جمعه ی زیبائی از خرداد 1
آسمانهای کبود
آبی سرد گناه
و تباهی
وغروب
همه اش را به فراموشی داد
غصه ها را
قصه ها را
و تبش سردی دیروز مرا امروز، پایان داد
همین امروز
جمعه ی زیبایی از خرداد
دادم دل به دست باد
باشد
هر چه بادا باد !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 19:10 توسط احسان افتادگان بيدگلي
|
هرگز از مرگ نهراسيده ام اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود