کم لطفی های محمد رضا لطفی .....



آوا مشکاتیان



آوا مشکاتیان
دیداری از آرامگاه صفا (ظهیرالدوله)
خاطره یك روز در آرامگاه ظهیرالدوله (شمال تهران، محله تجریش، خیابان دربند، انتهای كوچه ظهیرالدوله)
ظهیرالدوله آرامگاه ابدی اهل صفاست. اگر یك بار به این خلوتگاه پر از عشق سر بزنید آنقدر مجذوب میشوید كه برای دیدن مجددش لحظه شماری میكنید. گورستان ظهیرالدوله بزم خاموش كسانی است كه ایران را به نوا و ترانه مهمان كردند؛ میعادگاه عاشقانی است كه دل در گرو در خاك خفتگانی دارند كه روحشان به پرواز در آمده ولی نامشان همیشه میدرخشد و زنده میماند و... آنها از این خاك برخاستند، در این خاك كوشیدند و نام و آوازه این خاك را به گوش جهان رساندند و در نهایت در همین خاك خوابیدند.
ظهیرالدوله:
"علی خان ظهیرالدوله" از شاهزادگان قاجاری و شخصی درویش مسلك و انسانی وارسته و بانى اولین اركستر ملى ایران بود كه با كمك پدر ابوالحسن صبا و پدر رهى معیرى در باغ خانقاه خود كنسرتى ترتیب داد؛ باغ خانقاه همانجایی است كه امروز به آرامگاه صفا (ظهیرالدوله) مشهور است. این آرامگاه در انتهای خیابان ظهیرالدوله واقع شده است.
تاریخچه انجمن اخوت:
در سال ۱۳۱۷ قمرى على خان دولوى قاجار ملقب به ظهیرالدوله، انجمن اخوت و خانقاهى را در خانه خود در ضلع شرقى میدان فردوسى بنا نهاد. بنا به نوشته مهدى مرسلوند در كتاب "زندگینامه رجال و مشاهیر ایران" آشنایى ظهیرالدوله باصفى علیشاه (۱۳۰۳) قمرى نقطه عطفى در زندگى او بود. به طورى كه به زودى در سلك مریدان وى درآمد و پس از درگذشت صفى علیشاه در ۱۳۱۶ با لقب صفاعلیشاه جانشین او شد. در انجمن اخوت ۱۱۰تن از روشنفكران عضویت داشتند و خدمات گرانبهایى براى از بین بردن خرافات و اصول استبداد كردند. پس از به توپ بستن مجلس در دوران استبداد صغیر، خانه و خانقاه ظهیرالدوله نیز به اتهام همكارى با مشروطه خواهان ویران شد و اثاث آن به غارت رفت. ظهیرالدوله ملك خود را در نزدیكى امامزاده قاسم شمیران وقف خانقاه و انجمن كرد و مسؤولیت اداره آن نیز به انجمن اخوت سپرده شد. او در ۱۳۴۲ هجرى قمرى درگذشت و پیكرش در همان جایى به خاك سپرده شد كه امروز گورستان ظهیرالدوله نام دارد.
در حال حاضر هیچ اثری از این انجمن نیست و آخرین كسی كه توسط انجمن به مقام متولی خانقاه برگزیده شده، درویش رضا بوده كه پس از سیل ۱۳۶۶ تجریش سكته كرده و از دنیا رفته است.
ورودی آرامگاه:
انتهای كوچه پس از پایین رفتن از چند پله دری فلزی و قدیمی با كاشیكاری به چشم میخورد که رویش نوشته شده:
"آرامگاه صفا ظهیرالدوله صفاعلی ۱۳۱۷ ق"
طرف دیگر دو تبر زین و یك كشكول مسطح كه با نام ا... محمد علی در برگرفته شده به چشم میخورد، این طرحها در بین كاشیها خودنمایی میكنند و نمادی هستند از اعضای انجمن اخوت كه به اهل صفا مشهور شدند. اهل صفا افرادی تحصیلكرده و با لیاقت و ازخاندان قاجاری و طبقات اشرافی بودند كه درمكتب علیخان ظهیرالدوله موسس انجمن به تلمذ نشستند و در راه اعتلای فرهنگ و هنر ایرانی تلاش كردند.
پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به ایران آمد و شناسنامه ایرانی گرفت، از این رو آنان نام خانوادگیشان را اخوان ثالث به معنی برادران سهگانه گذاشتند.[۲]
فروغ در ظهر ۸ دیماه در خیابان معزالسلطنه[۱] کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانیتبار به دنیا آمد.
احد شاملو

احمد شاملو، در ۲۱ آذر ماه سال ۱۳۰۴ هجري شمسي در تهران متولد شد. دوره كودكي را به خاطر شغل پدرش كه افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جايي ماموريت مي رفت، در شهرهايي چون رشت، سميرم، اصفهان، آباده و شيراز گذراند.
آموزشهاي دبستاني را در شهرهاي خاش و زاهدان و مشهد، و بخشي از دوره دبيرستان را در بيرجند، مشهد و تهران گذراند. در سال ۱۳۳۱ به همراه پدرش، كه براي سروسامان دادن تشكيلات از هم پاشيده ژاندارمري به گرگان و تركمن صحرا انتقال يافته بود، به آنجا مي رود و همزمان با تحصيل در فعاليتهاي سياسي مناطق شمال شركت مي كند.
وي به خاطر طرفداري از آلمانها و ضديت با متفقين، در تهران دستگير مي شود و به زندان شوروي ها در رشت منتقل ميشود. پس از آزادي از زندان به همراه خانواده به رضائيه مي رود و كلاس چهارم دبيرستان را در آنجا سپري مي كند و پس از بازگشت به تهران، براي هميشه تحصيلات مدرسي را رها مي كند.
ا