
گوئيا مهتابي
مادر خوبم، روزت مبارك
--------------------------------------------------------------------------------
*;%'*
*%;;%'*
*;%*;%'*.
*;*;%;*%*,
)i(
( )
مادرجون اين دسته گل تقديم شما.
--------------------------------------------------------------------------------
روز زن مبارك باد...
با دادن يك هديه خود را يك سال بيمه بدنه و اعصاب كنيد
--------------------------------------------------------------------------------
مادرجون اين دسته گل تقديم تو،به شرط اونكه تو خودت گل باشي و من خاك زير پات
-------------------------------------------------------------------------------
مي
دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شه .
اما روز پدر جوراب فروشي ها .حالا مي دوني شباهتشون چيه ؟ پول هر دو از
جيب بابا مي ره !!!
--------------------------------------------------------------------------------
مادر:
كاشكي مي شد بهت بگم
چقدر صدات و دوست دارم
لالايي هات و دوست دارم
بغض صدات و دوست دارم
--------------------------------------------------------------------------------
شد جهان پرشور و غوغا
صفحه ي گيتي مصفا
بيت احمد طور سينا
پا نهد زهـــرا به دنيا
--------------------------------------------------------------------------------
ننه جون خيلي آقايي.... از ته دل دوستتتتتتت دارم!!!
--------------------------------------------------------------------------------
مادر،
اي لطيف ترين گل بوستان هستي،
اي باغبان هستي من،
گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي كه به آرامي سيرابم كند.
گاهِ پروريدنم آغوشي گرم كه بالنده ام سازد
روزت مبارك مادر
دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده
دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده
تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
در حسرت فرداي تو تقويممو پر مي كنم
هر روز اين تنهاييو فردا تصور مي كنم
هم سنگ اين روزاي من حتي شبم تاريك نيست
اينجا به جز دوري تو چيزي به من نزديك نيست
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم
آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم
دنياي اين روزاي من همقد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده
دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده
تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده


متن آهنگ:
وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره
اگه باز به زخم رستم سهراب قصه بمیره، سهراب قصه بمیره
وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجر ضحاک
اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیافته رو خاک
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهادو ببینه
دیگه از غرور این خاک چی می مونه چی می مونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه می خونه
کاشکی از بغض دماوند خون نشه قلب ستاره
کاش نیاد روزی که مهتاب توی کوچه پا نذاره
کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن
کاش فرشته های عاشق توی آسمون نمیرن، توی آسمون نمیرن
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهادو ببینه
دیگه از غرور این خاک چی می مونه چی می مونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه می خونه
غم سردارای جنگل به دل خزر می مونه
دوباره خروش کارون قلب شب رو می سوزونه
چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره
قلعه ها می ریزن اما بغض بابک نمی میره
دیگه از غرور این خاک چی می مونه چی می مونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه می خونه

" صلیب سرخ " نام سازمانی بین المللی است كه درنتیجه ی مساعی فردی به نام " ژان هانری دونان "DunantJean Henry )1910-1828) وبه منظور تخفیف آلام انسانی ، و حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی ، بر طبق موافقتنامه ی ژنو درسال 1864 تشكیل شد .
عنوان سازمان بین المللی كه برای تخفیف آلام انسانی ، حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی، بر طبق موافقتنامه ژنو در سال 1864 و خاصه در نتیجه ی مساعی شخصی به نام " ژن هانری دو نان "Jean Henry Dunant( 1910- 1828) سوئیسی تشكیل یافت ، صلیب سرخ نامیده شد.
در سال 1862، دو نان ، كتاب" خاطره ای از سولفرینوSolferino " ( دهكده ای در شمال غربیMantua واقع در شمال ایتالیاست كه در1859 صحنه جنگ خونینی ، بین قوای اتریش و متحدان فرانسوی و ساردنی ، رخ داد كه جمعاً حدود 50 هزار نفر تلفات به بار آورد ) را منتشر كرد و خواستار تشكیل جمعیتهای امدادی داوطلب برای تسكین آلام این گونه آسیب دیدگان از جنگ شد. او پیشنهاد كرد خدمت به زخمیهای نظامی ، فعالیتی بی طرف محسوب شود . " انجمن امور عام المنفعه ی ژنو" با علاقه ی وافر از پیشنهاد وی استقبال كرد . در نتیجه ، یك كنفرانس بین المللی با شركت نمایندگان 16 كشور در ژنو تشكیل گردید و موافقتنامه 1864 برای بهبود وضع مجروحان و رنجوران نظامی میدان جنگ تدوین شد و به امضای نمایندگان دوازده دولت از كشورهای شركت كننده رسید كه در آن بی طرف شمردن متصدیان خدمات پزشكی نیروهای مسلح، رفتار انسانی با زخمیها، و بی طرفی غیر نظامیانی كه داوطلبانه به كمك زخمیهای جنگ می شتابند و نیز علامتی بین المللی به منظور مشخص ساختن اعضا و وسایلی كه در این راه به كار می روند پیش بینی شده بود.
به افتخار ملیت دونان ، صلیبی سرخ با زمینه ای سفید به تقلید از پرچم سویس كه صلیبی سفید در زمینه ی قرمز به عنوان نماد و علامت آن انتخاب شد.
در سال 1963، در 88 كشور جهان ، جمعیتهای ملی صلیب سرخ به وجود آمد. همچنین دو گروه بین المللی دیگر نیز كه مركزشان در ژنو واقع بود تشكل شد كه یكی كمیته ی بین المللی صلیب سرخ تأسیس 1863، مركب از 25 نفر از بزرگان سوئیس بود كه هنگام جنگ به عنوان میانجیهای بی طرف خدمت می كردند و دیگری اتحادیه جمعیتهای صلیب سرخ تاسیس 1919 كه هدف از آن كمكهای متقابل ، همكاری و توسعه فعالیتهای مربوط ، خاصه در زمان صلح بود.
در فاصله ی سالهای جنگ جهانی اول ( 18-1914) ، با یاری سازمانهای صلیب سرخ كشورهای جهان، صدها هزار نفر در دوران دشوار اقامت اجباری در كشورهای متخاصم ، با دریافت اخبار از خانه و مسكنشان دلشاد می شدند؛ علاوه بر این ، مبادله ی بیماران و اسرا از بزرگترین اقداماتی بود كه به ابتكار كمیته بین المللی صلیب سرخ به نتیجه رسید. در پایان جنگ، رئیس صلیب سرخ" هنری دیویسن" از چهار دولت بزرگ درگیر جنگ یعنی انگلیس، فرانسه، ایتالیا و ژاپن دعوت به عمل آورد تا به كار سازمانهای صلیب سرخ در زمان صلح سامان دهند . مقدمات كار فراهم شد و در ماه آوریل 1919، كنفرانس بزرگی با شركت معروفترین پزشكان ممالك مختلف در شهر " كان" واقع در فرانسه تشكیل شد تا اساس كار صلیب سرخ در زمان صلح مشخص شود. درهمین كنفرانس بزرگ بود كه پایه لیگ یعنی " اتحادیه بین المللی صلیب سرخ" ریخته شد و این اتحادیه در 5 مه 1919، در پاریس شروع به كار كرد. اتحادیه صلیب سرخ ها كه در پایان اولین سال تاسیس خود 26 عضو بیشتر نداشت ، اكنون یكصد عضو دارد. هر جمعیت ملی صلیب سرخ برای اینكه بتواند عضو اتحادیه بشود باید هم به وسیله دولت خود به رسمیت شناخته شود و هم به وسیله اتحادیه . هدفهای این جمعیت گذشته از مأموریتهای زمان جنگ، عبارت است از تامین سلامتی و بهداشت، جلوگیری از بیماریها و كاهش رنج بشر به طور كلی.
فعالیت صلیب سرخ بین المللی از پایان جنگ جهانی دوم توسعه فراوانی یافت. در كشورهای اسلامی به جای صلیب سرخ، هلال احمر به عنوان نماد سازمان به كار گرفته شد و در ایران جمعیت شیر و خورشید سرخ فعالیت داشت. لیكن پس از انقلاب، ایران نیز علامت جمعیت هلال احمر را برای این فعالیت برگزید.
دولت ایران قراردادی را كه در تاریخ 8 دسامبر 1949، در هفدهمین كنفرانس بین المللی صلیب سرخ در "استكهلم" تنظیم شد، درتاریخ 30 آذر 1334، امضا كرد و به عضویت كنوانسیون ژنو پذیرفته شد.
وقتی سخن از پیشاهنگان این سنت خیر در میان است، باید قبل از همه از " بانوی فانوس به دست" یعنی فلورانس نایتینگل (Florence Nightingale) نام برد. این زن نیكوكار در سال 1820 درشهر فلورانس ایتالیا متولد شد، اما همه ایام جوانی را در انگلستان به سر برد. هجده سال بیشتر نداشت كه متوجه شد برای كار بزرگی آفریده شده است. خود او گفته است:" خداوند درهفتم فوریه 1838، مرا به خدمت خود برگزید." وی ابتدا خواست در بیمارستان یكی از ولایات شمالی انگلیس مشغول كار شود، اما وضع پرستاری و پرستاران در آن وقت چنان بدنام بود كه مادرش راضی به این كار نشد. وی ناچار مدتی در انگلستان و سایر نقاط اروپا به تحصیل و مطالعه در وضع پرستاران و بیماران پرداخت و چون در سال 1853 به انگلستان بازگشت ، ریاست بیمارستان كوچكی را كه مخصوص زنان بود به او سپردند. نایتینگل بی درنگ به تربیت پرستار مشغول شد؛ اما نبرد كریمه كار او را ناتمام گذاشت . ماجرای جنگهای شبه جزیره كریمهCrimean war (56-1953) بدین شرح بود كه نیكلای اول تزار روسیه در سال 1854، برای بسط نفوذ خود درعثمانی به ولایتهای والاشیValachie و مولداویMoldavie واقع در شبه جزیره بالكان لشكر كشید. دولتهای انگلیس ، فرانسه و ساردنی كه مخالف پیشرفت روسیه به سوی مدیترانه بودند، به كمك دولت عثمانی وارد جنگ شدند. این جنگ دو سال طول كشید و به سبب اینكه میدان نبرد بیشتر در شبه جزیره كریمه واقع شده بود به جنگهای كریمه معروف شد. شكست روسیه دراین جنگ چنان سنگین بود كه نیكلای اول از فرط تأثر در سال 1855، جان سپرد.
در سال 1854، جنگ كریمه ورد زبان اروپاییان بود.انگلیسیها و فرانسویها و تركان عثمانی متفقاً با روسها می جنگیدند، و برای سربازان زخمی وسیله پرستاری نداشتند. از طرفی تیفوس هم میدانهای جنگ را فرا گرفته بود. در این هنگام ، وزیر جنگ انگلستان كه دوست فلورانس بود به او نامه ای نوشت و خواهش كرد به شبه جزیره كریمه برود و كار پرستاری از زخمیها را سرو سامان بدهد. با وجود مخالفت اداره طب لشكری كه می گفت این نوع كارها مناسب زنان نیست و با وجود تاخیر و تردید اولیای امور، فلورانس به میدان جنگ شتافت و با مهربانی و مهارت خود هزاران سرباز را از مرگ نجات داد.
شبها چراغ به دست درمیدانهای جنگ به دنبال زخمیها می گشت. در كریمه دیگر سخن از ملیت خاصی نبود صحبت از نوع بشر بود كه در معرض مرگ قرار می گرفت. در اندك زمانی، پرستاری ده هزار سرباز بیمار به عهده او محول شد. پس از سه ماه و با 20 ساعت كار شبانه روزی ، شماره كشته شدگان از 42% به 2% تقلیل یافت. این پیشرفت ثمره نظم ، ترتیب ، پاكیزگی ، حسن اداره ، رعایت قواعد صحت ، و سرانجام عشق فلورانس نایتینگل به كار بود.
12 ارديبهشت
روز بزرگداشت مقام معلم
مبارك باد

آلبوم
«مرغ خوشخوان» استاد محمدرضا شجریان که در روزهای پایانی سال ۸۸ برای
دریافت مجوز به وزارت ارشاد ارسال شد، هنوز موفق به دریافت مجوز نشده است.
به
گزارش مجله موسیقی ملودی «مرغ خوشخوان» اثریست که در سال ۸۷ در سالن
وزارت کشور برای سه هزار نفر اجرا شده، اما گویا انتشار آلبوم آن اجرای
زنده، پس از این مدت هنوز سرنوشت روشنی ندارد.
بخش
دوم کنسرت «رندان مست» که «مرغ خوشخوان» نام نهاده شده است برای گرفتن
مجوز در روزهای پایانی سال ۸۸ به وزارت ارشاد فرستاده شد اما اکنون با
گذشت بیش از یک سال نه خبری از ارائه مجوز است و نه وزارت ارشاد صدور
مجوز برای این آلبوم را کأن لم یکن اعلام میکند.
به
گزارش ایلنا محمدعلی رفیعی، مدیر برنامههای محمدرضا شجریان، در این زمینه
میگوید: اواخر سال گذشته بود که بخش دوم کنسرت استاد در سال ۸۷ را برای
انتشار در قالب یک آلبوم به وزارت فرهنگ و ارشاد فرستادیم اما اکنون هرچه
پیگیر میشویم، به نتیجه نمیرسیم و با تنها جوابی که مواجه میشویم این
است: «باهاتون تماس میگیریم».
وی
افزود: در چنین شرایطی که برای گرفتن مجوز یک آلبوم با مشکلات فراوان
مواجه هستیم، دیگر برای گرفتن مجوز کنسرت استاد شجریان هم اقدامی
نکردهایم.
وی درباره فرآیند
دریافت مجوز برای استاد محمدرضا شجریان پیش از موضعگیری وی درباره حوادث
سال گذشته اینگونه سخن گفت: قبلا پروسه گرفتن مجوز در بدبینانهترین
حالت؛ یک تا دو ماه طول میکشید اما امروز یک سال است که برای مجوز یک
آلبوم که قطعات آن پیش از این در وزارت کشور روی صحنه اجرا شده، اقدام
کردهایم و با این حال بیثمر بوده است.
رفیعی
خاطرنشان کرد: با اوصافی که برای دریافت مجوز برای آلبومهای استاد شجریان
پیش روی ما نهاده شده، ما مجبوریم آثارمان را در خارج از کشور منتشر کنیم
و حق کپی رایت آن را نیز دریافت کنیم

کنسرت
سیمین غانم ۵، ۶ و ۷ خردادماه در سالن آمفی تئاتر شهید رجایی قزوین
برگزار میشود. آرمین امین بیطرف تهیهکننده کنسرت غانم در قزوین اعلام
کرد: کنسرت سیمین غانم در قزوین به مناسبت ولادت حضرت فاطمه و برای بانوان
برگزار خواهد شد.
سیمین
غانم در این اجرا برای اولینبار در قزوین آهنگهایش را همچون گل گلدون
من، آمد نوبهار، سلامی چه بوی خوش آشنایی، رقص باران، پرنده، قلک چشمات،
مرد من، صبوری و.... اجرا خواهد کرد.
اعضای این کنسرت سیمین غانم (خواننده) ؛یلدا صمدی (پیانو) ؛ سارا احمدی (دف) و آزاده شمس (ویلن) میباشند.
طبق
اعلام بیطرف؛ در سال ۱۳۹۰ این کنسرت دومین کنسرت سیمین غانم خواهد بود و
پس از آن احتمالا در تاریخ ۲۶ و ۲۷ خرداد ماه نیز به مناسبت ولادت حضرت
علی(ع) و روز پدر این گروه در کرمان اجرا خواهند داشت.
موسسه فرهنگی هنری «ترانه عارف» برگزارکننده برنامههای کنسرت غانم است.
بنا
بر این گزارش، همچنین در نمابری که طی چند روز گذشته از سوی بنیاد رودکی
ارسال شده است از ۲۱ تا ۲۳ اردیبهشت نیز سیمین غانم در تهران در تالار
وحدت تهران برنامه دارد.
تو دیونه رفتی
یه شب بی نشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واست گریه من دیگه بی امونه
دل از درد عشقت یه دریای خونه
می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم چگونه چگونه
منم از سبزه سبزم ولی خسته خسته
من از شهر عشقم ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری یه همرنگ بارون
یه بارون رحمت باسه سبززارون
می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم چگونه چگونه
می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی تو فرصت ندادی
حقیقت چه تلخه چه تلخه شکستن
حقیقت همینه که رفتی تو بی من
می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم چگونه چگونه
این باور همگانی چنان است که اگر خانوادهای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، « برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده » به باغ یا گردشگاه عمومی میرود. با دگرگونی های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیلههای آمد و رفت سریع السیر، وسیلههای ارتباط جمعی و ... به ناگزیر شهرداری های شهرهای بزرگ، دشواریهای آمد و رفت را پیش بینی میکنند. فراوانی اتومبیل و دیگر وسیلههای آمد و رفت موتوری و نیز وسعت خانه سازی ها و شهرسازی ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتری را برای « سیزده بدر » پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بیابند.
یکی از مقدمات اصلی نوروز ایرانیان "سفره هفت سین" است که ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده می شود، این سفره از سابقه تاریخی برخوردار بوده و هر یک از اجزای آن نیز به نیت خاصی بر سفره نوروزی جای می گیرند .برخى پژوهشگران، ریشه تاریخى این جشن را به "جمشید پیشدادى" نسبت مى دهند و نوروز را "نوروز جمشیدى" مى خوانند.
این گروه معتقدند که جمشید شاه بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم از شگفتى دیدنش جشن گرفتند و آن روز را "نوروز" خواندند.
فردوسى شاعر بزرگ پارسى گوى نیز در شاهنامه پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت مى دهد:
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روى زمین
بزرگان به شادى بیاراستند
مى و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
اما عاملى که "نوروز" را از دیگر جشن هاى ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، "فلسفه وجودى نوروز" یعنی زایش و نوشدنى است که همزمان با سال جدید در طبیعت نیز دیده مى شود.
یکى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آیین هاى گروهى است، گردهم آمدن هایى که به نیت نیایش و شکرگزارى و یا سرور و شادمانى شکل مى گیرند.
بر همین اساس جشن ها و آیین هاى جامعه ایران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسیم بندى کرد: جشن ها و مناسبت هاى دینى و مذهبى، جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره اى.
جامعه ایران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نیرو دهنده به روان انسان توجه ویژه اى داشت. آنها بر اساس آیین زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ویژه تیرگان، مهرگان، سده و اسپندگان (اسفندگان) را همراه با شادى و سرور و نیایش برگزار مى کردند. در این بین نوروز بنا به اصل تازگى بخشیدن به طبیعت و روح انسان همچنان پایدار ماند. گرچه با توجه به قانون تغییر پدیده هاى فرهنگى، نوروز نیز ناگزیر نسبت به گذشته با دگرگونى هایى همراه است.
به هرحال در آیین هاى باستانى ایران براى هر جشن "خوانى" گسترده مى شد که داراى انواع خوراکى ها بود. خوان نوروزى "هفت سین" نام داشت و مى بایست از بقیه خوان ها رنگین تر باشد.
هفت سین رازآلوده ترین و فلسفی ترین سنت در بین سلسله آئین های نوروزی است.
عدد هفت در نزد ایرانیان قدیم مقدس بوده است و به خاطر ستارگان هفت گانه یعنی : "زهره ، مشتری ،عطارد ،زحل ،مریخ ، زمین و خورشید" عدد هفت را گرامی می داشتند.
از نظر زرتشتیان تقدس هفت از آیین مهر یا میترائیست , در این آئین هفت مرحله وجود داشت برای اینکه انسان به مقام عالی برسد.
همچنین اسناد تاریخی از برپایی سفره "هفت سین " به یاد "هفت امشاسپند" خبر می دهند.زرتشتیان معتقدند که عقل مقدس یعنی اهورا مزدا که به او سپند مینو نیز میگویند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان " دارد که این امشاسپند با سپند مینو تشکیل "هفت سپند "را میدهند.
خانواده های ایرانی سبزه را برخوان( سفره هفت سین) می نهد تا موجب فراوانی در سال نو شود رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان و نماد جاودانگی می باشد .
سمنو : از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه میشود و نماد خوبی یرای زایش و باروری گیاهانو نیز خیر و برکت است.
سنجد : نماد عشق و دل باختگی است .
سماق : چاشنی زندگی و محرک شادی در زندگی است.
سیر : برای آن نقش محافظت کننده از شر قائل بودند.
سرکه : نمادی از شادی چرا که در دوران باستان میوه درخت تاک را میوه شادی می پنداشتند.
سیب سرخ : نماد سپندارمزد امشاسپند و نماد باروری است.
آئینه : نماد روشنایی است و باید در بالای سفره قرار گیرد, از آئینه به عنوان نشانه راستی نیز یاد شده است.
آب : نماد خورداد امشاسپند و نماد روشنایی و پاکی.
سکه : نمادی از شهریور امشاسپند ودارایی میباشد.
برخی بر این باوراند که آب و سرکه بهتر است در کنار هم قرار گیرندو سکه را درون ظرفی از آب قرار میدهند.
آفرینگان یا شمعدان :نماد اردیبهشت امشاسپند.
شمع : نماینده آتش است.
ماهی : نماد زندگی و نیک بختی است و به عنوان نشانه اسفند ماه در سفره گذاشته میشود.
گل : نمادی از دوستی است.
کتاب مقدس : کتاب خود نمادی از دانایی است.بر این اساس هر خوانواده ایرانی بنا به مذهب خود,کتاب مقدسی را که قبول دارند بر سفره می گذارند.
عود : نمادی از ثروت خانواده است که از هند آورده شده است و گاهی به جای آن از اسپند استفاده میشود.
نان ،پنیر ،سبزی ،نقل ،شیرینی و آجیل و جز آن بر خوان مینهند که همگی نمادی از داده های اهورایی می باشد.
شاید این آخرین بار که این احساس زیبا هست
من و حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دمه آخر تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم میدونم قسمتم اینه
تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم
کنارت اونقدر آرومم که از مرگم نمی ترسم
تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه
خودت پلکام و میبندی و این قصه تموم میشه
هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دمه اخر تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم میدونم قسمتم اینه
دیری است ره به حال خرابم نمی برد!
این جامها که در پی هم می شود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد!
من با سمند سرکش و جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریز پا
تا شهر یادها
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد!
هان ای عقاب عشق
از اوج قله های مه آلود دوردست!
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد!
آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!
در را ه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با این که ناله می کنم از دل که :
آب......... آب..........!
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر کن پیاله را !
فریدون مشیری
بر سفره هفت سین بهارانه نشستیم
در محفل گل ها چو پروانه نشستیم
سال نو و آینده و لطف و کرمِ یار
در لحظه تحویل به شکرانه نشستیم
00: 04
.
.
.
00 : 03
.
.
.
00 : 02
.
.
.
00 : 01
.
.
.
00 : 00
.
.
.
>>>> BOOM <<<<
.
.
.
Eidetoon Mobarak
سال 1390 را پیشاپیش تبریک می گویم.
.
.
.
ستاد دوراندیشان
سلام به قاصدكهای خبر رسان كه محكوم به خبرند
و سلام به شقایقهایی كه محكوم به عشقند
و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند
عید نوروز مبارک

با تو از خاطره ها سرشارم
جشن نوروز تو را کم دارم
سال تحویل دلم می گیرد
با تو تا اخر خط بیدارم.
سال 1390 ,سال خرگوش مبارک باد
در دومين نشست خبري كنسرت يادبود محمد نوري كه صبح امروز ـ هشتم اسفندماه ـ در خانه هنرمندان ايران برپا شده بود، مهران فرهادي ـ برگزار كننده اين مراسم عنوان كرد: مراسم يادبود «محمد نوري» بايد در يك سالن ملي با شأن اين نوع موسيقي اجرا شود و به همين دليل اجراي مراسم از برج ميلاد به تالار وحدت انتقال يافت و تاريخهاي آن نيز تغيير كرد.
او خاطرنشان كرد: اجراي ويژه هنرمندان در اين
مراسم روز جمعه 20 اسفندماه ساعت 18 در تالار وحدت برگزار ميشود. مراسم
رونمايي از تنديس جايزه محمد نوري، برنامهاي در قالب يك اركستر سمفونيك
كوچك با مرور بر شش دهه آثار ماندگار نوري ، پخش يك فيلم مستند، تعدادي
ويدئو كليپ و پيوندي از اجراهاي ويدئويي به همراه اجراهاي صحنهاي نيز در
اين برنامه درنظر گرفته شده است. همچنين به هنرمنداني كه با استاد نوري
رابطه تنگاتنگ داشتهاند جوايزي اهدا خواهد شد.
او همچنين از حضور مهران مديري، خشايار اعتمادي و محمد مهرابي در اين مراسم خبر داد و افزود:در بخش ديگري از اين مراسم نيز محمد سرير( مديرعامل خانه موسيقي) كه سابقه همكاري با نوري را داشته به ياد او برنامهاي اجرا خواهد كرد.
فرهادي در ادامه با اشاره به اولين دوره جايزه محمد نوري و برگزاري آن طي سالهاي آينده، توضيح داد: از سال آينده جايزه سال محمد نوري در سه بخش ترانهسرايي، آهنگسازي و خوانندگي برگزار خواهد شد.
محمد سرير نيز در اين نشست با اشاره به تغييرات فرهنگي و اجتماعي كشور و قدم نهادن به عرصه جهاني شدن و يافتن زبان بينالمللي موسيقي ادامه داد: ريشههاي خاص فرهنگي در موسيقي ايراني اهميت دارد و با وجود وارد شدن به هنر و ادبيات نو بايد پايههاي اصلي فرهنگ ايراني در اين هنر حفظ شود.
او افزود: در جريان تازهاي كه در هنر موسيقي شكل گرفته، خوانندگاني در دهههاي 20 و 30 پيدا شدند كه علاوه بر نگاه نو به موسيقي بر ادبيات نيز تسلط داشتند. زندهياد محمد نوري از جمله اين هنرمندان است كه علاوه بر شكل خاص موسيقياش بر موسيقي آوازي كه پيوند بسيار عميقي با فرهنگ خاص ايراني دارد،تكيه داشت.
سرير در پايان سخنانش با اشاره به نقش ارزنده شاعراني چون حميد مصدق، حسين منزوي، فروغ فرخزاد و ... در ماندگاري آثار مرحوم نوري بيان كرد: ما تلاش ميكنيم به هنرمندان جواني كه تربيت يافته مكتب محمد نوري هستند اهميت زيادي داده شود تا ماندگاري اين مكتب حفظ گردد.



به نقل از ایسنا در این برنامه بخشی از آلبوم رندان مست آقای شجریان به سرپرستی مجید درخشانی و اجرای گروه شهناز برای مخاطبان نواخته و خوانده شد.
بر اساس این گزارش محمدرضا شجریان و گروه همراه چند روز قبل تهران را برای اجرای کنسرت به مقصد دوبی و اجرا در سالن شیخراشد ترک کرده بودند و این اجرا نیز تنها اجرای گروه بود.
گزارشها از استقبال خوب مخاطبان از این کنسرت حکایت میکند.
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهورهمَزدا !
زنان را میستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، میستاییم.
اوستا – یسنا ۳۸ – بند ۱
کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از 3 قرن پس از میلاد- که از 20 قرن پیش از میلاد- روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از ولنتاین فرنگی! این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.
در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.
امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مردگیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.
گردیزی در کتاب زینالاخبار نیز درباره واژه «مردگیران» اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران میگفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمیگزیدند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردن












































































