صداي فاصله ها
احسان افتادگان بیدگلی
امروز با پروين اعتصامي
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت
این اشک دیدهی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطرهی سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11:11 توسط احسان افتادگان بيدگلي |
هرگز از مرگ نهراسيده ام اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود
هراس من باري
همه از مردن در سرزمينيست كه مزد گوركن از بهاي آزادي آدمي افزون باشد!
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
مجموعه شعر
زندگی نامه شاعران
مناسبت ها
عکسهای دیدنی
زندگی نامه اساتید آواز ایران
زندگی نامه اساتید موسیقی ایران
فروشگاه احسان
پیوندها
چشم در چشم ( نسرین دارا)
كشكول فرهنگ و هنر( کاظم کمالی)
در قلمرو احساس( احمد یزلانی)
نیمکت ( سعید اسلامی)
ویگل (مسعود فرزانگان)
اداره بهزیستی آران و بیدگل
فرهنگي و ادبي
l
علی عسگری
محسن شایان فر
آزمون چهارم
BLOGFA.COM