تمبر اختصاصی جدید استاد شهرام ناظری

تمبر اختصاصی جدید استاد شهرام ناظری

و استاد حسین علیزاده

دوستان عزیز سلام.

تمبر اختصاصی جدید استاد شهرام ناظری در سری ۲ قطعه ای و برگه های ۸ سری منتشر گردید.

قیمت هر سری ۲ تایی ۱۰ هزار تومان

=============================================================

به نقل از پايگاه اطلاع رساني موسيقي ايران، انجمن موسيقي فارس در راستاي بزرگداشت بزرگان موسيقي کشور دست به طراحي اين تمبرهاي يادبود زده است که شهرام ناظري و حسين عليزاده نيز لوح يادبود اين تمبرها را مهر و امضا کردند.

در اين اجرا شهرام ناظري (خواننده)، حسين عليزاده (تار، سه تار و شور انگيز)، اردشير کامکار (کمانچه)، پژمان حدادي (کوبه اي)، سينا جهان آبادي (کمانچه)، سيامک جهانگيري (ني)، روزبه رحيمي (سنتور)، بهنام ساماني (دف) و محمد فيروزي (عود) اعضاي گروه دوستي را تشکيل مي‌دادند.

طراحي بسيار زيباي دکور اين برنامه با شعري از مولانا، نخستين چشم انداز جالب در ديدگان مخاطبان برنامه بود که حال و هواي مناسبي را براي اجراي برنامه به وجود آورده بود. در بخش نخست اين کنسرت که در هواي بي چگونگي نام داشت، قطعات بداهه خواني و بداهه نوازي توسط شهرام ناظري، حسين عليزاده و پژمان حدادي با آثاري از نيما يوشيج، مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو و شفيعي کدکني که دو اجراي متفاوت براي هر شب بود، اجرا شد.

سپس آواز دشتي قطعه خزان اثر حسين عليزاده در مجموعه شورانگيز، دونوازي کمانچه توسط اردشير کامکار و سينا جهان آبادي و تصنيف به شکوفه ها به باران اثر زنده ياد پرويز مشکاتيان با شعري از شفيعي کدکني به اجرا در آمد.

در بخش دوم نيز که راست پنجگاه نام داشت، تصنيف نقاش چين، صورتگر نقاش با شعري از مولانا و ساز و آواز با شعري از حافظ، چهار مضراب قطعه عاشق کش با شعري از مولانا و نثر از بايزيد بسطامي، تصنيف ساقيا و تصنيف بيگاه شد هر دو با شعري از مولانا اجرا شد.

انجمن موسيقي فارس پيش از اين نيز تمبرهاي يادبودي از کنسرت هاي بزرگ و ماندگار در شيراز همچون تمبرهاي فرهاد فخرالديني رهبر ارکستر ملي ايران به مناسبت کنسرت اين ارکستر در سال 1387، محمدرضا لطفي به مناسبت کنسرت همنوازان شيدا با نوازندگي وي در سال 1389، مجيد انتظامي رهبر ارکستر سمفونيک تهران در اجراي «سمفوني مقاومت» در سال 1389 و زنده ياد استاد روح اله خالقي به مناسبت اجراي ارکستر ملي با اجراي آثاري از وي در سال 1390 را چاپ و منتشر کرده است.


آلبوم «مرغ خوشخوان» استاد شجريان بالاخره مجوز انتشار گرفت

 

 

محمد میرزمانی مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد ضمن اعلام این خبر در نخستین نشست رسانه‌ای خود که صبح ديروز در تالار وحدت برگزار شد؛ به چگونگی ارائه مجوز به تازه‌ترین آلبوم موسیقی محمدرضا شجریان اشاره کرد و گفت: چندی پیش استاد شجریان یک آلبوم برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد فرستاده بودند که عصر دیروز من مجوز انتشار این آلبوم را صادر کردم؛ همچنین با مذاکراتی که انجام خواهد شد شرایط برگزاری کنسرت ایشان را نیز مهیا خواهیم کرد.

وی در ادامه با اشاره به برنامه‌های دفتر موسیقی وزارت ارشاد افزود: حمایت همه جانبه از موسیقی ایرانی، سنتی و محلی در بعد وسیع از جمله سیاستگذاری‌های مدیریت جدید دفتر وزارت ارشاد خواهد بود و در این راستا طرح‌هایی را برنامه ریزی کرده‌ایم به این معنا که قصد داریم ارتباط بیشتری با گروه‌های موسیقی که در این عرصه فعال هستند ولی کمتر موقعیت اجرای صحنه‌ای را داشته‌اند برقرار کنیم از همین رو در نظر داریم بستر مناسب برای رشد موسیقی متعالی را فراهم کنیم که یکی از این بخش‌هایی که به این منظور کمک شایسته‌ای خواهد کرد افرایش نقدینگی است در واقع با بودجه اندکی که در اختیار داریم سعی می‌کنیم که به طور مساوی این بودجه را در اختیار گروه‌ها قرار دهیم.

میرزمانی در ادامه افزود: تولید آلبومهای ارزشمند یکی از برنامه‌هایی است که در دستور کار قرار دارد به این معنا که بهترین اجراهایی که در حوزه موسیقی مقامی، سنتی و ایرانی در طول سال برگزار شده است این امکان را می‌دهیم که آلبوم تولید کنند همچنین بهترین آلبومی که درطول سال تولید شده است در سال ۹۱ فرصت اجرای صحنه‌ای را پیدا خواهد کرد؛ ضمن اینکه درنظرداریم شاگردان ممتاز موسیقی سنتی که در هنرستان‌ها فعال هستند را پس از اعلام نتایج امتحان‌ها در مقطع متوسطه برای ادامه تحصیل بورسیه کنیم.

مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در ادامه صحبت‌های خود به فعالیت‌های ارکستر موسیقی ملی و ارکستر سمفونیک اشاره کرد و گفت: ارکستر سمفونیک تهران طبق روال گذشته برنامه‌های خود را انجام می‌دهد اما بخش سفارش قطعه به ارکستر سمفونیک که پیش از این هم وجود داشته است را جدی‌تر خواهیم گرفت به این معنا که سفارش‌هایی که به ارکستر سمفونیک درگذشته ارائه می‌شد بسیار اندک بود و قرار است طرحی را بریزیم و از آهنگسازان بخواهیم که قطعات کوتاه برای اجرا در ارکستر بسازند و اگر مورد تایید شورای فنی رسید در ارکستر اجرا کنیم؛ به اعتقاد من با گسترش این روند دامنه تنوع در رپرتوار ارکستر بیش از گذشته خواهد بود و از سوی دیگر موضوعات مختلف هم در حوزه شعر و نغمه ‌پردازی و رنگ آمیزی بیشتر مطرح خواهد شد؛ در این راستا اجرای پایان نامه‌های دانشجویی در بخش آهنگسازي که سال گذشته در بخش رقابتی برگزار شد و برگزیده‌هایی هم داشت در ارکسترسمفونیک تهران به روی صحنه خواهد رفت.

وی در ادامه افزود: در خصوص اجراهای ارکستر ملی هم در نظر داریم قطعاتی که کمتر اجرا شده را به روی صحنه ببریم. همچنین در جلسه شورای فنی ارکستر ملی مطرح شده که قطعات جدید با چهره‌هایی از آهنگسازان جوان را برگزار بکنیم؛ ‌ گروه کر دفتر موسیقی وزارت ارشاد از جمله گروه‌های موسیقی است که فعالیت‌های اندکی را به شکل مستقل برگزار کرده است. این گروه معمولاً با ارکستر سمفونیک تهران اجرای برنامه داشته است اما در سیاستگذاری‌های جدید در آینده نزدیک اجراهای مستقل از گروه کر دفتر موسیقی خواهیم دید. یکی از دغدغه‌های دفتر موسیقی ارتباط با بخش بین‌الملل در جشنواره‌ای رسمی موسیقی است که همواره با بحث‌ها و نقدهای بسیاری در این حوزه مواجه بودیم از این رو قصد داریم علاوه بر دعوت از گروه‌های متعدد، آهنگسازان و خوانندگان در ممالک اسلامی شناسایی كرده و از آن‌ها برای حضور در جشنواره‌هایی که در ایران برگزار می‌شود دعوت کنیم.

وی در ادامه در خصوص چگونگی حمایت از موسیقی نواحی گفت: در ابتدا باید این نکته را متذکر شوم که سنگ بزرگ علامت نزدن است از همین رو نمی‌توانم وعده وعیدهای بسیاری در خصوص موسیقی نواحی ارایه دهیم اما همین قدر می‌دانم که تمام سعیمان این است که از هر نوع موسیقی که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد حمایت بکنیم.

ميرزمانی در پاسخ به این سئوال که جایگاه موسیقی پاپ با توجه به مخاطب‌های بسیاری که دارد کجاست، گفت: به اعتقاد من موسیقی پاپ یعنی آشتی با فرهنگ و هویت خودی و در این صورت است که ما از موسیقی پاپ حمایت می‌کنیم چرا که همواره معتقدم در حوزه موسیقی سنتی، محلی باید ریشه‌های فرهنگی را حفظ کنیم از همین رو موسیقی پاپ هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر جوانان علاقمند هستند که مسئولان به این بخش از موسیقی اقبال نشان دهند و حمایت‌های لازم صورت گیرد توصیه می‌کنم که ریشه‌های فرهنگی در آثار موسیقیایی را فراموش نکنند. به اعتقاد من موسیقی پاپ در حال حاضر بیش از آنکه به یک فرصت تبدیل شود به یک تهدید معنا پیدا کرده است. در حال حاضر همه موضوعاتی که برای موسیقی پاپ انتخاب می‌شود مضمونی عاشقانه دارد و کمتر ملودی‌های ملی‌گرایانه و یا حتی ملودی‌های موسیقی محلی در آن دیده می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که چرا محمد گلریز را به عنوان سومین دبیر جشنواره موسیقی مقاومت انتخاب کرده است، گفت: به خوبی می‌دانیم که محمد گلریز یکی از چهره‌های مطرح در حوزه موسیقی مقاومت است و خوشبختانه در این حوزه بسیار شناخته شده است. در آن زمان گروه‌های موسیقی بسیاری برای اجرای برنامه به جبهه‌های جنگ اعزام می‌شدند که شاید در حال حاضر کمتر اسمی از آن‌ها شنیده شود. اما آنچه مسلم است تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر تاثیر بیشتری بر شناخت افراد خواهد داشت و محمد گلریز هم از‌‌ همان چهره‌هایی است که با تلویزیون ماندگار شد.

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در پاسخ به این سئوال که چرا عده‌ای از چهره‌های شناخته شده موسیقی در هر شورا و محفل موسیقیایی حضور دارند، گفت: من هم این انتقاد را قبول دارم که عده‌ای از چهره‌های موسیقیایی در شوراهای مختلف حضور دارند و نیازمند هستیم که چهره ‌های جوان را به پیکره هنر موسیقی معرفی کنیم. از همین رو شوراهای مختلف سیاست‌گذاری و یا شوراهای مشورتی هنر موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و باید چهره‌های جوان و البته کاربلد در شوراهای مختلف معرفی شوند.

وی در خصوص رعایت حقوق کپی‌رایت آثار موسیقیایی گفت: خانه موسیقی در این حوزه فعالیت‌های مثبتی را انجام داده است اما من از زمانی که مدیریت دفتر موسیقی وزارت ارشاد را بر عهده گرفتم عده‌ای از فعالان در عرصه موسیقی با مراجعه‌هایی که داشتند به این موضوع اشاره کردند و قرار شد پیش نویس قانون کپی رایت را بنویسیم و در اختیار کمیسیون فرهنگی مجلس بگذاریم و این مسئله را مطرح کنیم و به امید خدا طرح رعایت قانون کپی رایت هرچه زود‌تر عملیاتی شود.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر مبنی بر عدم اجرای کنسرت‌های موسیقی در برخی از شهرستان‌ها گفت: من هم می‌دانم که همه امکانات در زمینه‌های مختلف فرهنگی تنها در تهران نباید متمرکز شود و این هنر باید به شهرستان‌ها هم برده شود.

میرزمانی در پایان متذکر شد: در زمینه اجرای آثار موسیقی در شهرستان‌ها دفتر موسیقی جوابگوی صلاحیت آن‌ها است ولی متاسفانه خبری شنیدیم که به دلیل نامناسب بودن شرایط سالن کنسرت خانه شهر کرمان توسط مسئولان مربوطه تعطیل شد که این بخش از مشکلات و مسایل در حیطه اختیارات دفتر موسیقی نیست و باید از مرجع قانونی دیگری رسیدگی شود.

كيخسرو پور ناظري گفت وگويي با آمن خادمي درروزنامه آرمان كرده ودر آن به ستايش از استاد شجريان پرداخته

كيخسرو پور ناظري گفت وگويي با آمن خادمي درروزنامه آرمان كرده ودر آن به ستايش از استاد شجريان پرداخته است .

 

آقاي پور ناظري در بخشهايي از مصاحبه خود گفته :متاسفانه تعدادي از خوانندگاني كه بتوانند در ذهن مردم جا باز كنند بسيار بسيار نادر است . به عنوان مثال هنرمندي ي مثل استاد شجريان توانسته است خودرا براي 40سال در اذهان مردم جاي دهد وبه قول آقاي كسايي شجريان پايش را در جايي گذاشته كه دست هيچ كس به آن نمي رسد . اين هنرمند مطرح موسيقي درادامه بااشاره به اينكه خواننده اي بالاتر از شجريان نيامده است گفته است :دراين راستا به آقاي شجريان تبريك مي گويم براي اينكه 40سال است با اقتدار جايگاه خودرا حفظ كرده است واز طرف ديگر متاسفيم كه هيچ استعدادي دراين سالها شكوفا نشده است .

زندگی نامه استاد غلامحسین بنان

استاد غلام حسین بنان

استاد غلامحسین بنان در اردیبهشت ماه سال 1290 خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)،در خانواده متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصیه استاد نی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصرسیف بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح اله خالقی مسولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان میخواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغازمیکند و صبا هم باویلن او را همراهی می کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می گوید:«شما نواختن ویلن را قطع کنید» و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی ، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می اید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می کند. صدای بنان، بسیار لطیف و شیرین، زیبا و خوش اهنگ، کوتاه می خواند ولی درهمین کوتاهی، ذوق و هنر بسیار نهفته است، غلت ها و تحریرهای او چون رشتهء مروارید غلطانی، به هم پیوسته و مانند اب روان است. من از صدای او مسحور میشوم، لذتی بی پایان می برم که فوق ان متصور نیست، تصور نمی کنم خواننده یی به ذوق و لطف و استعداد بنان در قدیم داشته باشیم، و به این زودی ها هم پیدا کنیم...بنان در موسیقی ما از گوهر گرانبها هم گرانبهاتر است. از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند داود پیر نیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد. غلامحسین بنان به سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت ایران بار که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منسوب گردید. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم فرخ که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت. بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال 1334 ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که ره آورد این همکاری ها دهها برنامه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ و برگ سبز می باشد.و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است. غلامحسین بنان مدتها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بیشتر رنجور می کرد و متاسفانه کوشش های پزشکان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نیفتا دو سرانجام درساعت 7 بعدالظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت. روانش شادباد.


زندگی نامه تاج اصفهانی

در سال ۱۲۸۲ شمسی (برابر با شناسنامه) خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به "تاج الواعظین" معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدایی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود.
جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود. این موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسه ی "علمیه" سپرد. این مدرسه در بازارچهء رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود با منزل شان فاصلهء چندانی نداشت.در مدرسه بخاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت کلام الله مجید را به او واگزار کرده بودند. یک روز عصر وقتی جلال نه ساله از مدرسه برمی گشت با خود اندک اندک زمزمه می کرد و این زمزمه تا نزدیک در منرل ایشان ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، آن روز در منزل بود و صدای او را شنید. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : «جان پدر! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی. من صدایت را شنیدم. حالا هم کمی برای من بخوان.» وقتی جلال با صدای لرزان اندکی برای پدرش خواند پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانی اش زد و گفت : «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست. تو باید تعلیم ببینی.»

آن روزها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" می گفتند. جلال تاج زاده از نه سالگی تعلیم آواز را شروع کرد. ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی استاد آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت. پس از مرحوم سید عبدالرحیم ، پدر تاج برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا کند به خدمت شادروان نایب اسدالله نی زن معروف برد. تاج زمانی نسبتا طولانی در خدمت نایب اسدالله  نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت. آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ی پدر برای تکمیل گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین ساعت ساز معروف به "خضوعی" بود و تاج  پس از اتمام فراگیری نزد این استاد، دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و این جا و انجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن می گفتند.


 

اولین تجربه ی آواز خوانی با ساز

تاج در نوجوانی با مرحوم حسین خان اسماعیل زاده استاد معروف و مسلم کمانچه (دایی استاد اصغر بهاری) آشنا می شود و اولین باری که قرار بود بهمراه ساز حسین خان اواز بخواند حسین خان ساز را کوک می کند و هنوز جمله ی اول را نزده ، تاج با عجله درآمد آواز می کند.
حسین خان با لبخندی می گوید : «پسرم ، در خواندن اینقدر عجله نکن. صبر داشته باش تا من درآمد بکنم. بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهارمضرابی هم بزنم. وقتیکه مجلس سرحال آمد و خودت هم کاملا سر ذوق آمدی شروع کن به خواندن. تازه آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوانتا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاریهای آوازت را داشته باشند.»


 

هم آوازهای تاج

تاج همیشه از آواز مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی و مرحوم میرزا حسین ساعت ساز (حضوعی) با تجلیل و گرامیداشت فراوان یاد می کرد و به خصوص می گفت : «صوت داوود نبی در حنجره و صدای استادم مرحوم سید رحیم تجلی می کرد و ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند.» جز این دو نفر تاج با سعه ی صدر و مناعتی که داشت و اصولا هر خواننده ای را تشویق می کرد ، از خوانندگان همزمانش نیز از جمله به این استادان ارادت داشت و از آنان و آوازشان به نیکی یاد می کرد (این اسامی را تاج در گفتگویی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ داشت بر زبان آورد) : سید حسین طاهر زاده ، سید اسماعیل خان قراب ، قربان خان شاهی ، تجلی ، حاج محمد علی ، حبیب شاطر حاجی و شهاب (معروف به شهاب چشم دریده ، شاگرد حبیب شاطر حاجی که گوشه ی شهابی در دستگاه زند یا ترک به او منسوب است.)


 

کسانی که با تاج ساز نواخته اند

بی تردید بسیاری از اساتید مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج اصفهانی ساز نواخته اند ، ولی می توان نام ای هنرمندان را در ردیف نام کسانی که با تاج هم نوازی داشته اند ثبت کرد :

مرحوم نایب اسدالله نی زن معروف (این استاد زمانی که تاج نزدش تلمذ می کرده به عنوان آموزش همراه آواز تاج اصهانی نی هم می زده) مرحوم شکری ادیب السلطنه استاد تار ،  مرحوم رضا محجوبی (ویولن) ، مرحوم حسین یاحقی (ویولن) ، مرحوم ارسلان خان درگاهی (تار و سه تار) ، مرحوم اکبر خان نوروزی (تار) ، مرحوم رضا خان باشی (تار) ، مرحوم سلیمان خان اصفهانی (نی) ، مرحوم علی خان شهناز (تار) ، مرحوم حسین خان شهناز (تار) ، استاد حسن کسائی (خداوندگار نی و جانشین بحق نایب اسدالله) ، استاد جلیل شهناز (نوازنده ی چیره دست تار) ، استاد علی تجویدی و ...


 

شاگردان تاج

تاج برخلاف اینکه استادان انگشت شماری داشت شاگردانش فراوان بودند. او در تعلیم ، با لطف پدرانه ای که داشت با اصرار هر کسی را که حتی دو دانگ صدایی داشت تشویق به خواندن می کرد و اغلب خودش نیز محض ترغیب شاگردان جوان و تازه کار بی هیچ ناز و افاده ای چند بیتی مناسب زمزمه می کرد. تاج با خضوع و خشوع فراوان تعلیم می داد و با روحیه ای که داشت اکثرا از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمی برد و از آنها به نام دوست و رفیق یاد می برد. شاگردان تاج فراوان اند و من [=استاد شجریان] بیشتر آنها را ندیده و نمی شناسم ولی در آن میان فقط با دو نفر انان آشنایی پیدا کردم : یکی آقای مرتضی شریف (قاضی دادگستری) ، از شاگردان قدیمی تاج که شیوه ی تاج را خیلی خوب دریافت کرده و به کار می گیرد ، حنجره ی توانایی دارد و پخته می خواند و شعر را بجا در آواز بکار می گیرد. یکی هم که بیش از همه و تا آخرین روزهای زندگی با تاج و در خدمت او بوده آقا علی اصغر شاه زیدی خواننده ی جوان اصفهانیست که خود به تعلیم آواز هنرجویان مشغول است و در یکی از آزمون های باربد نیز رتبه ی اول شده است.

 
               

 



عده ی زیادی هم غیر مستقیم شاگرد تاج بوده اند. این عده از راه صفحات و نوارهای تاج با سبک آواز او آشنا و روش او را در آواز تعقیب کرده اند که از این میان می توان به خواننده ی خوش صدای معاصر آقای حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) اشاره کرد.

 

روحیه و خلقیات تاج

شادروان مردی سلیم النفس و با مناعت طبع بود . هرگز در طول مدت زندگی اش به خاطر مال دنیا و زندگی اش به کسی کرنش نکرد و این خاطر مدح کسی را نگفت. او از همه تعریف و تمجید می کرد و همه را با نام خیر یاد می کرد. شاید کسی به خاطر نداشته باشد که او حتی یکبار از کسی گلایه ای بکند و از کسی بد بگوید. او حتی اگر از کسی رنجش می دید و خاطرش آزرده می شد این رنج و آزردگی را با سکوت بزرگوارانه ای تحمل می کرد.تاج از استادانش با احترام فراوانی یاد می کرد و با دوستانش به مهربانی و عطوفت رفتار می کرد.


 

خانواده ی تاج

شادروان تاح در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان کدبانو ای خانه دار ، مهربان و دلسوز که موجب گرمی کانون خانوادگی است نام می برد. خداوند به تاج شش همسر عطا کرد. چهار دختر به نامهای تاجی ، پروین ، هما ، پروانه و دو پسر به نامهای همایون و جمشید.


 

سرانجام در روز ۱۴/۹/۱۳۶۰ دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق رفت. در شب سومین روز فوت او عده ی کثیری از مردم هنر دوست و هنرمند اصفهان شرکت داشتند طوری که فضای مسجد به طور مداوم پر و خالی می شد.در آن شب کسایی نی می زد و گریه می کرد. همراه ناله های نی همه شیون می کردند.در همان حال استاد دکتر شفیعی به مناسب حال حضار مجلس خطاب به تاج گفت :

 

 

 

سلک جمعیت ما بی تو گسسته ست زهم
ما که جمعیم چنینیم تو تنها چونی

                         جلال تاج اصفهانی / وبلاگ خبری موسیقی سنتی

زندگی نامه استاد محمد رضا شجریان

 
عکس قدیمی از محمدرضا شجریان

استاد محمد رضا شجریان در اول مهر 1319 شمسی برابر با 21 سپتامبر 1940 در شهر مقدس مشهد در خاندانی که هنر از هر دو سو موروثی بود،(خاندان پدر صوت دلنشین و خاندان مادری خوشنویسی و موسیقی) دیده به جهان گشود.
هنگامی که محمد رضا شجریان به دنیا آمد والدین او هرگز تصور نمی کردند که چه هدیه بزرگی به دنیای هنر و موسیقی تقدیم می کنند.
محمد رضا اولین فرزند خانواده شان بود.
مهدی شجریان پدر محمد رضا ، دارای صدای خوشی بود و مایل بود که محمد رضا را تحت تعلیم خود درآورد.
شجریان در کاستی به نام خاطرات پدر به عشق عمیقی که نسبت به پدرش داشته و در مورد صدای پدر وکودکی اش چنین می گوید:
پدرم متولد مشهد است. پدربزرگم حاج آقا سید علی اکبر طبسی یکی از مالکان مشهور طبس بود او صدای فوق العاده خوبی داشت ولی جز در محافل خصوصی و در نزد دوستان صمیمی جای دیگری نمی خواند. وقتی پدرم فقط 12 سال داشت پدر بزرگم فوت کرد و پدرم بهترین معلم آواز خود را از دست داد.
دوستان پدرم را به حاج آقا سید محمد عرب برای تلاوت قرآن معرفی کردند و
پس از سالها تمرین و ممارست وی بهترین معلم قرآن مشهد شد.
من به خوبی به خاطر دارم که وقتی 3 یا 4 ساله بودم صبح های جمعه جلسات تلاوت قرآن در منزل ما برگذار می شد.
مادرم به محمد شاطر خدمتگزارمان می سپرد که مرا نزد پدرم ببرد من از آنها خیلی خجالت میکشیدم و مرتبا پشت پدرم قایم می شدم در یکی از آن روزها من برای اولین بار آقا سید محمد عرب را دیدم او مرد پیری بود که یک عمامه سبز پوشیده بود. پس از آن جلسه پدرم مرتبا مرا با خود به جلسات قران می برد.
از وقتی 6 ساله بودم تا هنگامی که 19 سالم شد پدرم مرتبا مرا به جلسات تلاوت قرآن می برد وقتی به سن تکلیف رسیدم پدرم مرا صبح بیدار میکرد و میگفت با صدای بلند قرآن بخوانم در این تلاشها پدرم علت اصلی موفقیت من بود.
پدرم عاشق مذهب بود او به شاگردانش به خوبی قران درس می داد و معلم ماهری بود و تا سن 82 سالگی به تدریس ادامه داد.
در سال 1326 استاد شجریان وارد مدرسه 15 بهمن شد و در همان زمان شروع به تلاوت قران نزد پدر کرد به طوری که از 10 سالگی در مراسم و اجتماعات سیاسی آن زمان قران تلاوت می کرد.
اولین زمزمه های آوازی ایشان در دوره دبیرستان به کمک دائی شان و آقای جوان(معلم دانشسرا)آغاز شد.
ایشان در این باره می گویند:
اولین زمزمه ها و آواز من با همراهی دایی ام که فقط دو سال از من بزرگتر بود و تار میزد آغاز شد.
بعد در مشهد به پیرمردی برخوردم به نام آقای جوان که در واقع معلم موسیقی دانشسرا بود.
من در دانشسرای مشهد درس می خواندم و ایشان خیلی به من علاقه داشت تار خیلی خوب می زد و شاگرد علی اکبر خوان شهنازی بود ویولن هم می زد.
با ایشان هم کار می کردم و آواز می خواندم.
استاد در سال 1349 با خانم فرخنده گل افشان که ایشان نیز معلم دبستان بودند آشنا شدند و در شهر قوچان پای سفره عقد نشستند.
یک سال بعد در 29 مرداد 1341 در مشهد چشن عروسی بر پا شد و استاد زندگی مشترک خود را با خانم گل افشان آغاز کردند و 2 سال بعد به عنوان معلم مدرسه به شاه آباد منتقل شدند اما هم چنان موسیقی و آواز را رها نکرده و آموزش سنتور را برای اولین بار در مشهد نزد جلال اخباری آغاز کرد و ادامه داد تا نزد فرامرز پایور در تهران رفت.
استاد در سال 1345 به تهران مهاجرت کرد و پس از ورود ایشان به تهران براساس دعوت قبلی به نزد داوود پیرنیا مدیر برنامه گلها به اداره رادیو مهاجرت کرد و مرحوم پیرنیا پس از تست ایشان شیفته صدای وی شد به این ترتیب اولین برنامه استاد شب جمعه 15 آذر ماه با عنوان برگ سبز شماره 216 با همراهی استاد ورزنده از رادیو پخش شد و این همکاری تا استعفای استاد در سال 1355 ادامه داشت و 300 برنامه ضبط شد.
در تمام مدت همکاری استاد با رادیو و تلویزیون وی با نام مستعار سیاوش بیدکانی شناخته شده بود و این به علت مخالفت پدرش با موسیقی و آواز خواندن استاد بود به گفته خود استاد پدرش به شدت مذهبی بود و اصلا دوست نداشت که پسرش آواز کاز کند.
استاد در مورد آن دوران می گویند:
(وقتی به تهران آمدم و همزمان با کار در برنامه گلهای رادیو به کلاس درس اسماعیل مهرتاش در جامعه باربد رفتم و با ایشان ردیف های طاهرزاده را کار می کردیم پنج ماه از سال کلاسها در فضایآزاد برپا می شد بقیه ماه در یک کلاس کوچک و خفه جمع می شدیم.
در آن زمان همه مرا به عنوان خواننده گلها می شناختند و وقتی میخواستم از قسمت تئاتر به کلاس بروم همه مرا نگاه می کردند.
کلاسهای مهرتاش همیشه پر از شاگرد بود.
روزی به ایشان گفتم: چرا شما چند تا از بهترین شاگردانتان را انتخاب نمی کنید که فقط روی آنها کار کنید و هر شاگردی می آید شما به او اجازه میدهید که از کلاس استفاده کند او گفت اگر آنها خواننده خوبی نشوند شنونده خوبی خواهند شد.
همه ما استاد را دوست داشتیم ولی به سختی در این فضای شلوغ چیزی یاد می گرفتیم.
علاوه بر کلاس مهرتاش من در برنامه گلها با عبادی نیز کار می کردم.
با پا در میانی آقای نقیب که در آن زمان مسئول رادیو بود استاد عبادی به من درس دادند.
ایشان به من می گفت: که هنرمندنما ها فضای رادیو را خراب کرده اند و به من یاد داد چطور بخوانم و هر وقت خارج می خواندم و یا به خودی خود به اوج می رفتم به من تذکر می داد ما شب و روز کار می کردیم.
تاثیر گذارترین فرد در زندگی من استاد دادبه بود او مرا دگرگون کرد و حتی در شخصیت هنری من اثر شگرفی داشت.
من هشت سال با ایشان در شیوه دشتستانی کار کردم.
ولی آنچه که برای من ارزش دارد فکر و اندیشه این مرد بزرگ بود و شاید مهمترین بخش زندگی هنری من آشنایی با ایشان است و ایشان خیلی بیشتر از پدرم در من اثر گذاشت.
در سال 1356 در اعتراض به موسیقی رادیو را ترک کردم و گفتم نمی خواهم صدایم از رادیو پخش شود.
از آن سال به بعد موسیقی و صدای من مردمی تر شد چون در آن زمان مردم از رژیم دل خوشی نداشتند در نتیجه از رادیو و تلویزیون هم ناراضی بودند.
هنر دیگر شجریان در زمینه خطاطی است در این باره می گوید:
من خطاطی را از برادران میرخانی فرا گرفتم اما در امتحان شرکت نکردم زیرا نمی خواستم خطاطی را تا دوره عالی ادامه دهم هدف من این بود که خطم زیبا شود.
خطاطی هم مانند موسیقی زمان زیادی برای یادگیری احتیاج دارد و سخت ترین قسمت خطاطی خط نستعلیق است.
میرخانی نوازنده چیره دست کمانچه نیز بود اما او وارد حیطه موسیقی نشد.
در طی 40 سال فعالییت هنری استاد ایشان در بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی و آمریکایی کنسرت داده اند.
ایشان در دانشگاههای بروکلی، کلمبیا ،هاروارد ، فیلیپین، شیکاگو شش کنفرانس در مورد موسیقی ایرانی برگذار کرده اند.
در 20 سپتامبر 1995 در یونسکو توسط فدریکو مایور دبیر کل یونسکو مدال پیکاسو که به شکل چشم پیکاسو بود(چون دنیا را به شکل متفاوتی می نگریست) به ایشان اهدا شد.
همچنین در روز 8 فوریه 2001 در ورزشگاه استیل لوس آنجلس جایزه گرمی برای کاست (بی تو به سر نمی شود) به استاد تعلق گرفت.
محمد رضا شجریان پنج فرزند دارد با نام های فرزانه، افسانه، مژگان و همایون از همسر اول و رایان از کتایون خوانساری همسر دوم ایشان .
مژگان شجریان نامی است که در اکثر کاستهای استاد به چشم میخورد ایشان دارای مدرک MS گرافیک هستند و به همراه همسرشان محمد علی رفیعی که مهندس است به کارهای طراحی کامپیوتری کاستهای استاد می پردازند.
همایون شجریان هم از سن 15 سالگی همراه پدر به کار خوانندگی مشغول است.
شجریان عاشق گل و طبیعت است و همه گلها را به خوبی میشناسد و با کشاورزی کاملا آشنایی دارد.
ایشان باغی در هشتگرد حوالی کرج دارد که آخر هفته ها در آنچه به گلکاری می پردازند.
و از بین خوانندگان قدیمی او کارهای قمرالملوک وزیری، بنان، ظلی، تاج اصفهانی و پاورتی است