براي او كه نگاهش ترانه بود و سرود

در آن شب نيلوفري شده ز عطر نياز

براي او كه خيالش اميد بود و نويد

در آن خزان كه دلم در فرود بود و فراز

دلم اگرچه شده تنگ

لب ولي خاموش

ميان خاطره هايي به وسعت پرواز

نه !

قصه ، قصه ي ديرينه هاي زيبايست

حديث خاطر شيرين و چشم گيرائيست!!!

گذشته، اگر چه گذشت و رفته، رفت از ياد

دل زمانه اگر سنگ و خاطره چون باد

ز دست خاطره هايي كه حك شده فرياد !!