جمعه ی زیبائی از خرداد 2
یک نفر
یک نفر تنها اگر از دورهای دور می آمد
سکوتم گر فراوان بود،
کم می شد.
اگر در آسمان
یک لحظه
تنها لحظه ای
یک قطره
تنها قطره ای باران
اگر از ابر می بارید
شاید غنچه ای پژمردنش را
لحظه ای
یک لحظه گم می کرد
اگر لبهای تو
یک بوسه
تنها بوسه ای
ارزانی لبهای من می داشت
شاید شعرهایم واژه ای
یک واژه شاید
ساده تر می شد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 20:38 توسط احسان افتادگان بيدگلي
|
هرگز از مرگ نهراسيده ام اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود