پری ناز افتادگان

سلام

این هم عکس پری ناز خانوم

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

لیست جهیزیه

لیست جهیزیه

۱. چرخ گوشت
۲. سرخ کن
۳. غذاساز
۴. پلو پز
۵. آرام پز
۶. زود پز
۷. سماور
۸. کباب پز
۹. آب پرتقال گیری برقی
۱۰. لباسشویی
۱۱. یخچال ، فریزر
۱۲. قهوه جوش
۱۳. چرخ خیاطی
۱۴. توستر
۱۵. ضبط صوت
۱۶. بخارپز
۱۷. ساندویچ ساز
۱۸. ظرفشویی
۱۹. مایکروویو
۲۰. سبزی خرد کن
۲۱. جارو برقی
۲۲. تلوزیون
۲۳. جاروی شارژی
۲۴. تخم مرغ پزی
۲۵. بخار شور
۲۶. اجاق گاز
۲۷. چای ساز
۲۸. اتوی پرسی
۲۹.همزن برقی
۳۰. ویدئو سی دی
۳۱. گوشت کوب برقی
۳۲. کتری برقی
۳۳. پارچ بریتا
۳۴. فرش
۳۵. بوفه
۳۶. میز تلوزیون
۳۷. میز ناهار خوری
۳۸. مبلمان
۳۹. سرویس خواب
۴۰. کتابخانه
۴۱. دراور
۴۲. آینه قدی
۴۳. جاکفشی
۴۴. چوب رختی
۴۵. سرویس حبوبات
۴۶. سرویس قاشق مهمان
۴۷. سرویس قاشق دم دستی
۴۸. سرویس کریستال بوفه
۴۹. سرویس کریستال دم دستی
۵۰. سرویس ظروف دم دستی
۵۱.سرویس پیرکس
۵۲. سرویس چینی
۵۳. سرویس صبحانه
۵۴. سرویس قابلمه تفلون دم دستی
۵۵. سرویس روحی
۵۶. سرویس پلاستیک
۵۷. سرویس دم کنی
۵۸. سرویس غذا نگه دار
۵۹. سرویس چاقو
۶۰. سرویس قابلمه تفلون
۶۱. قهوه خوری تزئینی
۶۲. قهوه خوری
۶۳. فلاسک چای
۶۴. همزن دستی
۶۵. کفگیر ملاقه استیل
۶۶. کفگیر ملاقه تفلون
۶۷. کفگیر ملاقه استیل سفره
۶۸. کفگیر ملاقه پایه کوتاه
۶۹. قوری و کتری رو گازی
۷۰. قوری و کتری پیرکس
۷۱. کتری استیل
۷۲. قوری پیرکس با گرم نگه دارنده
۷۳. قوری زعفران
۷۴. سینی و کاسه سماور
۷۵. جام آب سماور
۷۶. سبد تفاله چایی
۷۷. سینی مجمع بزرگ
۷۸. سینی مجمع کوچک
۷۹. سینی سیلور
۸۰. سینی قهوه ۲سایز
۸۱. سینی چای کریستالی
۸۲. سینی دو نفره
۸۳. سینی پذیرایی ۳ سایز
۸۴. گلدان کریستال
۸۵. شیشه های مخصوص یخچال و کابینت
۸۶. نمکدان دم دستی
۸۷. نمکدان پذیرایی
۸۸. زیر سیگاری
۸۹. زعفران ساب
۹۰. فلفل دان
۹۱. جای زعفران
۹۲. هاونگ کریستالی
۹۳. ظرف روغن مایع
۹۴. نسکافه خوری
۹۵. فانوس
۹۶. لیوان آب جو خوری
۹۷. پارچ بلبی
۹۸. پارچ یخچال
۹۹. گیلاس هفت سین
۱۰۰. تنگ ماهی
۱۰۱. شیشه آب
۱۰۲. استکان دم دستی
۱۰۳. استکان پذیرایی
۱۰۴. پارچ و لیوان دم دستی
۱۰۵. پارچ و لیوان مهمان
۱۰۶. ست آبلیمو ، آبغوره
۱۰۷. قندان دم دستی
۱۰۸. قندان پذیرایی
۱۰۹. یخ دون
۱۱۰. گلاب پاش
۱۱۱. شیشه شیر
۱۱۲. گیره لباس
۱۱۳. کارد میوه
۱۱۴. کاور لوازم برقی
۱۱۵. فنجان چای
۱۱۶. نعلبکی
۱۱۷. سیخ
۱۱۸. توری ماهی
۱۱۹. توری کباب
۱۲۰. منقل
۱۲۱. جارو
۱۲۲. خاک انداز و فرچه
۱۲۳. تی
۱۲۴. دمپایی آشپزخانه
۱۲۵. دمپایی دستشویی
۱۲۶. دمپایی حمام
۱۲۷. دمپایی
۱۲۸. کفگیر و چنگال چوبی
۱۲۹. گوشت کوب استیل
۱۳۰. ظروف کیک
۱۳۱. چاقوی کیک
۱۳۲. اسفند دود کن
۱۳۳. اسفند دود کن منقلی
۱۳۴. چای صافکن
۱۳۵. چای صافکن استیل
۱۳۶. چای صاقکن پلاستیکی
۱۳۷. رنده معمولی
۱۳۸. رنده ۱۰ کاره
۱۳۹. تخته سبزی پیرکس
۱۴۰. تخته گوشت چوبی
۱۴۱. تخته کار پیرکس
۱۴۲. تخته کار پلاستیکی ۲سایز
۱۴۳. جای سیب زمینی و پیاز
۱۴۴. ترازوی آشپزخانه
۱۴۵. ترازوی حمام
۱۴۶. قیچی قند
۱۴۷. تیشه قند
۱۴۸. رو انداز و تو انداز کابینت
۱۴۹. زیر قابلمه ای
۱۵۰. شعله پخش کن
۱۵۱. الک
۱۵۲. سیر کوب
۱۵۳. ابزار آلات آشپزخانه
۱۵۴. آبکش استیل ۳ پارچه
۱۵۵. رنده تخم مرغ
۱۵۶. فرچه سبد
۱۵۷. شیشه شور
۱۵۸. فرچه مخزن دار
۱۵۹. چنگال سالاد
۱۶۰. چنگال زیتون
۱۶۱. چنگال کوکو
۱۶۲. انبر ذغال
۱۶۳. سیخ چوبی
۱۶۴. مگس کش
۱۶۵. زیر قاشقی کنار گاز
۱۶۶. جای خلالی
۱۶۷. خلال دندان
۱۶۸. قیف معمولی
۱۶۹. قیف دو سایز
۱۷۰. قیف ۲ کاره
۱۷۱. زیر لیوانی
۱۷۲. هاونگ مرمر
۱۷۳. طناب معمولی
۱۷۴. طناب تخت
۱۷۵. قالب کباب کوبیده
۱۷۶. وردنه دسته دار
۱۷۷. بیفتک کوب
۱۷۸. سبد چاقو
۱۷۹. رنده سیر
۱۸۰. رو یخچالی
۱۸۱. فرچه
۱۸۲. نمکدان تزئینی
۱۸۳.گوشت کوب تفلون
۱۸۴. سرویس چهار قفله مایکرویو
۱۸۵. لیمو گیر شیشه ای
۱۸۶. لیموگیر دستی فلزی
۱۸۷. ماهی تابه چدن
۱۸۸. گیره جوراب
۱۸۹. صافی
۱۹۰. شلنگ
۱۹۱. شیشه شور با ابر
۱۹۲. آب مرکبات گیری
۱۹۳. بستنی یخی ساز
۱۹۴. ظرف شیر
۱۹۵. گیره دستکش
۱۹۶. پیمانه فلفل و نمک
۱۹۷. ظروف سفالی آبگوشت خوری
۱۹۸. جارو دستی
۱۹۹. لیوان دو جداره
۲۰۰. جای آویز دستمال
۲۰۱. حوله آشپزخانه
۲۰۲. دستمال سفره
۲۰۳. فرچه یقه
۲۰۴. جای لیوان پلاستیکی
۲۰۵. کارد و چنگال پذیرایی
۲۰۶. همزن شیشه ای سس
۲۰۷. آویز لیوان
۲۰۸. جا قاشقی برای داخل کشو
۲۰۹. جا قاشقی برای آب چکون
۲۱۰. جای اسکاچ
۲۱۱. جای کارد برای سر میز پذیرایی
۲۱۲. سبدهای چوبی
۲۱۳. ست ادویه
۲۱۴. سطل برای تی کشیدن
۲۱۵. کیسه سبزی
۲۱۶. گردو خرد کن
۲۱۷. قاشق قهوه خوری
۲۱۸. جا لیوانی استیل
۲۱۹. سبد میوه استیل
۲۲۰. سفره نان
۲۲۱. سفره دم دستی
۲۲۲. سفره ۴ نفره
۲۲۳. سفره ۶ نفره
۲۲۴. سفره ۱۲ نفره
۲۲۵. سفره ۲۴ نفره
۲۲۶. سفره مسافرتی
۲۲۷. زیر سفره دم دستی
۲۲۸. زیر سفره مهمان
۲۲۹. پارچ و لیوان مسافرتی
۲۳۰. شکر پاش مسافرتی
۲۳۱. لیوان پیک نیک
۲۳۲. زیر انداز مسافرتی
۲۳۳. ظروف یکبار مصرف
۲۳۴. قمقمه آب
۲۳۵. سبد مسافرتی بزرگ در دار
۲۳۶. جای سیخ
۲۳۷. پارچ پلاستیکی
۲۳۸. پتوی مسافرتی
۲۳۹. ملحفه مسافرتی
۲۴۰. چادر مسافرتی
۲۴۱. پیک نیک
۲۴۲. حوله مسافرتی
۲۴۳. ظروف مسافرتی
۲۴۵. جعبه کمک های اولیه
۲۴۶. وردنه معمولی
۲۴۷. لوازم دستشویی کریستالی
۲۴۸. لوازم دستشویی (فرچه ، سطل ...)
۲۴۹. آفتابه
۲۵۰. جاروی دستشویی
۲۵۱. اسکاچ دستشویی
۲۵۲. جای لوازم حمام پلاستیکی
۲۵۳. سنگ پا
۲۵۴. لیف حمام عروسکی
۲۵۵. لیف معمولی مردانه و زنانه
۲۵۶. کیسه
۲۵۷. چهار پایه حمام
۲۵۸. تشت آب
۲۵۹. تشت لباس
۲۶۰. قیچی خیاطی
۲۶۱. جعبه سوزن و قرقره
۲۶۲. جعبه پارچه ای سوزن
۲۶۳. عروسک بستن پرده
۲۶۴. جای کلینکس عروسکی
۲۶۵. عروسک پایه دار
۲۶۶. دستمال آشپزخانه
۲۶۷. توری رختهای چرک
۲۶۸. زیر دری پا
۲۶۹. ضرب گیر در
۲۷۰. جاروی کوچک
۲۷۱. اسکاچ توری
۲۷۲. چهار پایه متوسط
۲۷۳. نردبان
۲۷۴. بقچه های زیپ دار
۲۷۵. تلمبه
۲۷۶. جعبه ابزار
۲۷۷. حوله صورت و دستشویی
۲۷۸. سطل زباله و کلینکس پذیرایی
۲۷۹. چوبرختی پشت در
۲۸۰. آویز لباس
۲۸۱. آویز طبقه ای
۲۸۲. چرخ دستی خرید
۲۸۳. پادری
۲۸۴. رو فرشی
۲۸۵. پشتی
۲۸۶. تابلو
۲۸۷. ساعت دیواری
۲۸۸. ساعت آشپزخانه
۲۸۹. ساعت رو میزی
۲۹۰. لوستر پذیرایی
۲۹۱. لوستر اتاق خواب
۲۹۲. آباژور میزی
۲۹۳. آباژور پایه دار
۲۹۴. گل
۲۹۵. مجسمه آبشاری
۲۹۶. پرده و چوب پرده
۲۹۷. رو انداز مبل
۲۹۸. رو انداز پشتی
۲۹۹. رو انداز لوازم صوتی
۳۰۰. رختخواب
۳۰۱. خوشخواب
۳۰۲. پتو
۳۰۳. رو تختی
۳۰۴. جا کلیدی
۳۰۵. میز تلفن
۳۰۶. کوسن مبل تزئینی
۳۰۷. روتختی دم دستی
۳۰۸. رو بالشی
۳۰۹. رو آیفونی
۳۱۰. مجسمه
۳۱۱. مجسمه
۳۱۲. گیره لباس با ظرف
۳۱۳. ظروف فریگور
۳۱۴. جای نان پلاستیکی
۳۱۵. جای سبزی پلاستیکی
۳۱۶. دبه بزرگ و کوچک
۳۱۷. چره خیاطی مسافرتی
۳۱۸. اتوی مسافرتی
۳۱۹. قابلمه پیرکس ۳ تایی
۳۲۰. سر پیچ گاز تزئینی
۳۲۱. خاک انداز استیل
۳۲۲. در باز کن معمولی
۳۲۳. لیوان مربعی پایه بلند
۳۲۴. نیم لیوان مربعی
۳۲۵. سبد فلزی رنگی
۳۲۶. بستنی خوری
۳۲۷. قالب کتلت
۳۲۸. لیوان شربت خوری بلند و کمر باریک
۳۲۹. ابر سفره پاک کن
۳۳۰. لیوان فانتزی برای آب سرد کن
۳۳۱. گیره های چسبی
۳۳۲. پیتزا خوری
۳۳۳. مرغ خوری بزرگ و کوچک
۳۳۴. رولت خوری کریستالی

آشپزخانه

بهتره یک رنگ رو برای سرویس آشپزخونه انتخاب کنید معمولا سرویس های آشپزخونه رنگهای روشنه مال خود من لیمویی شما می تونید آبی کمرنگ یا چوبی رو انتخاب کنید .رنگهای دیگه یک کم پیداکردن و ست کردنش سخته. وسایل برقی رو(به جز بزرگها) ترجیحا یک مارک بگیرید.رنگ وسایل برقی بزرگ هم یا سفید یا سیلوره که سفید بیشتر طرفدار داره . برای خرده ریزها بازار خیلی خوبه تنوع داره شوش هم بد نیست اگه حوصله جای دور ندارید یه سر هم به فروشگاه های شهروند بزنید. برای بزرگها من نمایندگی های معتبر رو توصیه می کنم تو شریعتی فراوونه

وسایل عمده :

۱- یخچال فریزر ترجیحا خارجی بخرید اگر بودجه تون میرسه. ساید بای ساید بهترین مارکها هم سامسونگ ال.جی و بوش توصیه میشه

۲- ماشین لباسشویی مارکهای سامسونگ ال.جی . بوش

۳-مکروفر

۴- اجاق گاز ۴ یا ۵شعله کافیه ایرونیهاش هم کیفیت خیلی خوبی داره هم قیمتهاس مناسبتره تکنو سینجر پادیسان

لوازم برقی:

۵- سرخ کن از من میشنوید مینیش رو بگیرید هم روغن کم میبره هم تا سالهای سال که مهمون زیاد براتون بیاد کاربردیه مارکهای تفال و دلونگیش خوبه

۶-چای ساز بین این و سماور یکی رو انتخاب کنید

۷-قهوه جوش چندان هم ضروری نیست ولی به قول مامان خانوم تو جهیزیه کلاس داره بهترین هاش مارک دلونگی غیر اون تفال بلک اند دکر هم خوبه

۸-ساندویچ ساز یا همون میکر واسه عروسایی که خیلی آشپزی بلد نیست شدیدا به درد بخوره

۹- پلوپز بهترینش پلوپز تفال که هم ته دیگ داره و هم بخارپز با یه تیر دوتا نشون میزنید تو ایرونیهاش هم پارس خزر خوبه بهتره یه کوچک ۴نفرش رو بگیرید

۱۰-آبمیوه گیری مخلوط کن آسیاب اگه می خواید خیلی هزینه کنید جداش رو بگیرید که با سوختن موتور همش از کار نیفته اگه نه یه دستگاه چندکاره مولینکسش عالیه

۱۱-آبمرکبات گیری البته اینو احتمالا براتون کادو می آرن

۱۲-ماشین ظرفشویی این خیلی لازمه خصوصا اگر شاغلید نوع رومیزش رو بگیرید مارکهای موریس مجیک و الگانس خوبه

۱۳ -زودپز ایرانی مارک سبش خوبه

۱۴- آرام پز اگه شاغلید به دردتون می خوره

۱۵- همزن گوشتکوب برقی پاستاپز غذاساز اینها دیگه چندان ضروری نیست بسته به نیازتون بخرید مثلا اگه خیلی اهل کیکی یا شیرنی پزی هستید همزن به دردتون می خوره

خرده ریز آشپزخونه:

۱- سرویس چینی مهمان تاحدامکان کامل بگیرید به جنسش توجه کنید نه مارکش جنسهای ایرونی مرغوبی مثل مقصود با قیمت مناسب تر هم هست تاحد امکان از طرح های سنگین و کلاسیک بخرید چون تا مدتها باید استفاده کنید

۲- سرویس چینی دم دستی یه فانتزی با رنگهای شادش رو انتخاب کنید می تونید از چینی های آرکوپال هم بگیرید معمولا یه سرویس ۶تابشقاب تخت پلوخوری ۶تا خورشت خوری۶ تاکاسه کوچک و ۱کاسه بزرگ ۲ تادیس در سایزهای مختلف و ۶ پیش دستی کافیه

۲- سرویس قاشق چنگال مهمان نوع سه طبقه کیف سامسونتی آلمانیش تو بازار هست یادتون باشه اگه چینیتون طرح نقره ای داره اینم باید طرح سیلور و اگر چینیتون طلایی داره باید با دسته های طرحدار طلایی باشه

۳- سرویس قاشق چنگال دم دستی می تونید نوع دسته رنگی متناسب با رنگ سرویس دم دستیتون بخرید نوع چینیش با قیمت مناسب هست چون این سرویس استفاده اش زیاده زود گم یا خراب میشه زیاد هزینه نکنید مدل های چینیش با جاقاشقی تزیینیش هست

۴- پارچ و لیوان ۲دستبرای مهمان و ۱دست برای خودتون بخرید فقط لیوانهاش خیلی باریک و بلند نباشه که راحت شسته بشه و پارچش هم خیلی بلند نباشه که تو یخچال جا بشه مال خود من از این امپراتورها هست

۵- استکان و نعلبکی ۲دست بخرید

۶- قندان ۲تا کافیه

۷- سینی مدل بلورش قشنگه فقط یک کم سنگینه مدل سه تایی در سه سایز مختلف طرح مسی هم هست هم سبکه هم واسه مهمون خوبه واسه دم دستی هم از این مدلهای شیشیه ای که توش گل خشکه قشنگه فقط پلاستیکی و کائوچوبیش رو حتی برای دم دست هم نخرید که اصلا شکیل نیست پیشنهاد من یه سه تایی فلزی و یه بلوره

۸- سرویس قابلمه تفلون معمولا شامل ۳ تاقابلمه درشیشه ای ۲تا ماهی تابه و ۱ شیرجوش رنگ تیره بگیرید که روشنش سریع رنگ میگیره و پاکم نمیشه

۹- سرویس قابلمه اضافه می تونید آلومینیومیش رو بگیرید که البته از مد افتاده یا رویی که توطرح های قشنگ و گلدار هست یا مثل من بازم تفلون بخرید ولی بهتره این سرویس ۲ تا قابلمه بزرگ واسه مهمون و چندتا ماهی تابه مستطیل شکل که کم جا میگیره داشته باشه می تونید تک تک بخرید و باهم ست کنید یک دونه ماهی تابه مدل دار( قلب ستاره خرسی) هم خوشگل و فانتزیه بد نیست بخرید

۹- سرویس کفگیر ها تو سرویس قاشق چنگالتون نوع استیلش هست . می تونید یه سرویس تفلون دسته رنگی با پایه بخرید همه رنگش هم هست حتی طرح چوبی و استیل هم داره معمولا ۶ تکه مارک یونیکش خوبه

۱۰- سرویس خرده ریز اینم با دسته های رنگی و پایه تو بازار هست معمولا شامل وسایل زیر است که می تونید کم وزیادش هم بکنید درنوشابه بازکن در قوطی باز کن(مخصوص کنسرو و ..) قاشق بستنی پوست گیر (برای بادمجان و کدو و خیار عالیه) بیفتک کوب همزن خمیربر گوشتکوب رنده چای صافکن چاقوتیزکن

۱۱-فلاکس

۱۲-سرویس دم کنی بهتره ۲ دست بگیرید یکی گلدوزی شده یکی ساده معمولا شامل دوتادستگیره دوتادستگیره فر پیشبند ۳تادم کنی دستمال روقوری دستگیره گاز و یخچال و دستمال اضافه است

۱۳- حوله آشپزخانه واسه دست خشک کردن لازمه معمولا بادستگیره فرم قلبی هست با رنگهای مختلف

۱۴- دستمال آشپزخانه هرچه بیشتر بگیرید پشیمون نمی شید

۱۵- سفره یک کوچک ۴نفره برای دم دستی و یک بزرگ مهمونش رو بگیرید دقت کنید جنسش کلفت باشه که زود پاره نشه برای مهمون طرح های ساده تر بگیرد

۱۶- ظروف ادویه اینم هرچه بیشتر بهتر فقط قاشق های توش یادتون نره بهتره از طرح های شیشه ایش بگیرید که خیلی راحت میشه توش رو دید طرح در چوبیش هم توبازار خیلی زیاده ۶ تا پیشنهادمیشه ۴تا کوچکتر برای دارچین زردچوبه ادویه گوشتی ادویه پلویی و ۳ تابزرگتر برای نمک فلفل آویشن

۱۷- ظروف حبوبات می تونید با ظرف ادویه ست بگیرید حداقل ۱۵تا لازم دارید برای لپه عدس نخود لوبیا قرمر لوبیا چیتی لوبیا چشم بلبلی لوبیا سفید لیموعمانی شوید خشک نعناع خشک رشته سوپی رشته آشی جوپرک پودر سوخاری لپه باقالا(من خودم ار این شیشه های گلدار با در پلاستیکی لیمویی گرفتم )

۱۸-ظرف های مکمل حبوبات اینم از همون ست ظروف حبوبات می تونید بگیرید یا جدا این ظرف ها بزرگتره شامل ظرف چای ظرف قند ظرف شکر ظرف ماکارونی سطل برنج و سطل آشغال

۱۹ سرویس پلاستیک شامل ۲ لگن برای شستن میوه لگن خیس کردن برنج ۳سبد در اندازه های مختلف برای آبکشی و خشک کردن میوه سبد مخصوص ظرفشویی ۲ سبد نان و ظروف پلاستیکی دردار برای نگهداری مواد غذایی که معمولا بادرهای رنگی و سه تایی هست و یک جاقاشقی برای کشو کابینت

۲۰ جارو خاکنداز و تی

۲۱ شیشه های یخچالی شامل پارچ آب یخچالی ۴ شیشه برای مربا و ترشی ۲شیشه آبلیمو و سرکه

۲۲ ظروف یخچالی پیشنهاد من ظرفهای سه تایی پیرکس که دو تا در داره یکی پلاستیکی واسه یخچال و یکی پیرکس برای مکروفر و هم میشه غذار رو با اون تویخچال گذاشت و و هم تو ماکروفر گرم کرد

۲۳ سرویس چاقو مارک زولینکنش عالیه با پایه . نوع ارزون ترش هم هست با دسته و پایه چوبی که شامل ۳تاچاقو یه ساتور و یه قیچی نان هست

۲۴ فنجان و نعلبکی به نظر من نخرید که کلی کادو می آرن تازه تو سرویس چینیتون هم هست اما اگه خیلی دوست دارید یه سرویس فانتزیش رو با آویز یا همون پایه بخرید و روی کابینت یا اپن آشپزخانه بگذارید

۲۵ تخته آشپزخونه چوبیش رو بگیرید مدلهای شیشه ایش فانتزیه و فقط به درد دکور می خوره کارایی نداره

۲۶- سبد سیب زمینی پیاز یه دو طبقه اش کافیه

۲۷-سیخ کباب ۶تا کوبیده ۶ تا جیگری و ۶ تا معمولیش

۲۸-جا قاشق چنگالی این برای رومیز شامه می تونید یه دوتایی بلورش رو بخرید

۲۹ یخدان اینم برای روی میزهای شام هست یادتون باشه چنگال مخصوص برا برداشتن یخ رو هم باهاش بخرید دوتا مدل بلور و سیلورشو دیدم دوتا هم کافیه

۳۰-نی و همزن دو دست بگیرید فلزی و بلورش هست ولی بلوریاش قشنگتره راستی بهتره فقط همزنش را هم بگیرید چون نی هاش خوب تمیز نمیشه

۳۱-زیر بشقابی معمولا ۶تایی هست که شامل زیر بشقاب و زیرلیوانی است در طرح های مختلف برای کسانی که از میز ناهارخوری استفاده می کنند مفیده نه سفره

۳۲- کیسه نان و کیسه سبزی سبزی ها معمولا سه تایی ولی نان یکی

۳۳-سرویس ظرفشویی شامل جامایع ظرفشویی جااسکاچی جاقاشق چنگالی برای جا اسکاچی می تونید از لیوان های پلاستیکی در دار که در رنگهای مختلف با شکل جوجه فیل و ... استفاده کنید فقط باید تهش رو چند تا سوراخ کوچولو کنید

۳۴-نمکدان و فلفلدان برای مهمون تو سرویس چینیتون هست یه دم دستیش رو با سینی کوچک بخرید

۳۵-سرویس سرامیکی یا پیرکس البته معمولا کادو می آرن.اما این سرویس ها که من با سبد حصیریش رو گرفتم و جدیدا با گرمکن فلزیش اومده هم قشنگه معمولا شامل ظرفهای سوپخوری (گرد دردار ) وظرفهای خورشت خوری (مستطیل شکل و بدون در ) است (البته من سروسی بستنی خوری با قاشق و ظرف سس و آبلیمو ونمک و فلفل که در سینی هم هست و زیر قاشقی کنار گاز روهم از همین سرویس گرفتم )

۳۶ کتری قوری رو گازی واسه وقتی برق میره خیلی به درد بخوره جنسش سرامیکی و چینی در رنگهای مختلف و طرحدار هست

۳۷ لوستر آشپزخانه

۳۸- پرده آشپزخونه معمولا از جنس حریر چروک یا کتان دورو می گیرن و مدل پشت دری میزنن

۳۹- جا اسفندی خصوصا روز جهازبرون و شب عروسی لازمتون میشه درداراش بهتره

۴۰ شعله پخش کن برای روی گاز

۴۱ شکرپاش

از اینجا به بعد وسایلیه که ضروری نیست و معمولا هدیه می آرن و اکثرا فقط بعضی هاش را برای جهیزیه می خرن منکه هیچکدوم رو نخریدم یک سریشو برام هدیه اوردن:ترازوی آشپزخانه - سرویس بستنی خوری - ظرف اردورخوری- وردنه - تنگ و گیلاس - فرش آشپزخونه-آ رام پز- چرخ گوشت-سیر خردکن- شیشه شور- قیف- جاخلال دندان- زعفران ساب- فشارشکن شیرآب

تزئینات آشپزخانه :

البته اینا سلیقه ای دیگه ولی چون خونه عروس خانومه یه چندتاییش واسه خشگلی لازمه

دکوری رو یخچالی گلدان های گل مصنوعی شمع های تزیینی ظروف دکوری شیشیه ای که داخلش میوه های رنگی یا گل خشک است عروسکهای جادستمالی که به دیوار نصب میشه ساعت دکوری

هال و پذیرایی

این بستگی به جا و بوجه تون داره ولی به هرحال بهتره یه ست رنگ رو انتخاب کنید(مال خود من طلایی صورتی چرکه )

کرم -قهوای که با مبلمان چوبی فندقی یا تیره خیلی هماهنگه

طلایی -صورتی چرک یا پوست پیازی برای مبلمان طلاییی

زرشکی طلایی که برای خونه های بزرگتر قشنگه چون فضا را کوچک نشون می ده

کرم -سبز برای ست مبلمان رنگ چوب روشن

طلایی - آبی که البته پیدا کردنش خیلی سخته

۱- فرش اول خونه بگیرید و بعد فکر این یکی بیفتید اگه بودجش رو دارید دستباف در غیر این صورت ماشینی الان دیگه فرش بزرگ با توجه به اینکه خونه ها سنگ یا سرامیکه رایج نیست و معملا ۶ یا۹ متری می گیرن و برای پذیرایی روالش ۱ یا ۲ فرشه. هرچندتا که جا بشه معمولا رسمه یکیش رو داماد میاره رنگش رو با توجه به رنگ انتخابی ست پذیرایی بگیرید . سعی کنید خیلی روشن نباشه که سریع چرک میشه برای پذیرایی طرح های خلوت تر و ستنی برای هال اسپرت می گیرن فرش مهستان و کویر یزد طرح های خوبی داره مرکزش شمال خیابان هفتم تیره

۲- مبلمان معمولا یک سرویس راحتی +ناهارخوری کوچک میدن و لی اگر بودجه تون بیشتره می تونید سرویس استیل بخرید درباره رنگها قبلا گفتم اما برای طرح های راحتی مبلمان استقبال که ترکیه ای خیلی قشنگه. بورس خرید هم یافت آباد دلاوران یا جمهوریه. رنگ مبلهارو خیلی روشن نگیرید که سریع چرک میشه

۳- بوفه هماهنگ با سرویس مبلمان بخرید الان دوجور بوفه در بازارهست یکی بوفه های تمام شیشه و یکی بوفه های کوتاه پهن است که روش آینه شمعدان می ذارن و بیشتر مناسب خونه های بزرگه

۴-لوستر معمولا رسمه آقا داماد می خره مرکزش طرفای بازاره اما یادتون باشه باید بر حسب جنس آینه شمعدانتون و هماهنگ با آن سیلور برنز یا طلایی یا چوبی باشه (مال من برنزه )

۵-تابلو اگر ست راحتی گرفتین تابلوهای طرح کوبیسم و طرح های اسپرت آبرنگی قشنگه برای مبل استیل باید تابلوهای نقاشی رنگ روغن بخرین (مال خود من دو تا تابلو رنگ و روغن منظره هست)

۶- سرویس سطل آشغال جا دستمالی جاکارد و چنگالی می تونید طرح نقره اش رو بخرید که آبکاری شده است یا طرح چوبیش رو

۷-پادری فرشهای کوچک پادری معمولا برای راهروهای جلوی در خریده میشه طرح های گلیم-فرش یا گبه هم قشنگ تره هم ارزون تر

۸- کوسن کوسن های روی مبل رو می تونید از پارچه خود مبلتون یا حتی پارچه پرده تون تهیه کنید برای مبل استیل چهار کوسن مربعی( دوتا هر طرف کاناپه )و یکی مدل شکلاتی در وسط بذارید و برای مبلمان راحتی از مدل های دایره یا مربعی هر تعداد که دوست دارید.

۹ رومیزی البته به شرطی که میزهاتون کنده کاری نباشه برای رو میز ناهار خوری عسلی ها و میز پذیرایی لازم دارید می تونید از طرح های دستی قلاب بافی یا رومیزیهای سنتی ترمه یا رومیزی جدیدها که حریره و سنگ دوزی شده بگیرید البته این سنگ دوزی ها به شرطی خوبه که نخواهید روی میز شیشه بندازید

۱۰ جاکلیدی به دیوار نصب میشه معموله پلی استر یا گچیه

۱۱پرده معمولا برای عروس زیر و رو با والان می زنن. اگه می خواین خیلی گرون نشه یه سر اطلس پود بزنین را ه دور هم مولوی رو پیشنهاد می کنم اگه وضعتون هم خیلی عالیه برید زرتشت . راستی اگه ست مبلمانتون چوبیه چوب پرده تون رو هم چوبی و اگه طلایی فلزی طلایی بگیرید . دقت هم کنید پرده تون طوری باشه که از بیرون داخل خونه دید نداشته باشه چون آقا دامادها بهش خیلی حساسن. رنگ پرده زیر و رو یا باید یکی ولی کمرنگ پر رنگ باشه (مثلا آبی کمرنگ زیر و آبی پر رنگ رو) یا از دو رنگ متضاد که خودش رو نشون بده معمولا زیری رو رنگهای روشن تر و رو رنگهای تیره تر می زنن. برای خونه های با مبلمان راحتی و اسپرت از انواع راه راه هم می تونید استفاده کنید

۱۲ ساعت دیواری

۱۳ظروف پذیرایی

این ظرفها را معمولا یادر بوفه می چینن یا روی میزها اگه ست باشن که بهتره

۱-میوه خوری می تونید بلوری زیر و رو (کاسه بشقاب)بخرید هم رنگیش هست هم سفیدش . الان تویو های ژاپنی که فرم مثلثی هست زیاده (می تونید یه رنگی متضاد با رنگ مبلمانتان رو بخرید با یک کوسن همرنگ که اونم رنگش متضاد پارچه مبله و البته رو میز پذیرایی بذارید)

۲-آجیل خوری ظرف آجیل خوری با ۶ تا پیاله هاش هست(اینم ست میوه خوریتون بگیرید ) و یه قاشق استیل برای برداشتن آجیل هارو هم یادتون نره

۳-گلدان بلور

۴- تنگ و گیلاس

۵- شکلات خوری می تونید دو تا کوچک روی هرکداوم از میز عسلی هاتون بذارید ترجیحا دردار بگیرید که خاک رو شکلات هاتون نشینه

از اینجا به بعد معمولا آقا داماد میخره

تلویزیون بهترین مارک سونی البته ال.سی .دی بعدش سامسونگ و نهایتا ال.جی پیشنهاد میشه

میز زیر تلویزیون اگه می تونید کشو دارش رو بخرید واسه گذاشتن سی دی هاتون کلی به درد می خوره.

سینما خانگی

ماهواره

گوشی تلفن پاناسونیک مارک خوبیه دو گوشیش رو بخرید

جاکفشی اگه جا دارید می تونید مدل جالباسی- جاکفشیشی رو که آینه هم داره بخرید

بقیه هم وسایلیه که برای جهیزیه ضروری نیست اما معمولا برای تزیین یا به قول خودمون پرکردن خونه بعضی هاش خریداری میشه

میز تلفن- میز بار-گلهای مصنوعی- گلدان های گل طبیعی-ظروف دکوری - آویزهای فانتزی که از سقف آویزان می شه ـ شمع های دکوری - مجسمه -چشم زخم-زیرسیگاری- قاب عکس- میز گرد - میزهای مرمر با پایه های برنزی

اتاق خواب

من یک اتاق خواب در نظر می گیرم .ست اتاق خواب عروس معمولا رنگهای صورتی گلبهی سفید یا آبی کمرنگه اما شما می تونید هر رنگی دوست دارید انتخاب کنید چون پیدا کردن وسایلش راحتتره مال اتاق خود من صورتیه

۱- فرش معمولا یک قالیچه کوچک جلو تخت میندازن . که از طرح های فانتزی فرش -گلیم یا گبه میشه استفاده کرد مدلهای جدید شگی هم تازه اومده که یک کم تمیزکردنش سختته ولی یک سر فرش ستاره کویر بزنید می تونید از تو سایتش هم طرح هاش رو ببینید

۲- لوستر

۳-سرویس خواب جهت اطلاع در دوسایز۲*۱۶۰و ۲*۱۸۰هست .*ترجیحا رنگ تیره نگیرید که باید مثل من دائم دستمال به دست گردگیری کنید.*مدلهای گردش هم اومده که اگر جاتون بزرگه خیلی نازه.*مدلهای لبه دار هم ترجیحا نگیرید که تمام دست و پاتون رو کبود می کنه.*اگه دنبال جا هستید تختی بگیرید که زیرش کشو داشته یاشه و میز آرایشش کوچک و بزرگ بشه .*مطمئن شید مدلی انتخاب کردید که آینه اش روش محکم میشه *مدلهای فانتزی حصیری هم اومده که جدیدتره و قیمتش هم ارزونتر

۴-سطل و جادستمالی مدل توریش هست و مدل عروسکیش

۵-تشک تخت مارکهای رویا و خوشخواب خوبه اگه رویا می گیرید مدلهای سوپرآرام و آسمان رو توصیه می کنم

۶ لحاف بالش و روتختی می تونید همه رو از لایکو بگیرید یه ملحفه برای روی تشک از نوع کشدار که روتشک محکم شه ملحفه دونفره لحاف دونفره که معمولا دوتا روبالشی هم داره و دوتا بالش اگر طرفدار مدلهای اسپرت هستید می تونید لحاف- روتختی بگیرید که جنساش کتونه هم هزینه اش کمتره هم با یه تیر دو نشون زدید وگرنه باید یه روتختی جدا هم بگیرید . می تونید همه رو هم یک رنگ و از یک پارچه بگیرید که قشنگتره

۷ملحفه و روبالشی اضافه دوتا روبالشی و یک ملحفه اضافه می تونید سفید بگیرید که هروقت خواستید راحت تو وایتکس بندازید

۸ روتختی بهترین جای خریدش بازاره معمولا برای عروس ساتنی که توردوزی و روبان دوزی شده هست فقط به سایزش دقت کنید

۹ لحاف تشک مهمان معمولا رسمه یک دست عروس خانوم می آره یک دست آقا داماد که هر دست شامل تشک لحاف(لحاف حاضری ها هم سبکتره هم ارزون تر یه روبالشی هم داره )یه ملحفه و یه پتو بهتره رنگش رو متفاوت با رنگ سرویس خواب خودتون بخرید

۱۰اتو اتو بخار با کف سرامیکی بگیرید الن همه رنگش هست که می تونید با رنگ پارچه رو میز اتو هماهنگ کنید

۱۱ میز اتو روکش میز اتو

۱۲جاروبرقی برای خرید به واتش دقت کنید هرچه بیشتر باشه قدرت مکشش هم بیشتره مال من سامسونگه و راضیم

۱۳جاروشارژی

۱۴ چوب لباسی و کاور لباس هرچی بیشتر بهتر نوع چوبیش برای کت و پالتو و فلزیش برای مانتو شلوار خوبه پلاستیکی هم اصلا نخرید که می شکنه

۱۵ جارختی و گیره برای بالکن لازمه

۱۶ سبد وسایل خیاطی جعبه های حاضریش در بازار هست می تونید جداجدا بخرید و تو یه سبد حصیری هم بذارید و معمولا شامل قیچی خیاطی متر جاسوزنی سوزن خیاطی سنجاق قفلی سوزن فرفره انگشتدونه بشکاف و قرقره های رنگی نخ

اینم وسایل اضافه که ضروری نیست ولی برای تزئین اتاق عروس و پرکردن خونه خصوصا اگر بیشتر از یک اتاق خواب دارید به درد می خوره

آباژور برای رو پاتختی ها می تونید ست لوتر بخرید- شمع تزیینی- گلدان های مصنوعی- تابلو میشه از کارهای کوبلن دوزی یا هنرهای دستی خودتون هم استفاده کنید- قاب عکس-مجسمه دکوری برای رو میز آرایش- جاپنبه ای با پنبه های رنگی برای رومیز آرایش- جالوازم آرایش شیشه ای-جعبه های تزئینی جواهر-گل های خشک- کتابخانه-عروسکهای دکوری (که همه در انواع خرس و خرگوش دارند) چرخ خیاطی- ترازو- پتو مسافرتی-بقچه ترمه

دستشویی وتوالت

۱-دمپایی

۲-پادری برای در بیرون دستشویی میندازن. فرم های نیم بیضیش بهتره ولی مدل های مستطیلی بیضی و گردش هم هست رنگ روشن اصلا نگیرید

۳- ست دستشویی شامل جاصابون مایع جاصابونی جامسواکی سطل آشغال توالت شور جاحوله ای جا دستمال توالت البته بعضی خونه ها یه سریش رو داره و نیازی نیست می تونید از ستهای سرامیکی که یکم گرونتره بخرید یا پلاستیکی که اطلس پود داره یا شیشه ایها که اصطلاحا آکواریومی میگن

۴-حوله دست از مارکهای معتبر بگبربد که زود خراب نشه

۵-بوگیر

برای تزیین از شمعهای تزیینی گلدانهای مصنوعی گوچک سنگهای رنگی گل خشک استفاده کنید

حمام

۱- دمپایی

۲-پادری

۳- لگن و صندلی حمام

۴- سرویس لیف ها

 

به مناسب اول خرداد - تولد استاد شهناز

http://www.melodymag.com/wordpress/wp-content/gallery/sonnati/jalil-shahnaz-01.jpg


در صدای سازش؛ جریان دارد ماه، جریان دارد طیف

ساز شهناز در من زندگی می کند و من با ساز شهناز زندگی می کنم. «محمد رضا شجریان»

جلیل شهناز ساز را آواز می کند ؛چنانچه شهره است ، که در شیوه نوازندگی اش، ساز او علاوه بر نواختن،آواز هم می خواند.

ساز شهناز یک ساز آوازی ست…
جلیل شهناز در اول خرداد ماه سال ۱۳۰۰ در اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش «شعبان خان» به موسیقی اصیل ایرانی علاقه بسیار داشت و منزلش همواره محل آمد و شد هنرمندان زمان خود بود.

«شعبان خان» علاوه بر تار که ساز تخصصی اش بود، سه‌تار و سنتور نیز می‌نواخت و برادرش غلامرضا سارنج (عموی جلیل شهناز) از نوازندگان کمانچه بود. از همین روی جلیل از کودکی به موسیقی علاقه مند شد و نواختن تار را نزد”عبدالحسین شهنازی” و برادر بزرگ خود حسین شهناز که تار را نیکو می نواخت آغاز کرد. استعداد شگرف و پشتکار ستودنی جلیل ،او را در سنین جوانی به نوازنده ای متبحر در اصفهان بدل کرد. او، علاوه بر نواختن ساز اختصاصی خود، با نواختن ویلن، سنتور و تمبک نیز آشنایی دارد.
در سال ۱۳۲۴ استاد شهناز به تهران رفت و فعالیت خود را با تک نوازی در رادیو و اجرا در ارکسترهای مختلف این رسانه و همچنین برنامه گلها ادامه داد. او با اقامت در تهران ، به عنوان کارمند افتخاری شهرداری پذیرفته شد. در آن زمان برنامه‌های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون پخش می شد که استاد شهناز از تک نوازان بی بدیل آن بود.

با فراهم آمدن امکانات ضبط صدا و تاسیس استودیو در رادیو و تلویزیون آن دوران ،این فرصت دست داد تا شهناز بتواند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش در دل هر شنونده و بیننده‌ای را ه یابد.

بخشی از فعالیت های هنری استاد شهناز در آن دوران عبارت است از :

ضبط برنامه‌های فراوان و نیز اجرای کنسرت‌های مختلف با نوازندگان و خوانندگان والای کشور هم چون:

فرامرز پایور (نوازنده سنتور)، حبیب الله بدیعی (نوازنده ویلن)، پرویز یاحقی (نوازنده ویلن)، همایون خرم (نوازنده ویلن)، علی تجویدی (نوازنده ویلن)، منصور صارمی (نوازنده سنتور) ، رضا ورزنده (نوازنده سنتور)، امیر ناصر افتتاح (نوازنده تمبک)، جهانگیر ملک (نوازنده تمبک)، اسدالله ملک (نوازنده ویلن)، حسن کسایی (نوازنده نی)، محمد موسوی (نوازنده نی)، تاج اصفهانی (خواننده)، ادیب خوانساری (خواننده)، محمودی خوانساری (خواننده)، عبدالوهاب شهیدی (خواننده و نوازنده عود)، اکبر گلپایگانی (خواننده)، حسین خواجه امیری (ایرج :خواننده)، و محمد رضا شجریان (خواننده).

استاد شهناز در دهه 1360 به همراه فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری ( کمانچه)، محمد اسماعیلی (تمبک) و محمد موسوی ( نی) گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، سفرهای متعددی به کشور های اروپایی،آسیایی و نیز آمریکا داشت.


http://www.melodymag.com/wordpress/wp-content/gallery/580x330/kasaaee-shahnaz.jpg

بدون شک جلیل شهناز، بزرگ‌ترین و سرشناس‌ترین نوازند ه تار و سه تار سده اخیر در ایران است. وی علاوه بر اشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی های منحصر به فرد دیگری نیز دارد:

جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشه‌های مهجور و رعایت جمله بندی در نوازندگی از جمله ویژگی‌های نوازندگی این استاد یگانه است.

در سال ۱۳۸۳ جلیل شهناز به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد و نیز در ۲۷ تیرماه همان سال مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری، به وی اهدا شد.

در سال ۱۳۸۷،استاد محمدرضا شجریان، به افتخار جلیل شهناز، گروه موسیقی خود را شهناز نام نهاد.

حال می توان به روشنی دریافت ؛که استاد شهناز به بیان حقیقی در نوازندگی تار رسیده است،چرا که از گیر و دار ردیف ها رهیده و چون رود خروشان از سنگلاخ تقلید گذشته است و حاصل آن زوایای بسیاری ست که در سازش نهفته است.
• تار به روایت نی ؛جلیل شهناز به روایت حسن کسایی :
دو نوای در هم آمیخته ؛ زنگ تاری که در نای نی گره خورده است.

دو اسطوره موسیقی سنتی ایران؛ استاد جلیل شهناز و استاد حسن کسایی که هر دو از اصفهان برخاسته اند،شاید در تاریخ موسیقی اصیل ایران تکرار ناشدنی باشند.

سازهای این دو استاد همواره هم نشین هم بوده اند. چنانچه استاد حسن کسایی در این باب این گونه ایراد سخن کرده است :

شناخت موسیقی کار هر کسی نیست. همه موسیقی را گوش می‌دهند و دوست می‌دارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواخته‌اند، داشته باشد بسیار نادر است. همه ساز می‌زنند و همه خوب ساز می‌زنند، ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز می‌دانند و اجرا کرده‌اند، چیزی که در دست همگان باشد، نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العاده‌است. من ۶۰ سال با ایشان هم نوازی کرده‌ام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده ‌است.

دانلود رایگان کتاب سووشون

 
soshoon

سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسنده نامدار چند دهه گذشته است. نویسنده در این رمان زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به زیبایی به نگارش درآورده است. کاربرد برخی واژه‌های عامیانه شیرازی در متن گیرایی داستان را صد چندان کرده است. یکی از ویژگی‌های سووشون ساختار ساده و بیان روان آن است.

تاریخ انتشار : ۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
نويسنده كتاب : سیمین دانشور
تعداد صفحات : 306
تعداد بازدید : 468
تعداد نظرات : بدون نظر
منبع مطلب : ای افــ دانلود
نويسنده مطلب : احسان
حجم دانلود : 3.5 مگابایت
برچسب مطلب :
, , , , , , , , , , , ,

تمبر اختصاصی جدید استاد شهرام ناظری

تمبر اختصاصی جدید استاد شهرام ناظری

و استاد حسین علیزاده

دوستان عزیز سلام.

تمبر اختصاصی جدید استاد شهرام ناظری در سری ۲ قطعه ای و برگه های ۸ سری منتشر گردید.

قیمت هر سری ۲ تایی ۱۰ هزار تومان

=============================================================

به نقل از پايگاه اطلاع رساني موسيقي ايران، انجمن موسيقي فارس در راستاي بزرگداشت بزرگان موسيقي کشور دست به طراحي اين تمبرهاي يادبود زده است که شهرام ناظري و حسين عليزاده نيز لوح يادبود اين تمبرها را مهر و امضا کردند.

در اين اجرا شهرام ناظري (خواننده)، حسين عليزاده (تار، سه تار و شور انگيز)، اردشير کامکار (کمانچه)، پژمان حدادي (کوبه اي)، سينا جهان آبادي (کمانچه)، سيامک جهانگيري (ني)، روزبه رحيمي (سنتور)، بهنام ساماني (دف) و محمد فيروزي (عود) اعضاي گروه دوستي را تشکيل مي‌دادند.

طراحي بسيار زيباي دکور اين برنامه با شعري از مولانا، نخستين چشم انداز جالب در ديدگان مخاطبان برنامه بود که حال و هواي مناسبي را براي اجراي برنامه به وجود آورده بود. در بخش نخست اين کنسرت که در هواي بي چگونگي نام داشت، قطعات بداهه خواني و بداهه نوازي توسط شهرام ناظري، حسين عليزاده و پژمان حدادي با آثاري از نيما يوشيج، مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو و شفيعي کدکني که دو اجراي متفاوت براي هر شب بود، اجرا شد.

سپس آواز دشتي قطعه خزان اثر حسين عليزاده در مجموعه شورانگيز، دونوازي کمانچه توسط اردشير کامکار و سينا جهان آبادي و تصنيف به شکوفه ها به باران اثر زنده ياد پرويز مشکاتيان با شعري از شفيعي کدکني به اجرا در آمد.

در بخش دوم نيز که راست پنجگاه نام داشت، تصنيف نقاش چين، صورتگر نقاش با شعري از مولانا و ساز و آواز با شعري از حافظ، چهار مضراب قطعه عاشق کش با شعري از مولانا و نثر از بايزيد بسطامي، تصنيف ساقيا و تصنيف بيگاه شد هر دو با شعري از مولانا اجرا شد.

انجمن موسيقي فارس پيش از اين نيز تمبرهاي يادبودي از کنسرت هاي بزرگ و ماندگار در شيراز همچون تمبرهاي فرهاد فخرالديني رهبر ارکستر ملي ايران به مناسبت کنسرت اين ارکستر در سال 1387، محمدرضا لطفي به مناسبت کنسرت همنوازان شيدا با نوازندگي وي در سال 1389، مجيد انتظامي رهبر ارکستر سمفونيک تهران در اجراي «سمفوني مقاومت» در سال 1389 و زنده ياد استاد روح اله خالقي به مناسبت اجراي ارکستر ملي با اجراي آثاري از وي در سال 1390 را چاپ و منتشر کرده است.


پیامک روز معلم

اس ام اس مخصوص تبریک روز معلم
اس ام اس مخصوص تبریک روز معلم
اندیشه ام از تو سبز و آباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده



در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من


آموزش عشقم از همین مکتب توست
اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من
چون عامل دردم این غم و این تب توست


با این گچ عشق تخته ی جانم زن
خطّی ز کلام خود به ایمانم زن
صد درس در این کلاست آموخته ام
یک درس ز عشق جان ویرانم زن



بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد

اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .



ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

روزت مبارک



آموزگارم ، تو باغبانی

می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی

با درسهایت دیو جهالت از من گریزد

اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی

من غرقه بودم در بحر غفلت

دستم گرفتی  ای ناجی من،

من همچو قایق ، تو بادبانی

 بر خوان ِ دانش من میهمانم

 تو ای معلم ، خود میزبانی

کار تو باشد، ارشاد انسان

همکار ِ  خوب ِ  پیغمبرانی



ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

روزت مبارک



 معلم هدفت عشق است و ایثار

هزاران خفته از عشق تو بیدار

روزت مبارک


دبیر عزیزم . یاد تو همیشه در ذهنم .عشق تو در قلبم و عطر مهربانت همیشه در وجودم

 جاری است ، روزت مبارک . . .




تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست . معلمی هنر است ،

عشقی است آسمانی  . . .

روزت مبارک



با یاد معلم شهید ، استاد مرتضی مطهری روز معلم را گرامی می داریم .



1000 گل سرخ تقدیم به معلم عزیزم  که به من درس صبر و وفاداری آموخت .

 و مرا در سرزمین دانش بارور ساخت . روزت مبارک . . .



ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )

 هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .



سپاسگزر همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را . . .



نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم . نمی دانم چگونه شما را

 توصیف کنم ، معلمی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ، چقدر زیبا واژه ها را آسمانی

می کنید . شاگرد کوچک شما....



روز معلم یادآور شکوه و عظمت زنان و مردان پاکباخته ای است که در طول تاریخ در عرصه ی تعلیم و تربیت زیباترین جلوه های عشق و ایثار را به نمایش گذاشته اند .



معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .

                                                                                          استاد شهید ، مرتضی مطهری



اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .

                                                                                            معلم شهید ، دکتر شریعتی


یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید ؛ فیلسوف فرزانه آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم گرامی و جاودانه باد



دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان

وزیر اموزش و پرورش اعلام کرد:
معلمینی که چون شمع می سوزند
تا پایان سال ۸۸ گازسوز خواهند شد



مخصوص دبیر شیمی !

مهر شما ، گرافیت وجود مرا الماس کرد . من از با شما بودنم چیزی فراتر از استوکیومتری

 زندگی و مولاریته شادیها آموختم . امیدوارم کلویید زندگی تان شفاف و معادلات زندگیتان

 موازنه شده و محلول زندگیتان از عشق و محبت فراسیر شده باشد . با بیشترین درصد

 خلوص دوستتان دارم و با بالاترین غلظت مولال ، روزتان مبارک !



سلامی برگرفته از آیه شریفه ی (سلام من قول رحیم) نثارتان باد این مناسبت را غنیمت

شمرده روزتان را تبریک عرض مینمایم . . .



معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت .

خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود . دانای عشق روزت مبارک . . .



ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )

 هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .



معلم با تو من یاد گرفتم که چگونه زنده باشم و چگونه زندگی کنم . . .

روزت مبارک . . .


سلامت گفتم پیامم دادی ، پیامت چراغ راه زندگیم شد و مرا به سرزمین نور و آگاهی

 هدایت کردی ای آینیه تمام نمای عشق و محبت و ایثار هرروزت مبارک باد . . .



فروغ صبح دانایی انیس روز نادانی چگونه پاس دارم تورا اینک که می دانم خدا هم نیز چون

 من تورا بسیار دوست می دارد من هم چون خدایم تو را دارم

با سپاس بی حد ... روزت مبارک



معلم باغبان باغ عشق است معلم قافله سالار عشق است
 

پیام تبریک استاد بی همتای آواز ایران، استاد شجريان به اصغر فرهادی...

پیام تبریک استاد بی همتای آواز ایران، استاد شجريان به اصغر فرهادی... 

دهم اسفند ۱۳۹۰

 

جناب اصغر فرهادی


در این زمانه استعداد کش هنر ستیزی که همه درها به روی هنرمندان و نویسندگان و سینما گران آزاد اندیش جز یک در بسته است شما و همکارانتان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید و جایزه ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردم خود به ارمغان آوردید.
جناب فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار مفیدتر بود.
درود به شرفت  درود به پشتکار و شهامتت. مفتخرم به یکایک همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم بردار آقای محمود کلاری آفرین و تبریک بگویم.


سرفراز و برقرار باشید

محمدرضا شجریان

هست ما را دو سه تا ناز اندر خانه

این یکی چون صدف و وان دگری دردانه

این یکی ناز مه و ناز پر وان دگری

گر که دختر بشود نام بود پروانه

یار شیرین و می کهنه و خاطر خشنود

هر سه جمع نمودیم در این کاشانه

یاد ایام نمودیم در این چهره کتاب

ماکه خوش بوده و هستیم در این سامانه

گفتمش کاظم خوشدل به چه دل ،خوش داری؟

گفت می خور که دهند آخر مه یارانه

گفتمش دل به کفت نیست علی ؟گفت خموش

دیر وقتیست که دل برده زمن فرزانه

تو مگو هر نوشته ست چنین مجنون است

هر که خواند و بشنیدش تو بخوان دیوانه ؟

 

 

کم لطفی های محمد رضا لطفی .....

Lotfi کم‌لطفیِ لطفی، یادداشتی از آوا مشکاتیان خطاب به محمدرضا لطفی

شش سال از روزهایی که محمدرضا لطفی به ایران بازگشت، می‌گذرد.روزهایی که نوید آینده‌ای روشن را برای موسیقی ایران می‌داد. روزهای امید بود و شوق.همه جا سخن از جمع شدن دوباره اساتید موسیقی ایران و خلق دوباره آثار ماندگار و بدیع بود.خیال اتحاد مجدد به ذهن‌ها رسید… زهی خیال باطل!
 
وطنم ایران، ای عاشقان و کنسرت‌های گروه شیدا و دیگر مجموعه‌ها از لطفی به بازار آمد؛ ولی هیچکدام راست پنجگاه، به یاد عارف، عشق داند و… نشد.این آثار به سرعت از یاد علاقه‌مندان رفت و آنطور که باید مورد اقبال دوستداران موسیقی ایرانی قرار نگرفت.
 
همزمانی بازگشت لطفی به ایران با برگزاری  انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و حرف و حدیث‌های مختلف پیرامون آن، اظهارات عجیبش در محافل و مجامع مختلف، از جشنواره موسیقی فجر و گفته‌هایش درباره کمانچه و کمانچه نوازان گرفته تا مصاحبه‌های جنجالی‌‌اش، همچنین نیش و کنایه‌هایی که در چند سال اخیر به هم‌قطاران و همکاران سابق و از همه مهمتر دوستان گذشته خود عرضه می‌دارد، اکنون لطفی را به اعماق حاشیه رانده. اما آخرین گل‌واژه‌های استاد بازخوردهای بیشتری نسبت به صحبت‌های قبلی‌اش داشت.از نمونه این بازخوردها می‌توان به این متن اشاره کرد.از اهالی و نزدیکان موسیقی ایران و کسانی که معمولاً پیکان صحبت‌های محمدرضا لطفی آنان را نشانه گرفته هم فکر می‌کنم این اولین بار است که (آنچنان که در ادامه می‌خوانیم) کسی واکنش صریح و رسمی داده باشد.
 
آوا مشکاتیان دختر زنده یاد پرویز مشکاتیان، سکوت را شکست و دیروز متنی را در جواب به آخرین صحبت‌های محمدرضا لطفی و در مقام دفاع از پدر و پدربزرگش نوشت که در ادامه می‌خوانیم :
 
AvaMeshkatian کم‌لطفیِ لطفی، یادداشتی از آوا مشکاتیان خطاب به محمدرضا لطفی
 
به سالِ پار، نگاشتم چند خط و نبرد‌م حتی نامی‌ از کسی‌ که زمانی‌ زخمه‌هایش بر تارهای تار می‌توانست دلت را بلرزاند، ترنمی به چشمانت بنشاند و بی‌خویش‌ات کند در این روزگار همه خویش‌پرست! اما در این هنگام به روشنی می‌گویم که می‌خواهم از کم ‌لطفیِ لطفی‌ بگویم؛ بر خودش، هنرش، مردمانش و رفیقان و همرهانش.
 
استاد لطفی! اگر شما حرمت بزرگوار پدرم ندانستی، من دختِ خاندانی‌ام که حرمت می‌شناسند، پس هنوز می‌خوانمت استاد! قضاوتِ بودن یا نبودنش یا بهتر بگویم استاد ماندنِ شما بماند برای تاریخ.
 
هنوز به یاد دارم شوقی را کز آمدن شما در چشمان مهربان پدرم دیدم. به یاد دارم ظهری را که به دیدارتان آمد به رسم رفاقتِ دیرین. پدرِ من هیچ‌گاه «رفیق» را «سیاسی» نکرد!! چیزی که شما بودید. و اکنون از معنای‌ هر دو باز ماندید. که دگر نه پیرو آن فکرید کز برایش از این سرزمین گریختید و نه معنای‌ حقیقی رفیق را می‌دانید. و خوش به روزگار من و آئین که تا هستیم، سرمی‌افرازیم به غرور از حرمت‌ مردمی که پرویز می‌دانست.
 
باری، او رفت با دستان هنرمندش و ماند نغمات زیبایش. و شما؛ همان دوست که پرویز آن همه دوستش می‌داشت، نه تنها کلامی به مهر برای خاندان من ننگاشتید در آن هنگام سوگ، که آن کذب‌های خنده‌آور گفتید. تا این ‌جا نیز در قاموس من به جز سکوت نبود، اما این بار آتش‌بیار معرکه‌ای شدید که نباید. پس برايتان مرور می‌کنم  چیزهایی را که نمی‌دانید یا نمی‌خواهید که بدانید.

آوا مشکاتیان

 
خاطره‌ به چالش کشیدن «بیداد» در مجلس وقت و آن همه اذیّت را به یاد دارید؟ به یاد دارید که پدرم و همراهانش ساز را به سان سلاح باید با مجوز حمل می‌کردند؟ می‌دانید چند ساز هنرمندان این سرزمین در آن سال ‌ها شکست؟  چند ساعت موسیقی ضبط شده به خونِ دل، پاک شد؟ به یاد دارید کنسرت‌هایی را که در میان اجرا، هنرمندان‌مان را از روی سن پایین می‌کشیدند؟ آن سال‌ها شما در گوشه‌ای از دنیا آرام گرفته بودید!
 
استاد لطفی، اگر شما یادتان نیست به خاطرتان می‌آورم که در اوایل انقلاب آن‌قدر بعضی‌ تندرو بودند که باید سِلفون روی کاست‌های سونی را می‌سوزاندی! بیداد در این هنگام منتشر شد. در همین محیطی‌ که شما خیلی راحت از آن سخن می‌گویید. بعد از سه دهه، در هنگامی که هنرمندان این سرزمین خون دل‌ها خوردند تا بخشی، تنها بخشی از حقوق‌شان را باز پس گیرند، آمدید گفتید که هیچ کس هیچ کاری نکرده است. اگر از خاطرات رنجش‌های گونه‌گون در این سال‌ها بگویم، می‌شود کتاب نوشت. از خاطراتی که اگر بگویی، می‌شود جار زدن و جلب توجّه! پس بماند برای دلم.
 
آن‌قدر ضد و نقیض میان گفته‌های شما هست که نمی‌دانم کدام را باید به چالش کشید.گویی خود نیز نمی‌دانید چه می‌خواهید! بر محمدرضای شجریان خرده گرفته ‌اید که دردش موسیقی‌ نیست و نمی‌خواهد یک جریان فرهنگی‌ باشد. مرور کنید مصاحبه‌هايتان را. شما به همه و جزییات زندگی‌ همه کار داشتید و از همه سخن گفتید و به راستی‌ آن‌قدر که سنگ خودتان را به سینه زدید که من چنین و چنان، چه‌قدر سنگ موسیقی‌ را به سینه زدید؟ شاید نمی‌دانید اما بسیاری را می‌شناسم که عاشقانه دوستتان داشتند و اکنون از گفته‌های شما خجل‌ اند.
 
استاد لطفی، آوا موسیقی شما را به چالش نمی‌کشد، اما می‌تواند راوی خاطره‌ای از مردی باشد که هنوز مردمانش اشک‌ ‌به‌ ‌گونه و گاهی‌ هم سماع‌کنان به نغماتش گوش می‌کنند.
 
شبی‌ که پدرم به کنسرت شما آمد و از نیمه‌ کنسرت به خانه بازگشت. تا صبح غمگین در خانه قدم‌ زد. گاهی بغض داشت. هنگامی که رسید از راه، نشست. طبق عادت و به هنگام تاٌثر زیاد، دو دست بر پیشانی گذاشت و سر به زیر افکند. پرسیدم چرا این‌قدر زود آمدید؟ خوبید؟ با نگاهی‌ همه غم و صدایی گرفته گفت: «آوا، امشب احساس می‌کردم لطفی دارد روی سِن، خودش را پیش چشم همگان دار می‌زند…»
 

شب یلدا

شب یلدا

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.

هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.

هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود

حافظ در شب یلدا

معمولاً در شب يلدا رسم بر اين است كه صاحب‌خانه، ديوان حافظ را به بزرگتر فاميل كه سواد دارد، مي‌دهد. سپس هر يك از ميهمانان نيت كرده و بزرگِ مجلس، اين جمله را مي‌گويد و تفعلي به گنجينه حافظ مي‌زند: «اي حافظِ شيرازي/ تو محرم هر رازي/ بر ما نظر اندازي/ قسم به قرآن مجيدي كه در سينه داري...» يا هر چيزي شبيه به اين. اين رسم يكي از رسوم پرطرفدار شب يلداست كه امروزه با فن‌آوري روز نيز به‌روز شده. به طوري كه در بعضي خانواده‌ها به جاي كتاب حافظ، از فال‌نامه، نرم‌افزار تفعل مجازي در رايانه، پایگاه هاي اينترنتي ویژه فال، نرم‌افزارهاي ويژه تلفن همراه، سامانه پیام کوتاه یا پیامک و... براي انجام اين رسم استفاده مي‌كنند كه سرگرمی خوبی برای خانواده ها در این شب بلند سال است.

 

پبشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است.

این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی.

یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است(زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمد). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند .

شب یلدا آیین مهر

جشن یلدا در ایران امروز

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

 

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.

میراث خبر، گروه فرهنگ، کیان مهر احمدی_ «ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

لازم به ذکراست یلدا در سرزنیم های فلات ایران روسیه و دیگر کشورها با پیشینه ی تاریخی برگزار میشود

محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم به صحنه می رود

محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم به صحنه می رود

 

کنسرت محمدرضا لطفی به همراه گروه بزرگ همنوازان شیدا ۲۵ ،۲۶ و ۲۷ آبان ماه، ساعت ۲۱ در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی به صحنه می رود.

به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی -هنری آوای شیدا، این کنسرت در دو بخش بداهه نوازی و گروه نوازی برگزار می شود که در بخش نخست محمدرضا لطفی با اجرای قطعاتی در دستگاههای مختلف به  تکنوازی خواهد پرداخت.

همچنین در بخش دوم، گروه بزرگ همنوازان شیدا که متشکل از گروه بانوان و گروه همنوازان شیدا است ،به صحنه می رود و قطعاتی را به صورت چند صدایی در دستگاه همایون اجرا می کند.

محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم دوری از صحنه با همراهی گروه بزرگ همنوازان شیدا به خوانندگی علیرضا فریدون پور به مدت سه شب در تهران به صحنه می رود.

علاقه مندان می توانند برای تهیه بلیت از ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه، ۸ آبان ماه از طریق سایت سی گذر اقدام  نمایند.

 


قیمت بلیت ها :

بلوک C,B : شصت هزار تومانی

 

بلوک G,F : پنجاه و پنج هزار تومانی

 

بلوک A,D : پنجاه هزار تومانی

 

بلوک J,K : چهل و پنج هزار تومانی

 

بلوک E,H : چهل هزار تومانی

 

بلوک N,O :سی و پنج هزار تومانی

 

بلوک I,L : سی هزار تومانی

 

بلوکQ,R,S,T,M,P : بیست هزار تومانی

 

نمایندگان فروش :

آموزشگاه وزیری(ولیعصر) : ۸۸۷۸۴۹۸۸

آندلس(شهرک غرب): ۸۸۰۸۸۳۵۹

آوای باربد(ستارخان) : ۶۶۹۰۱۲۷۰

آوای مهربانی (سهروردی) : ۸۸۷۴۰۷۶۹

بتهوون(کریم خان) : ۸۸۳۱۳۸۶۸

پاسارگاد(سعادت آباد): ۸۸۶۸۵۱۰۴

پاز(پاسداران) : ۲۲۵۸۷۸۴۶

پرداسیستم(اکباتان) : ۴۴۶۹۷۹۰۵

پرشیا(بلوار کشاورز): ۸۳۸۸۰

پژواک(اتوبان صدر): ۲۲۶۱۷۳۶۶

دارینوش(قلهک) : ۶۰۰-۲۲۰۰۰۴۰۰

دل پخش(وزرا) : ۸۸۷۱۷۳۵۰

سلفا(مطهری) : ۸۸۷۵۷۰۹۱

سیاه و سفید(انقلاب) : ۶۶۹۷۱۶۰۳-۶۶۹۵۲۴۹۷

سینماتوگراف(شهرک غرب) : ۸۸۵۷۴۲۰۷

فروشگاه دنیا(میدان قدس) : ۲۲۷۴۷۶۱۶

کافه کهن(هفت تیر) : ۲-۸۸۵۹۲۷۷۱

قسمت آخر سريال عشق ممنوع

سلام من كه عاشق اين فيلمم ولي آخرش واقعا بد تموم ميشه خوب به هر حال اين هم خلاصه قسمت آخر سريال به همراه عكس هاش راستي نظر يادتون نره

مهند وسمر رابطه عاشقانه ای را اغاز میکنند .و در قسمت های پایانی مهند برای لاپوشانی این رابطه به نهال (دختر عدنان) ابراز علاقه می‌کند. عدنان که از تمایل دخترش برای ازدواج با مهند آگاه است، موافقتش را اعلام می‌کند و تاریخ عروسی مشخص می‌شود. اما در قسمت پایانی راننده شخصی عدنان که شاهد رابطه پنهانی سمر و مهند بوده، همه چیز را برای عدنان بازگو می‌کند. با خبر دار شدن عدنان، سمر که از مشکلات روحی شدیدی رنج می‌برد خودکشی می‌کند. مهند بر سر قبر سمر حاضر میشود و میگویید که واقعا عاشق سمر بوده و برای همیشه به دور دستها میرود در حالی که از همه کارهای خود پشیمان است و عدنان و فرزندانش زندگی جدیدی را  اغاز میکند.

 

7 آبان زادروز کورش بزرگ گرامیباد

کوروش بزرگ از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو
برای دیگر کاربردها، کوروش (ابهام‌زدایی) را ببینید. کوروش بزرگ شاه پارس، شاه انشان، شاه ماد، شاه بابل، شاه سومر و اکد
شاه چهارگوشهٔ جهان نقش برجسته کوروش در پارک سیدنی استرالیا دوران ۵۵۹–۵۲۹ پیش از میلاد.[۱] (۳۰ سال) تاجگذاری انشان، پارس زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد زادگاه انشان، پارس مرگ ۵۲۹ پیش از میلاد محل درگذشت به احتمال زیاد پاسارگاد آرامگاه پاسارگاد پیش از کمبوجیه دوم پس از کمبوجیه یکم همسر کاساندان دودمان هخامنشیان پدر کمبوجیه یکم مادر ماندانا فرزندان کمبوجیهبردیاآتوساآرتیستونرکسانا [نمایش] ن • ب • وجنگ‌های کوروش بزرگ پارس (۵۵۲ پ.م) – هیربا (۵۵۲ پ.م)مرز پارس (۵۵۱ پ.م)پاسارگاد (۵۵۰ پ.م)پتیرا (۵۴۷ پ.م) – تیمبرا (۵۴۷ پ.م)ساردیس (۵۴۶ پ.م) – اوپیس (۵۳۹ پ.م) کوروش، ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان: ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.[۲] دربارهٔ کوروش تمام مورخین توافق دارند که شاهی بود با عزم، عاقل و مهربان که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل می‌شد و برخلاف پادشاهان آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود.[۳] جنگ و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد و رفتار او با پادشاهان مغلوب لیدیه و بابل سیاست تسامح او را بخوبی نشان می‌دهد.[۴] با پادشاهان مغلوب به اندازه‌ای مهربانی می‌کرد که آنها دوست کوروش شده و در مواقع مشکل به او یاری می‌نمودند. با مذهب و معتقدات مردم کاری نداشت بلکه برای جذب قلوب ملل آداب مذهبی آنها را محترم می‌داشت. شهرها و ممالکی که در تحت تسلط او در می‌آمدند، هیچگاه معرض قتل و غارت واقع نمی‌شدند. [۵] آنچه درباب وی برای مورخ جای تردید ندارد، قطعاً این است که لیاقت نظامی و سیاسی فوق‌العاده در وجود او، با چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود که در تاریخ پادشاهان شرقی پدیده‌ای به‌کلی تازه به شمار می‌آمد.[۶] کوروش از ذکر عناوین و القاب احتراز داشت، در کتیبه‌هایی که از او مانده، این عبارت ساده خوانده می‌شود، من کوروش شاه هخامنشی هستم. حال آنکه شاهان دیگر خود را خدا می‌خواندند.[۷] ایرانیان کوروش را پدر[۸] و یونانیان او را سرور و قانون‌گذار می‌نامیدند[۹] و به وی به چشم یک فرمانروای آرمانی می‌نگریستند.[۱۰] یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار به شمار می‌آوردند،[۱۱] ضمن آن‌که بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.[۱۲] محتویات ۱ واژهٔ کوروش ۲ تبارنامه کوروش بزرگ ۳ زادگاه و افسانهٔ زایش کوروش بزرگ ۴ همسر و فرزندان ۵ غلبه بر مادها ۶ تسخیرامپراتوری لیدی و آسیای صغیر ۶.۱ اتحاد سه دولت لیدی، بابل، مصر ۶.۲ شرح وقایع ۷ تسخیر بابل نو ۷.۱ آزادسازی اسیران یهودی در بابل ۷.۲ منشور حقوق بشر کوروش ۸ روایت‌های مختلف دربارهٔ مرگ کوروش ۹ ذوالقرنین ۱۰ یادمان‌ها ۱۱ پیوند به بیرون ۱۲ نگارخانه ۱۳ جستارهای وابسته ۱۴ پانویس ۱۵ منابع واژهٔ کوروش [ویرایش] نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است: پارسی باستان: Kūruš در کتیبه‌های عیلامی: Ku-rash درکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ash در زبان یونانی باستان: Κῦρος آمده‌است. در زبان عبری: کورِوش Koresh در زبان لاتین: سیروس Cyrus(که به انگلیسی «سایروس» خوانده می‌شود.) تبارنامه کوروش بزرگ [ویرایش] تبارنامه کلی هخامنشیان       هخامنش شاه پارس                                                                                         چا ایش پیش شاه پارس                                                                                                     آریارامن فرماندار پارس   کوروش یکم شاه انشان                                                                                   آرسام فرماندار پارس   کمبوجیه اول فرماندار انشان                                                                                   ویشتاسپ شاهزاده   کوروش دوم شاه ایران                                                                                                                                     داریوش یکم شاه ایران   کمبوجیه دوم شاه ایران   بردیا شاهزاده   آرتیستون شاهدخت   رکسانا شاهدخت   آتوسا ملکه       تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان (انزان) و عیلام (شمال خوزستان کنونی)، حکومت کرده بودند. کوروش دربارهٔ خاندانش، بر سفالینهٔ استوانه‌ای شکلی، محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. اینکه چه وقایعی روی داده که پارس‌ها عیلام را تسخیر نموده و شاخه‌ای از سلسلهٔ هخامنشی را در آنجا برقرار کرده‌اند، معلوم نیست. احتمال می‌رود که پس از آنکه آشور بنی پال در سال ۶۴۵ پیش از میلاد، دولت عیلام را منقرض کرد، پارس‌ها از فرصتی که در اثر جنگ بین آشور و ماد بدست آمده بود، استفاده کرده، پادشاهی جدیدی را در انشان تأسیس کرده‌باشند.[۱۳] هخامنش سر سلسلهٔ این دودمان است که در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد، میزیسته‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت پارس و انشان (انزان) رسید. بعد از فوت او سلسلهٔ هخامنشی دوشاخه شده و کوروش یکم شاه انشان و عیلام و آریارامن شاه پارس شد. سپس پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه یکم شاه انشان و عیلام و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند.[۱۴] کمبوجیه یکم با شاهدخت ماندانا، دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد، ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود. داریوش بزرگ در کتیبه بیستون نیز این مطلب را تأیید می‌کند، زیرا شاه مزبور می‌گوید، من نهمین شاه از سلسلهٔ دوگانهٔ هخامنشی هستم. (با حذف ویشتاسپ چون پدر داریوش بزرگ به عنوان شاه حکمرانی نکرده‌است.)[۱۵] زادگاه و افسانهٔ زایش کوروش بزرگ [ویرایش] تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتسیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ‌نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و حسن پیرنیا و پرسی سایکس، افسانه زایش کوروش بزرگ را از هرودوت برگرفته‌اند. همسر و فرزندان [ویرایش] مشهور است که نام همسر کوروش کاساندان بوده و وی از تبار هخامنشیان می باشد.کوروش کاساندان را بسیار دوست می‌داشت و پس از مرگش در سراسر امپراتوری کوروش، مراسم سوگواری برپاکردند.[۱۶] بیشتر کسانی که به کاساندان به عنوان همسر کوروش معتقدند به گفته هرودوت استناد می‌کنند.بنا به گفته کتزیاس، کوروش با دختر آستیاگ ازدواج کرده‌است . این بدان معناست که همسر کوروش، خالهٔ وی بوده و شاید همین مورد باعث شده‌است، برخی کوروش بزرگ را به ازدواج با محارم متهم کنند. اما باید توجه داشت که فقط کتزیاس به این مورد اشاره کرده‌است. گزنفون دیگر مورخ یونانی معتقد است کوروش با دختر سیاکسار پسر آستیاگ ازدواج کرده‌است. [۱۷] در کتیبه بیستون - که به دستور داریوش یکم نگاشته شده است - بیان می‌شود که کمبوجیه و بردیا فرزندان کوروش؛ از یک مادر هستند.[۱۸] پس از مرگ کوروش، فرزند ارشد او کمبوجیه دوم به سلطنت رسید. نام پسر کوچکتر کوروش بردیا بود. کوروش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا (به اوستایی هئوتسه به معنی خوش اندام)، رکسانا (روشنک یا به اوستایی رئوخشنه) و آرتیستونه (آرتوستونه) بود.[۱۹] آتوسا بعدها با داریوش بزرگ ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.[۲۰] غلبه بر مادها [ویرایش] گسترهٔ امپراتوری هخامنشیان در زمان کوروش بزرگ پدران کوروش که از چند نسل قبل از وی در انشان پادشاه بودند، در طلوع قدرت ماد نسبت به پادشاه آن قوم اظهار تبعیت می‌کردند. کوروش وقتی در سال ۵۵۹ پیش از میلاد در انشان به سلطنت نشست، خیلی زود ضعف و انحطاط دولت ایشتوویگو (آستیاگ یا آژی‌دهاک) را دریافت و همین نکته او را به فکر توسعهٔ قدرت و خیال کسب استقلال انداخت. وجود نارضایتی‌های بسیار در طبقات مختلف، اعلام این طغیان را برای کوروش ممکن کرد. طوایف پارس و متحدان آنها که از طرز فرمانروایی پادشاه ماد ناراضی بودند، بزودی با کوروش همدست شدند. در سال ۵۵۰ پیش از میلاد با قوت یافتن کوروش، ضرورت سرکوبی او قطعی‌تر گشت اما لشکری هم که خود ایشتوویگو جهت دفع او آورد، در نزدیک پاسارگاد بر پادشاه خود شورید و او را تسلیم کوروش کرد.[۲۱] نابونید پادشاه بابل در لوحه‌های بدست آمده، این واقعه را اینطور نوشته‌است، ایشتوویگو قشونی جمع کرده به جنگ کوروش رفت ولیکن قشون او یاغی شده و شاه را گرفته، تسلیم کوروش نمود. پس از آن کوروش همدان را تسخیر کرد و طلا و نقره و ثروت زیادی بدست او آمد و تمام این غنائم را به انشان برد.[۲۲] پیوستن نیروهای ماد به کوروش نشان می‌دهد که جنگجویان ماد کوروش را همچون بیگانه‌ای تلقی نمی‌کردند و بخاطر انتساب وی از طریق مادرش ماندانا به خاندان ماد، سلطنت پادشاهی ماد را بنوعی حق و میراث او می‌دیده‌اند. کوروش بعد از اسارت ایشتوویگو، با پدربزرگ خود با احترام رفتار کرده و حتی او را، در دنبال تسخیر سارد، بر لشکری که سواحل آسیای صغیر را مسخر کرد، فرماندهی داد.[۲۳] تسخیرامپراتوری لیدی و آسیای صغیر [ویرایش] کشور باستانی لیدی و پایتخت آن سارد اتحاد سه دولت لیدی، بابل، مصر [ویرایش] تسخیر ماد باعث تشویش دول همجوار و غیر همجوار گردید. سه دولت نامی آنزمان یعنی لیدی، بابل و مصر داخل مذاکره شدند که در مقابل کوروش اتحاد سه گانه‌ای تشکیل دهند. بدین ترتیب کرزوس، پادشاه لیدی، نابونید، پادشاه بابل نو و آماسیس دوم، پادشاه مصر علیه کوروش هم پیمان شدند.[۲۴] شرح وقایع [ویرایش] پادشاه لیدی، کرزوس بود. خواهر وی آریه نیس، با آستیاگ ازدواج کرده و ملکهٔ مادها بود. کرزوس علاقهٔ فراوانی به توسعهٔ قلمرو خود داشت ولی دو سبب خاص او را در هجوم به کوروش تشویق می‌کرد، یکی به واسطهٔ اعتمادی بود که به نظر پیش‌گویان معبد، جهت پیروزی خود داشت و دیگری آنکه می‌خواست انتقام شوهر خواهر خود، آستیاگ را از کوروش بگیرد.[۲۵] پس از سقوط دولت بزرگ ماد، کرزوس در اندیشه فرو رفت که باید به جنگ تدافعی اکتفا کند یا به کوروش حمله برد، بالاخره بعد از مشورت با غیب‌گوها تصمیم به حمله گرفته‌شد و بنای تجهیزات را گذارده و با اسپارت داخل مذاکره شد و موافقت آنها را جلب کرد.[۲۶] دولت بابل و مصر نیز چون از بزرگ شدن پارس سخت بیمناک بودند، مشغول به تجهیز کردن خود و آمادگی برای جنگ نمودند. سرانجام در سال ۵۴۹ پیش از میلاد، پادشاه لیدی به ایران حمله برده و ارتفاعات کاپادوکیه را که در قدیم پایتخت دولت قوی هیتی‌ها بود، اشغال کرد. در پائیز آن سال جنگ سختی مابین لشکر لیدی و پارس روی داد. پادشاه لیدی به تصور اینکه پارس‌ها جرئت تجاوز را در موقع زمستان، بخاک لیدی نخواهند داشت، قشون خود را مرخص کرد با این نیت که سال بعد قشون متحدین بابل و مصر هم خواهند رسید و کار پارس را خاتمه خواهند داد لیکن قشون ایران که تازه نفس و جوان بودند و تازه لذت فتوحات را کشیده بودند، از سرمای زمستان باکی نداشته تا سارد پایتخت لیدی پیش روی کردند و شاه لیدی، کرزوس مجبور شد، در نزدیکی پایتخت با آنها نبرد کند. دولت اسپارت که متحد لیدی بود، نتوانست به موقع قشونی برای کمک به لیدی بفرستد و در نهایت پایتخت لیدی سارد، به تصرف قشون ایران درآمد.[۲۷] قبل از سقوط سارد کوروش به یونانی‌ها تکلیف کرده‌بود که با او متحد شوند ولی آنها نپذیرفتند بنابراین پس از تسخیر لیدی دست کوروش باز بود که کار مستعمرات یونانی در آسیای صغیر را یکسره کند. در سال ۵۴۵ پیش از میلاد کوروش توانست، تمامی آسیای صغیر را به تصرف خود درآورد.[۲۸] تسخیر بابل نو [ویرایش] کوروش در بابل گرفتن بابل کار بسیار مشکلی بود زیرا استحکام برج و باره‌های این شهر مشهور بود. با وجود این در بهار ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش قصد تسخیر آن را نمود و از دجله عبور کرد. در بابل بعد از بخت النصر سه نفر پادشاهی کردند تا اینکه روحانیون تاجری به نام نبونعید بر تخت نشست. راجع به تسخیر بابل دو روایت موجود است: یکی از هرودوت و اسیران یهودی در بابل و دیگری مبنی بر اطلاعاتی که از کاوش‌های باستان‌شناسی در بابل و تحقیقات پیرامون آن بدست آمده‌است. بنا بر روایت هردوت، تسخیر بابل از این‌گونه بوده‌است که پادشاه بابل در نزدیکی آن شهر با لشگر ایران جنگ کرد و شکست خورد و با عدهٔ زیادی از لشگر خود به داخل بابل پناه برد. گرفتن شهر با حمله محال بود و با محاصره هم خیلی طول می‌کشید زیرا بابلی‌ها در اراضی وسیعی که در درون شهر بابل بود، کشت و زرع می‌کردند و به اندازهٔ کافی آذوقه داشتند، بنابراین کوروش دستور دارد مسیر رودخانهٔ فرات را عوض کنند. پس مجرای قدیم خشک شد و لشگر کوروش از آن راه وارد بابل شد و به این ترتیب بدون جنگ بابل در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به تصرف لشگر کوروش درآمد. اما برابر اسنادی که از کاوش‌های باستان‌شناسی بابل به دست آمده، تسخیر بابل به علت خیانت سرداران بابلی بوده‌است. نبونعید مجسمه رب النوع اور را به بابل آورده، پیروان بل مردوک رب النوع بابلی‌ها را از خود رنجاند. این‌ها با کوروش همدست شدند و او وقتی که رود دیاله (رود سیروان) و دجله نسبتاً کم آب بود، مسیر این دو رود را عوض کردند و از این طریق به داخل شهر وارد شدند.[۲۹] بنا بر هر دو روایت کوروش در معبد بزرگ بابل بر طبق مراسم مذهبی بابلی‌ها تاجگذاری کرد و احترام زیادی به مذهب بابلی قائل بود.[۳۰] آزادسازی اسیران یهودی در بابل [ویرایش] پس از تسخیر بابل تمامی سرزمین‌هایی که مطیع آن بودند به اطاعت کوروش درآمدند. از آن جمله می‌توان فلسطین و شهرهای فینیقیه را نام برد. کوروش دستور آزادی تمامی اسیران یهودی در بابل را که توسط بخت النصر به بابل آورده شده بودند صادر کرده و اجازه داد که یهودیان به فلسطین مراجعت کرده و معابد قدیم خود را که خراب شده بود، تعمیر نمایند.[۳۱] لازم به تذکر است که نام کورش در کتاب مقدس عهد عتیق در نوزده آیه ذکر شده و در چند آیه مورد ستایش قرار گرفته‌است. در کتاب اشعیای نبی در باب ۴۵ آیهٔ اول کوروش را «مسیح» یعنی نجات‌دهنده خوانده و چنین می‌نویسد: « خداوند به مسیح خود یعنی کوروش که دست او را گرفتم تا به حضور وی امت‌ها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود، چنین می‌گوید که من پیش روی تو خواهم خرامید و مکان‌های ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنج‌های ظلمت و خزائن مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی که من، یهوه، که تو را به اسمت خوانده‌ام خدای اسرائیل می‌باشم. به خاطر بندهٔ خود یعقوب و برگزیدهٔ خویش اسرائیل، هنگامی که مرا نشناختی تو را به اسمت خوانده‌ام و ملقب ساختم. من یهوه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نیست. من کمر تو را بستم، هنگامی که مرا نشناختی. تا از مشرق آفتاب و مغرب بدانند که سوای من احدی نیست. پدید آوردندهٔ نور و آفرینندهٔ ظلمت.(آیهٔ ۸) [۳۲]  » در مورد رهایی قوم یهود از اسارت بابل، در کتاب دوم تواریخ ایام، باب ۳۶ آیات ۲۲ و ۲۳ چنین نوشته شده‌است: « خداوند روح کوروش پادشاه پارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را مرقوم داشت، کوروش پادشاه پارس چنین می‌فرماید. یهوه خدای آسمان‌ها تمامی ممالک زمین را به من داده‌است و او مرا امر فرمود که خانه‌ای برای وی در اورشلیم که در یهود است، بنا نمایم.[۳۳]  » مانند همین مضمون نیز در کتاب عزرا باب اول آیات اول تا چهارم آمده‌است. اشعیای نبی نیز در باب ۴۴ آیه ۲۸ چنین می‌نویسد: « (خدا) دربارهٔ کوروش می‌گوید: که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به انجام خواهد رسانید و (خدا) دربارهٔ اورشلیم می‌گوید بنا خواهد شد و دربارهٔ هیکل که بنیاد نو، نهاده خواهد گشت. [۳۴]  » منشور حقوق بشر کوروش [ویرایش] نوشتار اصلی: منشور حقوق بشر کوروش بزرگ منشور حقوق بشر کوروش بزرگ در موزه بریتانیا. معاون دبیر کل سازمان ملل متحد، شاشی تارور، در مقابل نمونه بدلی استوانه کوروش، نیویورک استوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده‌است که در تاریخ ۱۸۷۸ میلادی، در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل، کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود را با اهالی بابِل، پس از پیروزی شرح داده‌است. این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به بسیاری از زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد. نمونهٔ بدلی این استوانه، در مقر اصلی سازمان ملل، در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. این منشور ارزشمند در شهریور ماه سال ۱۳۸۹ طی مراسمی رسمی از طرف موزه بریتانیا به ایران قرض داده شد، که آن را برای بازدید عموم در موزهٔ ایران باستان در معرض نمایش قرار دادند و در تاریخ ۲۷ فروردین سال ۱۳۹۰ به لندن بازگردانده شد.[۳۵][منبع زده شده یافت نمی شود] روایت‌های مختلف دربارهٔ مرگ کوروش [ویرایش] آرامگاه کورش بزرگ نوشتار اصلی: مرگ کوروش بزرگ مرگ کورش در سال سی‌ام سلطنت او در حدود سال ۵۲۹ پیش از میلاد اتفاق افتاده‌است. روایات مختلفی دربارهٔ مرگ کوروش وجود دارد. هرودوت می‌نویسد، راجع به در گذشت کوروش روایات مختلف است اما من شرحی را که بیشتر در نظرم معتبر می‌نماید نقل می‌کنم. کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ماساگت (ماساژت) قومی از سکاها که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند، به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد، میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش (تومیریس) ملکهٔ سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کوروش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدیه و دایی مادر کوروش که تا پایان عمر، به عنوان یک مشاور به کوروش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. کوروش نظر کرزوس را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. نخست عده‌ای از جنگاوران ماساگت‌ها به رهبری سپارگاپیس فرزند ملکه، به دسته‌ای از سربازان لشکر کوروش که از بقیه جدا افتاده‌بودند، حمله کرده و همه را به خاک هلاکت انداختند. بعد از آن پیروزی آنها بر سفرهٔ طعام بازمانده از لشکر کوروش نشسته و با اشتیاق فراوان انقدر خوردند و نوشیدند که مست و بیهوش شدند. پارسیان در این هنگام وقت را غنیمت شمرده بر سر آنها ریختند و سپارگاپیس را اسیر کردند. سپارگاپیس وقتی به هوش آمد و خود را اسیر دید، از کوروش استدعا کرد که غل و زنجیر از او بردارند. کوروش این تقاضا را اجابت کرد. وقتی دستان او آزاد شد، از شدت ننگ و عار خود را درجا کشت. بعد از جنگی بین دو سپاه درگرفت که از جهات شدت و خشونت در میان سایر اقوام سابقه نداشت و عاقبت ماساگت‌ها غلبه کردند و خود کوروش نیز کشته‌شد.[۳۶] بروسوس (مورخ کلدانی) در ۲۸۰ پیش از میلاد آورده‌است که کوروش در جنگ با طوائف داهه (دها، یکی از عشایر سکایی) کشته شده‌است. از قول کتزیاس پزشک دربار هخامنشی آمده‌است که کوروش در اثر جراحاتی که در جنگ با دربیک‌ها (به انگلیسی: Derbike) به او وارد آمده‌بود، کشته شده‌است. آنها فیل‌هایشان را رها کردند، اسب کوروش رم کرده و کوروش بر زمین افتاد. یکی از سربازان هندی که با دربیک‌ها متحد بودند، زوبینی به ران او انداخته‌است و کوروش را به خیمه‌اش بردند و او در اثر این زخم بعد از سه روز درگذشته‌است. [۳۷] اینکه هر سه قوم یاد شده، در بالا از طوایف سکاها بوده‌اند، نشان می‌دهد که آخرین جنگ‌های کوروش با طوایف سکاها بوده‌است اما بعید به نظر می‌رسد که وی در این جنگ‌ها کشته شده‌باشد. مخصوصاً در روایت هرودوت بسیار بعید می‌رسد که باقیماندهٔ سپاه شکست خورده توانسته باشند، جسد بدون سر او را برای دفن به پاسارگاد بیاورند.[۳۸] بر طبق روایت‌های گزنفون و استرابون این جنگ‌ها به کشته شدن کوروش منجر نشده‌است و وی به مرگ طبیعی وفات یافته‌است. در هر حال راجع به پایان کارش، هیچ روایتی را از روی قطع بر روایت دیگر، نمی‌توان ترجیح داد.[۳۹] استرابون جغرافیدان معروف می‌نویسد، سنگی بر آرامگاه بود که بر روی آن نوشته شده‌بود: « ای رهگذر! من کوروش پسر کمبوجیه هستم. من شاهنشاهی پارس را بنیاد گذاشتم و فرمانروای آسیا بودم. بر این گور رشک مبر.[۴۰]  » ذوالقرنین [ویرایش] نقش برجسته انسان بالدار در پاسارگاد نوشتار اصلی: ذوالقرنین درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده‌است. کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی، چین شی هوان، یکی از ملوک حمیر گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی، دربارهٔ آنها بررسی‌هایی انجام شده‌است. ابوالکلام آزاد با تفسیر آیات ۸۲ تا ۹۵ سوره کهف دلایل استواری آورده‌است که ذوالقرنین موصوف، کوروش هخامنشی می‌باشد.[۴۱] شماری از فقیه‌های معاصر شیعه نیز کوروش را «ذوالقرنین» می‌دانند. علامه طباطبایی، صانعی و مرتضی مطهری از معتقدان این نظر هستند.[۴۲] در کتاب تفسیر نمونه، نوشتهٔ ناصر مکارم شیرازی نوشته‌شده، از آن جهت به کوروش، ذوالقرنین می‌گفتند که شرق و غرب مال او بود. یادمان‌ها [ویرایش] ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، خیابان کوروش کبیر تهران به «خیابان شریعتی» تغییر نام یافت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، محله کورش اهواز به «کوی ملت» تغییر نام یافت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، فروشگاه کورش به «فروشگاه قدس» تغییر نام یافت. در دیگر نقاط جهان خیابان کورش نام یکی از خیابان‌های مرکزی شهر اورشلیم، پایتخت کشور اسرائیل است.[۴۳] خیابان کورش نام یکی از خیابان‌های مرکزی شهر لندن، پایتخت کشور انگلستان است.[۴۴] پیوند به بیرون [ویرایش] مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به کوروش بزرگ در ویکی‌گفتاورد موجود است. در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با کوروش بزرگ موجود است. تصاویر مرتبط با کوروش (مجسمه کوروش، منشور کوروش، درفش کوروش) تصاویری از آرامگاه کووش بزرگ دانشنامه‌ٔ بریتانیکا مستند کوروش بزرگ سایت خبری کوروش بزرگ سلف:ایشتوویگو (آستیاگ) شاه مادکرزوس شاه لیدیهنبونعید پادشاه بابل نو کوروش بزرگشاهنشاه هخامنشیزمان حکمرانی ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد. جانشین:کمبوجیه دوم نگارخانه [ویرایش] عبارت «من کورش هستم، شاه هخامنشی» که به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد حک شده‌است

امروز با حافظ

اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیز است

 

به بانگ چنگ مخور مِی؛ که مُحتَسب تیز است

صُراحی‌ای و حریفی گَرَت به چنگ افتد

 

به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است

در آستین مُرَقّع پیاله پنهان کن

 

که همچو چشم صُراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می

 

که موسم وَرَع و روزگار پرهیز است

مجوی عیشِ خوش از دور باژگون سپهر

 

که صافِ این سرِ خُم جمله دُردی آمیز است

سپهر برشده پرویزنی‌ست خون افشان

 

که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ

 

بیا! که نوبت بغداد و وقت تبریز است

آلبوم «مرغ خوشخوان» استاد شجريان بالاخره مجوز انتشار گرفت

 

 

محمد میرزمانی مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد ضمن اعلام این خبر در نخستین نشست رسانه‌ای خود که صبح ديروز در تالار وحدت برگزار شد؛ به چگونگی ارائه مجوز به تازه‌ترین آلبوم موسیقی محمدرضا شجریان اشاره کرد و گفت: چندی پیش استاد شجریان یک آلبوم برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد فرستاده بودند که عصر دیروز من مجوز انتشار این آلبوم را صادر کردم؛ همچنین با مذاکراتی که انجام خواهد شد شرایط برگزاری کنسرت ایشان را نیز مهیا خواهیم کرد.

وی در ادامه با اشاره به برنامه‌های دفتر موسیقی وزارت ارشاد افزود: حمایت همه جانبه از موسیقی ایرانی، سنتی و محلی در بعد وسیع از جمله سیاستگذاری‌های مدیریت جدید دفتر وزارت ارشاد خواهد بود و در این راستا طرح‌هایی را برنامه ریزی کرده‌ایم به این معنا که قصد داریم ارتباط بیشتری با گروه‌های موسیقی که در این عرصه فعال هستند ولی کمتر موقعیت اجرای صحنه‌ای را داشته‌اند برقرار کنیم از همین رو در نظر داریم بستر مناسب برای رشد موسیقی متعالی را فراهم کنیم که یکی از این بخش‌هایی که به این منظور کمک شایسته‌ای خواهد کرد افرایش نقدینگی است در واقع با بودجه اندکی که در اختیار داریم سعی می‌کنیم که به طور مساوی این بودجه را در اختیار گروه‌ها قرار دهیم.

میرزمانی در ادامه افزود: تولید آلبومهای ارزشمند یکی از برنامه‌هایی است که در دستور کار قرار دارد به این معنا که بهترین اجراهایی که در حوزه موسیقی مقامی، سنتی و ایرانی در طول سال برگزار شده است این امکان را می‌دهیم که آلبوم تولید کنند همچنین بهترین آلبومی که درطول سال تولید شده است در سال ۹۱ فرصت اجرای صحنه‌ای را پیدا خواهد کرد؛ ضمن اینکه درنظرداریم شاگردان ممتاز موسیقی سنتی که در هنرستان‌ها فعال هستند را پس از اعلام نتایج امتحان‌ها در مقطع متوسطه برای ادامه تحصیل بورسیه کنیم.

مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در ادامه صحبت‌های خود به فعالیت‌های ارکستر موسیقی ملی و ارکستر سمفونیک اشاره کرد و گفت: ارکستر سمفونیک تهران طبق روال گذشته برنامه‌های خود را انجام می‌دهد اما بخش سفارش قطعه به ارکستر سمفونیک که پیش از این هم وجود داشته است را جدی‌تر خواهیم گرفت به این معنا که سفارش‌هایی که به ارکستر سمفونیک درگذشته ارائه می‌شد بسیار اندک بود و قرار است طرحی را بریزیم و از آهنگسازان بخواهیم که قطعات کوتاه برای اجرا در ارکستر بسازند و اگر مورد تایید شورای فنی رسید در ارکستر اجرا کنیم؛ به اعتقاد من با گسترش این روند دامنه تنوع در رپرتوار ارکستر بیش از گذشته خواهد بود و از سوی دیگر موضوعات مختلف هم در حوزه شعر و نغمه ‌پردازی و رنگ آمیزی بیشتر مطرح خواهد شد؛ در این راستا اجرای پایان نامه‌های دانشجویی در بخش آهنگسازي که سال گذشته در بخش رقابتی برگزار شد و برگزیده‌هایی هم داشت در ارکسترسمفونیک تهران به روی صحنه خواهد رفت.

وی در ادامه افزود: در خصوص اجراهای ارکستر ملی هم در نظر داریم قطعاتی که کمتر اجرا شده را به روی صحنه ببریم. همچنین در جلسه شورای فنی ارکستر ملی مطرح شده که قطعات جدید با چهره‌هایی از آهنگسازان جوان را برگزار بکنیم؛ ‌ گروه کر دفتر موسیقی وزارت ارشاد از جمله گروه‌های موسیقی است که فعالیت‌های اندکی را به شکل مستقل برگزار کرده است. این گروه معمولاً با ارکستر سمفونیک تهران اجرای برنامه داشته است اما در سیاستگذاری‌های جدید در آینده نزدیک اجراهای مستقل از گروه کر دفتر موسیقی خواهیم دید. یکی از دغدغه‌های دفتر موسیقی ارتباط با بخش بین‌الملل در جشنواره‌ای رسمی موسیقی است که همواره با بحث‌ها و نقدهای بسیاری در این حوزه مواجه بودیم از این رو قصد داریم علاوه بر دعوت از گروه‌های متعدد، آهنگسازان و خوانندگان در ممالک اسلامی شناسایی كرده و از آن‌ها برای حضور در جشنواره‌هایی که در ایران برگزار می‌شود دعوت کنیم.

وی در ادامه در خصوص چگونگی حمایت از موسیقی نواحی گفت: در ابتدا باید این نکته را متذکر شوم که سنگ بزرگ علامت نزدن است از همین رو نمی‌توانم وعده وعیدهای بسیاری در خصوص موسیقی نواحی ارایه دهیم اما همین قدر می‌دانم که تمام سعیمان این است که از هر نوع موسیقی که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد حمایت بکنیم.

ميرزمانی در پاسخ به این سئوال که جایگاه موسیقی پاپ با توجه به مخاطب‌های بسیاری که دارد کجاست، گفت: به اعتقاد من موسیقی پاپ یعنی آشتی با فرهنگ و هویت خودی و در این صورت است که ما از موسیقی پاپ حمایت می‌کنیم چرا که همواره معتقدم در حوزه موسیقی سنتی، محلی باید ریشه‌های فرهنگی را حفظ کنیم از همین رو موسیقی پاپ هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر جوانان علاقمند هستند که مسئولان به این بخش از موسیقی اقبال نشان دهند و حمایت‌های لازم صورت گیرد توصیه می‌کنم که ریشه‌های فرهنگی در آثار موسیقیایی را فراموش نکنند. به اعتقاد من موسیقی پاپ در حال حاضر بیش از آنکه به یک فرصت تبدیل شود به یک تهدید معنا پیدا کرده است. در حال حاضر همه موضوعاتی که برای موسیقی پاپ انتخاب می‌شود مضمونی عاشقانه دارد و کمتر ملودی‌های ملی‌گرایانه و یا حتی ملودی‌های موسیقی محلی در آن دیده می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که چرا محمد گلریز را به عنوان سومین دبیر جشنواره موسیقی مقاومت انتخاب کرده است، گفت: به خوبی می‌دانیم که محمد گلریز یکی از چهره‌های مطرح در حوزه موسیقی مقاومت است و خوشبختانه در این حوزه بسیار شناخته شده است. در آن زمان گروه‌های موسیقی بسیاری برای اجرای برنامه به جبهه‌های جنگ اعزام می‌شدند که شاید در حال حاضر کمتر اسمی از آن‌ها شنیده شود. اما آنچه مسلم است تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر تاثیر بیشتری بر شناخت افراد خواهد داشت و محمد گلریز هم از‌‌ همان چهره‌هایی است که با تلویزیون ماندگار شد.

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در پاسخ به این سئوال که چرا عده‌ای از چهره‌های شناخته شده موسیقی در هر شورا و محفل موسیقیایی حضور دارند، گفت: من هم این انتقاد را قبول دارم که عده‌ای از چهره‌های موسیقیایی در شوراهای مختلف حضور دارند و نیازمند هستیم که چهره ‌های جوان را به پیکره هنر موسیقی معرفی کنیم. از همین رو شوراهای مختلف سیاست‌گذاری و یا شوراهای مشورتی هنر موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و باید چهره‌های جوان و البته کاربلد در شوراهای مختلف معرفی شوند.

وی در خصوص رعایت حقوق کپی‌رایت آثار موسیقیایی گفت: خانه موسیقی در این حوزه فعالیت‌های مثبتی را انجام داده است اما من از زمانی که مدیریت دفتر موسیقی وزارت ارشاد را بر عهده گرفتم عده‌ای از فعالان در عرصه موسیقی با مراجعه‌هایی که داشتند به این موضوع اشاره کردند و قرار شد پیش نویس قانون کپی رایت را بنویسیم و در اختیار کمیسیون فرهنگی مجلس بگذاریم و این مسئله را مطرح کنیم و به امید خدا طرح رعایت قانون کپی رایت هرچه زود‌تر عملیاتی شود.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر مبنی بر عدم اجرای کنسرت‌های موسیقی در برخی از شهرستان‌ها گفت: من هم می‌دانم که همه امکانات در زمینه‌های مختلف فرهنگی تنها در تهران نباید متمرکز شود و این هنر باید به شهرستان‌ها هم برده شود.

میرزمانی در پایان متذکر شد: در زمینه اجرای آثار موسیقی در شهرستان‌ها دفتر موسیقی جوابگوی صلاحیت آن‌ها است ولی متاسفانه خبری شنیدیم که به دلیل نامناسب بودن شرایط سالن کنسرت خانه شهر کرمان توسط مسئولان مربوطه تعطیل شد که این بخش از مشکلات و مسایل در حیطه اختیارات دفتر موسیقی نیست و باید از مرجع قانونی دیگری رسیدگی شود.

ربنای شجریان جاودانه است.

 

غلام كویتی‌پور مداح سرشناس كشور در یادداشتی كه در مجله «نسل امروز» منتشر شده نوشته محمدرضا شجریان عاشق خداست و هر چه آدمی با ایمان‌تر باشد عمق این عشق را در صدای او بیشتر حس می‌كند.

امكان ندارد تن و بدنت نلرزد
اگر كلام خدا عاشقانه خوانده شود و عاشقانه به آن گوش كنی، امكان ندارد تن و بدنت نلرزد. به خاطر ندارم زمانی را كه ربناي استاد شجریان را شنیده باشم و از خود بی‌خود نشوم. ارزش صدای استاد به اندازه تلاشی است كه بسیاری از مردان خدا در راه مبارزه برای حق داشتند.

صدای آسمانی كه در حنجره و نهاد استاد شجریان وجود دارد
داشتن صدای خوش برای تلاوت قران یكی از ویژگی‌های اصلی است و پیامبر خدا هم فرموده‌اند كه «اذان و قرآن را با صدای خوش بخوانید» همان صدای آسمانی كه در حنجره و نهاد استاد شجریان وجود دارد.

او فرزند سرزمین امام رضای غریب است

شجریان عاشق خدا هست و هر چه آدمی با ایمان‌تر باشد عمق این عشق را در صدای استاد شجریان بیشتر حس می‌كند. او فرزند سرزمین امام رضای غریب است. مگر می‌شود خاكی كه به نام آن بزرگوار مزین است روی فرزندانش اثر نگذارد. من استاد شجریان را از تلاوت قرآن‌هایش به یاد می‌آورم، دو سه سال قبل از انقلاب. بعدها هم فهمیدم كارمند وزارت كشاورزی بوده است، یك كارمند ساده كه عاشق موسیقی بود و هنر.

كاش كمی قرآن بخوانیم و از قرآن یاد بگیریم

ربناي ایشان مثل بسیاری از آثار دیگرشان جاودانه است و جزیی از فرهنگ و هنر ما، حالا چه پخش شود و چه نه، اما كاش كمی قرآن بخوانیم و از قرآن یاد بگیریم كه انتقادپذیر باشیم و از ظلم تبری بجوییم.

كيخسرو پور ناظري گفت وگويي با آمن خادمي درروزنامه آرمان كرده ودر آن به ستايش از استاد شجريان پرداخته

كيخسرو پور ناظري گفت وگويي با آمن خادمي درروزنامه آرمان كرده ودر آن به ستايش از استاد شجريان پرداخته است .

 

آقاي پور ناظري در بخشهايي از مصاحبه خود گفته :متاسفانه تعدادي از خوانندگاني كه بتوانند در ذهن مردم جا باز كنند بسيار بسيار نادر است . به عنوان مثال هنرمندي ي مثل استاد شجريان توانسته است خودرا براي 40سال در اذهان مردم جاي دهد وبه قول آقاي كسايي شجريان پايش را در جايي گذاشته كه دست هيچ كس به آن نمي رسد . اين هنرمند مطرح موسيقي درادامه بااشاره به اينكه خواننده اي بالاتر از شجريان نيامده است گفته است :دراين راستا به آقاي شجريان تبريك مي گويم براي اينكه 40سال است با اقتدار جايگاه خودرا حفظ كرده است واز طرف ديگر متاسفيم كه هيچ استعدادي دراين سالها شكوفا نشده است .

نمیشی عشق سابق، پس بیا و اتفاقی باش

فقط یک پلک با من باش، نمی خوام از کسی کم شی
ازت تصویر می گیرم که رویای یه قرنم شی
فقط یک پلک با من باش، بگم سرتاسرش بودی
به قلبم حمله کن یک بار، بگم تا آخرش بودی
نمیشی عشق سابق، پس بیا و اتفاقی باش
یه فصل رو که نمی مونی، تو یه لحظه اقاقی باش
نمیشه با تو که خوبی به ظاهر هم کمی بد شد
به آدم های شهرت هم علاقه مند باید شد
دارم یه قصه می سازم از این تنهایی بی تو
بیا بشکن روایت رو، تو نقش تازه ظاهر شو
کجای نقطه ی پایان می خوای تو فال من باشی
نخواستم بگذرم از تو، که تو دنبال من باشی
اگه قلبت یه جا دیگه ست، با چشمات صحنه سازی کن
اگه گیری نمی تونی، توی دو نقش بازی کن

تاريخچه توليد شيشه كريستال در ايران

تاريخچه توليد شيشه كريستال در ايران

نظر به زيباپسندي ايرانيان و فرهنگ مصرف شيشه كريستال در ايران تا سال 1345، كلا" شيشه هاي كريستال مصرفي از كشور چكسلواكي وارد ميشد هيچ توليد كننده اي به دليل مشكلات رقابتي قابل پيش بيني در فروش در پي ايجاد اين صنعت نبود، تا اينكه شركت شيشه ايران مجددا" در اين راه پيش قدم شد و در بين سالهاي 1345 تا 1350 و طي يك دوره 5 ساله شيشه كريستال توليد نمود كه بعدا" به دلايلي كه ذكر مي شود توليد آن متوقف گرديد.

اين واحد با استفاده از كارشناسان ايتاليايي اقدام به نصب و راه اندازي 6 پات جهت توليد شيشه كريستال رنگي و يك كوره ذوب با ظرفيت 3 تن مذاب در روز نمود. شيشه هاي توليد شده در اين واحد داراي 13 تا 14 درصد اكسيد سرب بود كه عمليات ذوب و شكلدهي با استفاده از استادكاران ونيزي (ايتاليايي) انجام مي گرفت.

بيشتر توليدات اين واحد شامل ليوان، استكان، زيرسيگاري، كاسه و... بود كه تنها قسمت بسيار كمي از آن بصورت خيلي ساده تراشكاري مي شد.

2 نفر ايتاليايي و 7 نفر ايراني عمليات تراشكاري در كارخانه شيشه ايران را انجام ميدادند. توجه به تعداد كارگران بخش شكل دهي كه 40 نفر بودند خود بيانگر اين است كه عمليات تراش روي شيشه بصورت جدي انجام نمي گرفته است.

توليدات اين نوع محصولات به مدت 5 سال ادامه داشت و بدليل اينكه سياستهاي حمايتي از اين كالا انجام نگرفت و كريستالهاي توليدي كشورهاي صاحب نام اين رشته صنعتي به فراواني و ارزاني وارد كشور مي گرديد كارخانه مذكور با عدم تقاضاي خريد مواجه ميشود. در اين راستا اقدام به احداث 3 نمايشگاه در سطح تهران مي نمايد (لاله زار نو-خيابان وليعصر و بازار تهران) كه باز هم موفق نشده و در نهايت توليد شيشه كريستال در كشور در حوالي سال 1350 متوقف و كارگران خارجي به كشور خود بر مي گردند.

لازم به ذكر است كه از آن دوره به بعد با توجه به آموزش استادكاران ونيزي وضعيت شكلدهي صنايع شيشه دستي به مراتب كيفيت بهتري يافت. همچنين تا قبل از انقلاب واحدهاي كوچك ديگري نظير "بلورمتحد" نيز با امكانات محدود جهت توليد شيشه كريستال اقدام نمودند كه شيشه اي با حدود 10 درصد اكسيد سرب و كميتي بسيار محدود توليد مي كردند.

طي دوره بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تا سال 1371 هيچگونه فعاليتي جهت توليد شيشه كريستال انجام نگرفت و از آن به بعد بود كه واحدهايي از بخش خصوصي اقدام به بررسي توليد شيشه كريستال در ايران نمودند و مذاكرات لازم با برخي شركتهاي توليد كننده اتريشي و چك نيز انجام گرفت كه تا بحال هيچكدام به نتيجه نرسيده است.



از سال 1360 تعدادي از ايرانيان كه بدلايل مختلف به كشور تركيه مهاجرت نموده بودند جذب كارگاههاي مختلف تراش روي شيشه آن كشور مي گردند. با توجه به اينكه كشور تركيه در دو دهه گذشته در صنعت شيشه بخصوص كريستال پيشرفتهايي داشته افراد مذكور آموزشهاي لازمه را فراگرفتند. با پايان جنگ تحميلي تعدادي از آنها به كشور مراجعه و با كمك تكنسينهاي تركيه اي اقدام به احداث كارگاههايي در تهران و تبريز نمودند.

در تهران آقاي نباتي به اتفاق دو نفر ديگر كارگاهي در منطقه آبعلي جهت تراش روي شيشه هاي ظروف احداث نمودند و در تبريز آقاي عليزاده و چند نفر ديگر كارگاهي جهت تراش روي دانه هاي لوستر احداث كردند.

مواد اوليه مورد نياز اين كارگاهها كه ميله شيشه اي و ظروف خام كريستال است از طريق كشور تركيه و از طريق بازارهاي مشترك تامين مي شود.

در سال 1374 حداقل دو واحد تراش دانه لوستري با كيفيت بسيار مطلوب و با 300 نفر تراشكار و يك واحد تراش روي بلور با 20 نفر كارگر در حال فعاليت مي باشند.

در حال حاضر شركت آبگينه با داشتن كوره اي كاملا" مدرن و كششي برابر 8 تن در روز، محصولات فوتي سفيد و دوپوست در رنگهاي آبي، بنفش و سبز و همچنين محصولات پرسي به روش پرس تزريقي، اتوماتيك و گردشي در پروسه توليد خود دارد. همچنين از ديگر شركتهاي فعال توليد شيشه كريستال شركت جهان كريستال واقع در شهرصنعتي شمس آباد مي باشد. شركت سيما شيشه واقع در همدان نيز از ديگر شركت هايي است كه توليد شيشه كريستال سربي را در دستور كار خود دارد.

آمار صنایع چینی ایران

صنعت ظروف چيني

بشر در پي ساليان متمادي جهت مصارف زندگي نياز به ظروف را داشته است و ظروف از جنس مواد معدني ساخته شد و سير تكاملي خود را از ظروف گلي و سفالي به سراميك و نهايتاً به نوع مرغوب آن كه چيني است طي كرده است. اين صنعت در ايران نيز از جايگاه ويژه‌اي برخوردار بوده است كه آثار هنرمندان قديمي موجود و صنعتگران مبادرت به ساخت قطعات ظريف و زيبايي كرده‌اند.

صنعت چيني‌سازي صنعت بسيار ظريف و دقيق است علاوه بر علم و تكنولوژي نياز به افراد، كارگران، كارفرماياني را دارد كه علاوه بر بهره‌وري بالا، دقت و فرهنگ بالا را نيز داشته باشند.

نياز داخل كشور در سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي ايران معادل 30 هزار تن چيني در سال بوده است كه به كشور وارد مي‌شد و فقط مقدار كمي توسط چند كارخانه داخلي توليد مي‌شده است.

سابقه توليد ظروف چيني به‌صورت صنعتي در كشور ايران حدود 35 الي 40 سال است و حدود 5 واحد به ظرفيت اسمي حدودا 5200 تن فعاليت داشتند كه بعد از انقلاب اسلامي با توجه به سياست‌هاي تشويقي مسئولان كشور حركت چشمگيري در پيشرفت اين صنعت رخ داد.


وضعيت توليد داخلي محصول

ظرفيت اسمي واحدهاي فعال ظروف چيني با تعداد 18 واحد و چند واحد كوچك جمعاً به ميزان 68300 تن است. توليد واحدهاي ظروف چيني در سال 87 برابر 47000 تن برآورد شده است.